1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

پایتخت 6 نقدها، جنجال‌ها و پایانی ناتمام

شروع موضوع توسط m naizar ‏6/4/20 در انجمن سینما

  1. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    پایتخت 6
    نقدها، جنجال‌ها و پایانی ناتمام
    [​IMG]
    فصل ششم «پایتخت»، مطرح‎ ترین و شاید محبوب ترین سریال دهه ۹۰ تلویزیون شب گذشته به پایان رسید. پایانی اجباری و ابراز امیدواری برای بازگشت و ادامه داستان بعد از شکست کرونا. این درحالی است که از ابتدای ساخت سریال در خبرها آمده بود که این فصل در ۱۵قسمت ساخته خواهد شد اما حال و پس از پایان این ۱۵قسمت، مخاطبان «پایتخت» مانده اند و چندین و چند گره باز نشده که گویا فیلمنامه نویس و احیانا طراح و کارگردان سریال برای بسته نگه داشتن و حتی کورتر کردن آنها تعمد داشتند. گره هایی که بعید به نظر می رسد با یکی دو قسمتی که سیروس مقدم عید فطر را برای پخش احتمالی آن اعلام کرده گشوده شوند.این فصل، همان اندازه که مخاطبان بیشتری نسبت به فصل های قبل داشت، انتقادات بیشتری هم دریافت کرد. از اشکالات اساسی در فیلمنامه تا گاف های کارگردانی مواردی بودند که باعث شدند فصل ششم «پایتخت» به زعم اغلب منتقدان و اهالی رسانه ضعیف ترین فصل این سریال محبوب لقب بگیرد. در این گزارش به بخشی از انتقادات به این سریال می پردازیم.
    جای خالی فیلمنامه قدرتمند
    پیش از این کمتر کسی فکر می کرد که در یک سریال نام فیلمنامه نویس برای مخاطب عام اهمیت داشته باشد اما پس از این فصل از «پایتخت» بارها و بارها در شبکه های اجتماعی مختلف یاد شادروان خشایار الوند زنده شد و بخش زیادی از مخاطبان این سریال در مقایسه این فصل با فصل های قبلی، ضعف فصل ششم را به جای خالی فیلمنامه نویس فقید آن و آشنا نبودن فیلمنامه نویس جوان و جدید سریال با فضای آن ربط دادند و این موضوع حتی انتقاد تلویحی وزیر فرهنگ را هم به دنبال داشت. سیدعباس صالحی در توئیتی از این نوشت که این خشایار الوند بود که به "پایتخت" جان می داد. نبود یک خط قصه مستقل و خرده روایت هایی که ناتمام رها می شدند باگ اصلی فیلمنامه «پایتخت۶» بود که نشان از عجز فیلمنامه نویس در ایجاد یک چارچوب منظم و منطقی برای سریال داشت.اینکه چه شد محسن تنابنده به عنوان طراح اصلی فیلمنامه و سرپرست نویسندگان به آرش عباسی نویسنده جوان و پرکار عرصه تئاتر اعتماد کردند و سرنوشت یکی از مهمترین برندهای تلویزیون در سال های اخیر را به او سپردند، پرسشی است که شاید در آینده به آن پاسخ داده شود.
    سانسور واقعی یا بهانه برای جذب مخاطب؟
