زنان ایرانی به آرامی مردان را پشتسر میگذارند، میزان مشارکتهای اجتماعی و اقتصادی آنها، مسئولیتپذیری، دانش تخصصی زنان کشور به سرعت در حال افزایش است و این در حالی است که مردان بیشتر در چرخه بسته گذشته سیر میکنند. به گزارش همشهری آنلاین، دکتر فردین علیخواه، جامعه شناس، در یک یادداشت کوتاه با عنوان "مردان جهان؛ دارید از دست میروید" به بررسی تفاوت رشد دانایی و توانایی بین مردان و زنان کشور پرداخته است. اگر چه یادداشت ایشان پیوستهای آماری ندارد اما نگاه یک جامعه شناس به جامعه میتواند توجه برانگیز باشد. دکتر علیخواه مینویسد: در بانک نشستهام و منتظرم تا دستگاه فراخوانِ نوبت؛ شمارهام را اعلام کند. در مقابل باجه شماره ۳، زن و مردی تقریباً سیساله نشستهاند. هر بار که کارمند بانک چیزی میگوید چشمهای مرد گرد میشود، بهصورت زن نگاه میکند و بهآرامی میپرسد: چی میگه؟ گوشهای او سنگین نیست. او اعتماد بنفس ندارد و از زن میخواهد که صحبتهای کارمند بانک را برایش توضیح دهد تا او بتواند بفهمد. زن اعتماد بنفس دارد و خوب حرف میزند و نقش دیلماج شوهرش را ایفاء میکند. این روزها موقع عبور از مقابل فروشگاههای مختلف شهر، میبینم که زنان در حال حرف زدن با فروشندگان هستند و شوهرانشان درحالیکه حدود نیم متر عقبتر از آنها ایستادهاند فقط سرشان را تکان میدهند. زنان از فروشگاهها کاتالوگ میگیرند و با دقت آنها را میخوانند. ظاهراً این روزها این زنان هستند که میدانند کابینت آشپزخانه چگونه باشد بهتر است، خرید کدام خودرو با صرفهتر است، آداب رفتار در رستوران چگونه است و با گارسون چگونه باید حرف زد، با توجه به بودجه خانواده، سفر به کدام کشورها باصرفهتر است و منظور کارمندان آژانسهای مسافرتی از برخی اصطلاحات فنی چیست، برای بیماریهای مختلف مصرف کدام داروها بهتر است، هماکنون فیلمهای خوب سینماها کدام اند و بچهها برای رشد بهتر به چه کلاسهای آموزشی نیاز دارند. اساساً گویی زنان قواعد زندگی در جامعه جدید را یاد گرفتهاند و تلاش میکنند بیشتر هم یاد بگیرند و در مقابل، مردان در این خصوص روزبهروز اعتماد بنفس خود را از دست میدهند و به حاشیه میروند. چند روز قبل گزارشی ملی میخواندم که نشان میداد مطالعه کتاب در بین زنان، در مقایسه با مردان بیشتر است. آنان بیشتر کتاب میخرند. این روزها بیشتر دانشجویانم در کلاسها؛ دختر هستند. خیلی از رشتههای علوم انسانی اینطور شده است. آمار رسمی هم از افزایش تعداد دختران دانشجو نسبت به پسران حکایت دارد. معمولاً دختران دانشجو بهتر صحبت می کنند. با زمانه، خوب پیش میروند. روابط عمومی خوبی دارند. بهاندازه خودشان مطالعه میکنند و برخلاف پسران که عمدتاً با رخوت و بیانگیزه به دانشگاه میآیند، آنان با انگیزۀ پیشرفت در جامعه، هرروز صبح با اشتیاق به دانشگاه میآیند. به فعالان اجتماعی مختلف فکر میکنم و میبینم که تعداد زنان در بین این فعالان روزبهروز بیشتر میشود. به انجمنهای خیریه فکر میکنم و میبینم که زنان نقش پررنگی در آنها دارند. به اعتراضات مدنیِ سالهای اخیر فکر میکنم. برای مثال صف اول بیشتر تجمعات محیط زیستی را زنان تشکیل دادهاند. شاید آرایشگاهها مملو از زنان باشد ولی همزمان کلاسهای آموزشی مختلف از زبان انگلیسی تا آموزش برنامهنویسی اندروید، تا مولاناشناسی مملو از زنانی است که انگیزه فراوانی برای پیشرفت دارند. مطالعه اخیر ما نشان میدهد که بیشتر زنان عضو کانالهای تلگرامی هستند که فن یا مهارتی را برای زندگی بهتر آموزش میدهند. زمانی زنان در مهمانیها فقط از مانیکور ناخن و مشِ کرم کاراملی حرف میزدند و مردان از سیاست، اقتصاد و زندگی روزمره. بهتدریج شاهد هستیم که در مهمانیها، زنان علاوه بر حرف زدن درباره هایلات شکلاتی مو و ماسکهای میوهای صورت، درباره آخرین کتابهایی