مجموعه ای از داستان های کوتاه نوشته ی ماریو باگاس است که در آن به زندگی پسران جوان در پرو میپردازد نویسنده ی در این کتاب به پسرهایی اشاره می کنند که وقت خودشان را در زمین فوتبال زمین رقص و جاهای دیگر می گذرانند. در یکی از داستان های این مجموعه به زندگی پر فراز و نشیب پسر بچه ای اشاره می شود که به سبک مبتکرانه و به یاد ماندنی آرزوها، دغدغه های یک نوجوان را به خوبی نشان می دهد با هم قسمتی از متن این کتاب را می خوانیم : ((از آن درس خوان ها بود. (اما با تملق میانه ای نداشت) در هفتۀ اول پنجم شد، اما بعد همیشه اول می شد تا آن اتفاق افتاد. بعد شروع کرد به گند زدن و نمرۀ بد گرفتن. برادر لئونیکو می گفت چهارده اینکای نامدار و او نام شان را پشت هم ردیف می کرد، ده فرمان، سه قطعه از سرود مذهبی ماریست، شعر «پرچم من» سرودۀ لوپز آلبوخار یک نفس همه را می گفت. لالو گفت: این سلار عجب بچۀ زرنگیه و برادر، حافظۀ عالی ای هم داره، و خطاب به ما: شما شیطون ها هم بهتره از اون یاد بگیرید. ))