    بحث دیگری که از همان قسمت های آغازین فصل ششم «پایتخت» درباره این سریال مطرح شد ماجرای سانسور این سریال بود. ادعایی که چندبار مطرح و بعد تکذیب شد. در ابتدا سیدامیر سیدزاده بازیگر نقش مالکی از سانسور برخی از سکانس هایش گلایه کرد. بعدتر محسن تنابنده از سانسور نسخه سانسور شده سریال نوشت و احمد مهرانفر دیالوگ سانسورشده سریال را در صفحه شخصی اش منتشر کرد. پس از این اتفاقات بود که سیروس مقدم کارگردان سریال در گفت وگویی موارد حذف شده از سریالش را به حساسیت های شرایط روز جامعه ربط داد و گفت: هیچ سانسوری در کار نیست.
    انتقادهای دنباله دار از بدآموزی های ادامه دار
    یکی از انتقادهای پرتکرار از ابتدای پخش «پایتخت» در فصل ششم، بدآموزی کاراکترهای آن در برخورد با یکدیگر بود. بی احترامی کوچک ترهای خانواده به بزرگ ترها و در ادامه دروغ گویی های بی دلیل شخصیت های خانواده معمولی و فریبا از مواردی بود که از همان قسمت های ابتدایی تا قسمت پایانی اعتراضات و انتقادات مخاطبان سریال را به دنبال داشت. نمایش خشونت یکی دیگر از انتقاداتی بود که به این سریال وارد شد و مصداق آن هم سکانس های مربوط به بهبود و سندروم دست بیقرارش بود. موارد بی شماری که برخی رسانه های از آن با عنوان بدآموزی هایی که نباید از نقی و ارسطو بیاموزیم یاد کردند.
    گاف های پیاپی و واضح
    «پایتخت۶» اما علاوه بر ایرادات فنی که در فیلمنامه اش داشت با گاف های ریز و درشتی هم همراه بود که از چشم مخاطب تیزبین این سریال پنهان نماند. از گاف های فوتبالی که هواداران فوتبال را دل زده کرد تا گاف در دست داشتن متن اخبار چند ساعت پیش از پخش خبرها از تلویزیون که با واکنش گوینده خبر تلویزیون همراه بود. اینها در کنار مواردی مانند حضور فیلمبردار در زمین فوتبال در سکانس سیو دیدنی بهتاش فریبا در دروازه نساجی، تصویر دوربین و عوامل پشت دوربین در آینه ماشین، قوری ای که در یک پلان شکسته می شود و در پلان بعدی سالم سر جایش قرار دارد و ... برخی از مواردی هستند که نشان می دهند این فصل از «پایتخت» علاوه بر فیلمنامه در کارگردانی هم با بی دقتی و احتمالا از روی عجله ساخته شده است.
    جنجال ناتمام سکانس پایانی
    همه حواشی فصل ششم این سریال پرمخاطب اما یک حسن ختام داشت که حسابی جنجال ساز شد. یک زوج و سفر ماه عسل و یک موتورسیکلت و یک قایق و البته یک لامپ!سکانسی که به اعتقاد برخی پلان به پلان از فیلمی با بازی بهروز وثوقی کپی شده بود و همین موضوع انتقادات از سریال را به اوج رساند و ماجرای حاشیه های "پایتخت" را حادتر از پیش کرد.