که خواندهاند، محیطزیست، حقوق شهروندی و جریان پستمدرن فرانسوی صحبت می کنند. ولی در مقابل مردان عموماً از بهترین زمان برای خرید خانه، مغازههای فروش لاستیکهای دورسفید ماشین که خیلی ماشین را قشنگ میکند و درنهایت نشان دادن کلیپها و گیفهای سکسی به همدیگر. شکی نیست که اشتیاق زنان برای پیشرفت و ورود به عرصههای گوناگون اجتماعی علل مختلفی دارد. معمولاً گروههای اجتماعی که تجربه به حاشیه رانده شدن و نادیده گرفته شدن را دارند با گشایش فرصتهای هرچند کوچک، تلاش میکنند تا به نحو احسن از آن فرصتها استفاده کنند و خود را به اثبات برسانند. ولی بهعنوان یک جامعهشناس، از آینده چنین تغییری در جامعه ایرانی نگران هستم. قطعاً درک میکنید که نگرانیام از پیشرفت زنان نیست. پیشرفت زنان را امری نرمال و در راستای تحولات اجتماعی میدانم. نگرانیام از عقب ماندن مردان است. پیشبینیام آن است که اگر این روند به همین شکل پیش رود در یکی دو دهه آینده شاهد مردانی آویخته، در مقابل زنانی فرهیخته خواهیم بود. منظورم مردانی آویخته به جریان مدرنیسم اجتماعی با سنجاق است که هرلحظه امکان افتادن آنها وجود دارد، این وضعیت پیامدهای خودش را خواهد داشت. حسادت، لجبازی، احساس سرخوردگی و پنهان شدن در پشت تعصبات به قصد اذیت کردن زنان توسط مردان و در کل عمیقتر شدن تفاوت نگاه و نگرش به زندگی بین زنان و مردان از جمله آنهاست.
هر کنشی یه واکنشی داره :) درخت ۴۲ ساله داره ثمراتشو نشون میده :) البته برای خانوما خوشحالم چون دارن به حق قانونی خودشون کم کم میرسن تو این کشور بی قانون :)
این وضعیت پیامدهای خودش را خواهد داشت. حسادت، لجبازی، احساس سرخوردگی و پنهان شدن در پشت تعصبات به قصد اذیت کردن زنان توسط مردان و در کل عمیقتر شدن تفاوت نگاه و نگرش به زندگی بین زنان و مردان از جمله آنهاست. اتفاقا همین الانش هم برخی از آقایون با نسبت دادنِ خیلی از القابِ نامناسب به خانوما و همچنین آوردنِ بهونه هایِ عجیب و غریب برایِ سرپوش گذاشتنُ توجیهِ ناتوانی هایِ خودشون سعی در تخریب و اذیت کردنِ خانوما دارن. هیچوقت یادم نمیره درسیُ که من و دو سه تا از خانوما و حتی چند نفر از آقایون!! تنها با تلاشِ خودمون نمره بالایی در اون کسب کرده بودیمُ، یکی از آقایون فقط به این دلیل که خودش نمره پایینی گرفته بود ادعا کرد استاد صرفا بر اساسِ جنسیت و زیبایی نمره داده به دانشجوها.. و در واقع میخواست اینطوری سرخوردگیِ خودشُ جبران کنه.. البته خب منم در برابرِ این حرفش ساکت نموندم و با آوردنِ اسمِ چند نفر از آقایون که نمره بالایی گرفته بودن مشتِ محکمی بر دهانش کوبیدم و خب ایشون هم مجبور به عذرخواهی شد. چندین بار اینُ تو بحثِ شغل هم دیدم و شنیدم که برخی آقایون میگن کار برایِ آقایون نیست و خب خانوما تو الویت هستن همیشه به واسطه جنسیتشون و خب من قبلا خیلی ناراحت میشدم از این حرفشون اما الان دیگه دلیلِ اصلیِ این رفتارشونُ میدونم و بیشتر براشون دلسوزی میکنم و احساسِ قدرت میکنم. به امیدِ روزی که انسانیت دغدغه اصلیمون باشه نه جنسیت.
بنظرم مشکلی نداره، فرقی نمیکنه که مدیریت و موفقیت جامعه از سمت کدوم جنسیت باشه مهم نتیجه هست که خوب جواب بده.
وقتی تو دنیا همه ارزش ها به پول ختم میشه تو جامعه سنتی و پر از ضعف فرهنگی ما که مرد مسئول امور مالی خانواده هست و ارزش یه مرد به میزان پولشه خب طبیعیه که همه فکر و ذکر مردا بشه پول درآوردن اونم تو این اوضاع اقتصادی و درنتیجه به خیلی از چیزایی که باید و دلشون میخواد نمیتونن توجه نشون بدن و وقت بذارن براش... به نظرم نباید از اونور بوم افتاد همونطور که سرکوب استعدادا و خواسته های زنا در طول تاریخ غلط بوده به همون میزان جامعه ای با مردان سرکوب شده هم میتونه آسیب های خودش رو داشته باشه