نوشته ای از مارگات آتوود که به نقاشی جنجالی می پردازد که توسط ایلین ریزلی نوشته است و او بعد از مدت ها برای بررسی آثار گذشته ش به تورنتو بر میگردد. ایلین به یاد دوستی سه نفره خود می افتد که در آن آرزوها، دوستی و خیانت هایی را دیده خاطرات که تمام زندگی او را تحت تاثیر خود قرار گرفته است ایلین باید با هویت دخترانه ی خود، معشوق بودن و وظیفه هنرمند بودن خود کنار بیاید. کتاب چشم گربه کتابی تاثیر گذار سرگرم کننده پراحساس و نفسگیر است که مخاطبان خود را مجذوب می کند. ((نفرت آسان تر بود. اگر از آن ها متنفر بودم، می دانستم چه کار کنم. نفرت روشن و واضح است، فلزگونه، یک سویه، بی تزلزل، برعکس عشق))