    بهار نیوز
     
  2. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    جوابیه سیروس مقدم به نقدها

    - سیروس مقدم برای خیلی از مردم آشناست. او در کارنامه هنری خود آثاری دارد که همه از سریال های تراز اول تلویزیون محسوب می شوند. مقدم از دهه ۶۰ کارگردانی را آغاز کرد و «به سوی افتخار» از اولین سریال هایش به حساب می آید. بعد از آن «روز های زندگی» را ساخت و ناگهان با سریال «مسافر» که موضوع اعتیاد را به تصویر می کشید، درخشید.

    بعد از آن در اوایل دهه ۸۰، «پلیس جوان» را کارگردانی کرد که این سریال معمایی برای شهاب حسینی که اوایل مسیر پیشرفت بود، پله ترقی شد. سریال های «عروج»، «دریایی ها»، «وکیل»، «مهر خاموش»، «بانویی دیگر»، «مزرعه کوچک»، «ریحانه»، «نرگس» و «پرواز در حباب» نیز از جمله آثار موفق دیگر سیروس مقدم بودند.

    اما او در میانه دهه ۸۰ قدم به مسیر تازه ای از سریال سازی گذاشت که اولین آن «اغما» بود. «پیامک از دیار باقی»، «روز حسرت»، «رستگاران»، «چاردیواری»، «زیر هشت»، «تا ثریا»، «چک برگشتی»، «دیوار»، «بچه های نسبتا بد»، «مدینه»، «میکائیل» و «علی البدل» هم آثار دیگری هستند که در حوزه طنز و بیشتر مسائل روز جامعه تولید شدند.

    [​IMG]

    با ساخت سریال «پایتخت» به نظر نمی آمد که قصه های یک خانواده معمولی از خطه شمال آن هم در قالب یک سریال تلویزیونی بتواند مخاطب بسیاری را به خود جذب کند، اما زمانی که فصل اول سریال «پایتخت» در فروردین سال ۹۰ به روی آنتن رفت، همه این تصورات از بین رفت. تا جایی که اولین سریال تلویزیونی شد که در سال اخیر به فصل ۶ رسید. حالا دیگر مخاطبان عادت کرده اند که نوروز خود را با قصه های خانواده نقی معمولی بگذرانند.

    به بهانه پخش سریال «پایتخت ۶» گفت و گویی با سیروس مقدم کارگردان این سریال داشتیم که در ادامه آن را می خوانید:

    [​IMG]

    آقای مقدم، ایده قصه «پایتخت ۶» چگونه شکل گرفت؟ آیا زمانی که نگارش ابتدایی را شروع کردید مرحوم خشایار الوند بودند یا اینکه به طور کامل قصه بعد از درگذشت ایشان تغییر کرد؟

    ایده پایتخت۶، زمانی شکل گرفت که مرحوم خشایار الوند از دنیا رفته بود. قرار بود نسخه ای سینمایی برای روز پدر سال گذشته بسازیم. ۵۰ درصد فیلمنامه توسط مرحوم خشایار الوند نوشته شده بود که به ناگهان از بین ما رفت و همه را سوگوار کرد. آن نسخه سینمایی هم منتفی شد و ما دیگر دل و دماغ کار نداشتیم. چند وقت بعد، قرار شد «پایتخت ۶»، برای نوروز ساخته شود که ما دو طرح داشتیم که یکی از آن ها تصویب شد و شد همین پایتخت ۶. از دست دادن خشایار ضایعه جبران ناپذیری برای پایتخت بود و هست.

    محسن تنابنده برای نگارش پایتخت ۶، نیاز به نویسنده و کمک دست داشت. مدت ها طول کشید، نویسندگان زیادی آمدند و رفتند، تست زدند، مذاکره کردند، اما هیچ کدام نتوانست جای مرحوم الوند را بگیرند. خشایار یکی از اعضای اصلی و ارکان اساسی پایتخت در طی ۱۰ سال همکاری مشترک ما بود. او به جای نقی، ارسطو، رحمت، بهتاش، بهبود، هما، فهیمه و حتی سارا و نیکا بازی می کرد، لحن ها را می شناخت. به فرهنگ و گویش مازندران مسلط بود و عاشق این خطه از سرزمین مان بود. او در کنار محسن تنابنده زوج تکرارنشدنی را تشکیل داده بودند. طبیعی است در چنین شرایطی پیدا کردن جانشین برای مرحوم خشایار الوند کاری سخت و پر ریسک باشد.

    [​IMG]

    آرش عباسی در همکاری های قبلی هم با شما بود یا اینکه در این فصل اضافه شد؟

    من و تهیه کننده خانم الهام غفوری، آرش عباسی را نمی شناختیم و سابقه هیچگونه همکاری با ایشان نداشتیم. آرش در پایتخت قبلی هم حضور نداشت و تازه به تیم نویسندگان قرار بود، اضافه شود. آرش نویسنده چند تئاتر بود و تئاتر مولن روژ را با محسن تنابنده و احمد مهرانفر کار کرده بود و تا حدودی از سلایق و توانایی های همدیگر آگاه بودند. بعد از آن تئاتر بود که محسن تنابنده آرش عباسی را به عنوان نویسنده جایگزین مرحوم خشایار الوند به ما معرفی و کار را شروع کرد. طبیعی است مسیری را که تنابنده طی ۱۰ سال طی کرده بود تا به پختگی برای پایتخت نویسی برسد، آرش عباسی می بایست در زمان کم و اندکی سپری می کرد. خوشبختانه با استعداد و خلاقیت خود و همراهی و هدایت های تنابنده کم کم به حال و هوای پایتختی ها نزدیک شد و به مرور مدیوم تلویزیون را که مرحوم خشایار الوند به خوبی بلد بود و از نگارش برای آن بر می آمد، بهتر شناخت.

    [​IMG]

    چرا روح بابا پنجعلی هم در «پایتخت ۶» نبود؟
    گفته می شد روح بابا پنجعلی در این فصل سریال حضور دارد؟ به نظر شما نبود این شخصیت کمبودی در آن ایجاد نکرد؟

    به لحاظ دراماتیک باباپنجعلی دیگر کارکرد خود را از دست داده بود و به ورطه تکرار و ملال افتاده بود. بابا پنجعلی به دلیل آلزایمر و بیماری و کهولت سن امکان تحرک و ریتم در قصه را کم می کرد. خود بازیگر این نقش هم اذعان داشت که دیگر انگیزه و خلاقیتی برای ادامه ندارد و به شدت تکراری شده است و نقش برایش جذابیتی ندارد. پیشنهاد بازگشت در فرم و قالب روح هم بعد از صحبت های زیاد منتفی شد.

    «پایتخت» اثری واقع گرایانه است. این پیشنهاد ما را وارد فضای غیر واقعی و فانتزی می کرد که با روح «پایتخت» در تضاد بود؛ بنابراین قرار شد که «پایتخت۶» با فوت پنجعلی بعد از یک سال شروع شود و اعضای بدنش جان عده ای را نجات داده و حتی مرده اش هم خیر و برکت داشته باشد. ما تصمیم داشتیم تا با جایگزین کردن نقش پیرمرد دیگری مثلا برادر پنجعلی و ... جای خالی بابا پنجعلی را پر کنیم که متاسفانه روند فیلمنامه به سمتی رفت که دیگر این امکان هم وجود نداشت.

    [​IMG]

    با وجود همه سختی ها و مشکلات، پایتخت را به مردم عیدی دادیم
    از سختی های تولید «پایتخت ۶» برای ما بگویید.

    سختی های تولید «پایتخت» چند مرحله داشت؛ مرحله اول جمع کردن و هماهنگ نمودن تیم بازیگران بود که هر کدام درگیر پروژه های سینمایی و یا نمایش خانگی بودند. بازیگران «پایتخت» همه در بورس قرار دارند و هماهنگی حضور آن ها توسط تهیه کننده برای چهار ماه پایان سال به سختی انجام شد.

    مرحله دوم سختی ها در زمان تولید بود؛ در زمان ساخت «پایتخت» اتفاقات عجیب و غریبی به وقوع پیوست که هر کدام به تنهایی می توانست بر روند تولید تاثیر بگذارد؛ ترور سردار شهید قاسم سلیمانی که ما پایتختی ها ارادت خاصی نسبت به ایشان داشتیم، شهادت هموطنانمان در تشییع پیکر این شهید و سپس سقوط هواپیمای اوکراینی و تهدید آمریکا به حمله نظامی و در مرحله بعد هجوم مرگبار ویروس کرونا از اواخر بهمن ماه در گرماگرم فیلمبرداری، می توانست بر روند کار و شرایط روحی و ذهنی عوامل تاثیر بازدارنده ای بگذارد.

    اما پایتختی ها هم قسم شده بودند که عیدی مردم را در نوروز به هیچ قیمتی به تعویق نیندازند. با آنکه خانواده هایشان نگران سلامتی آن ها بودند و آن ها نیز نگران خانواده های خود بودند، در مازندران ماندند و ۱۵ قسمت مربوط به تعطیلات نوروز را تمام کردند. اواخر اسفند ماه بود که با بخشنامه وزارت بهداشت و ستاد مبارزه با کرونا به طور جدی روبه رو شدیم. از آنجا که ادامه قصه (همانطور که قسمت ۱۵ دیدید) بهتاش برای بازی در لیگ حرفه ای به تهران می آید و خانواده هم به دنبال ارسطو جای آن ها را پیدا می کنند، ادامه قصه در تهران و ورزشگاه آزادی و در فضای فوتبالی و خانوادگی می گذرد، عملا دیگر با تعطیلی مسابقات و منع تجمعات توسط ستاد مبارزه با کرونا امکان ادامه فیلمبرداری وجود نداشت.

    [​IMG]

    علت وجود سوتی های زیاد در «پایتخت۶»
    ما در این فصل گاف ها و سوتی های زیادی را شاهد بودیم. این موضوع به خاطر سرعت در تولید سریال بود؟

    ما هیچ عجله ای برای تولید نداشتیم؛ با فراغ بال و آرامش و حتی در شرایط هجوم کرونا با تمهیداتی که تهیه کننده و تیم تولید تدارک دیده بودند، کار کردیم. اما اتفاقی که افتاد و باعث چند خطا در کار شد، همزمانی پخش و کار های فنی و پس از تولید بود. طبیعی است که بعضی مواقع حتی با بار ها دیدن و دقت و بازبینی موارد ریز و جزئی از چشم ما و ناظران و بازبین ها دور بماند و متوجه آن ها نشویم. به نظر من باید به حرف اصلی سریال توجه کرد تا نکاتی که حتی ارزش محتوایی و چشمگیری در اثر ندارد.

    باوجود اینکه انتقاد هایی به سریال می شد، اما همچنان پرمخاطب ترین برنامه تلویزیون در نوروز بود. فکر می کنید به چه دلیل به این حجم از مخاطب رسیده است؟

    به نظر بنده مردم، تصویر واقعی تر و عریان تری از حقایق دور و برشان را در «پایتخت» می بینند. تلویزیون را اگر به مثابه آینه تمام قد جامعه ببینیم، طبیعی است هر گاه مردم و مخاطبان تصویر خود را با تمام دغدغه ها و مشکلاتشان ببینند به آن اعتماد و کانال های بیگانه و ماهواره ای را خاموش کرده و تلویزیون داخلی را تماشا می کنند. «پایتخت» به دلیل نزدیک بودن به نوع زندگی مردم، پوشش، سبک زندگی، آرایش ها، گفتار و کردار، توانست در قلب و روح مخاطبان خود نفوذ کرده و آن ها را با خود همراه سازد.

    [​IMG]

    در این فصل کنایه های سیاسی بسیار مشهود بود و همه می گفتند «پایتخت» خط داستانی ندارد و تنها با تکیه بر کنایه های سیاسی به دنبال جلب نظر مخاطب است. چقدر موافق این موضوع هستید؟

    مگر می شود بدون داشتن خط داستانی، این همه مخاطب را با خود همراه کرد. خط اصلی «پایتخت» همان قصه تکراری است؛ گمشده ای که پیدا می شود و با حضورش نظم موجود را به هم می زند. کنار این خط داستانی، بچه قصه هایی هم وجود دارد؛ مثلا به خلاف کشیده شدن ارسطو، درخشیدن بهتاش درون دروازه فوتبال و .... به بهانه این خرده قصه ها، با بعضی سیاسیون، هنرمندان، ورزشکاران، ناهنجاری های اخلاقی هم شوخی مجاز شد و این خاصیت طنز و طنازی است.
    باشگاه خبرنگاران