شروع موضوع توسط M @ H @ K 2/12/19 در انجمن اشعار
بی روی چو ماه تو زنم دم ز جنون ما دست به دامن خیالت زده ایم تا خود فلک از پرده چه آرد بیرون
در من آدم بـــرفی است که عاشق آفــــتاب شده و این خلاصه ی همه ی داستان های عاشقانه ی دنیاست ...
در دنيايی كه سراسر جنگ است تو پناهگاه منی...♡
آرزو میکنم … هر آن چه در این لحظهها از دلتان میگذرد به نسیم لطافتِ خداوند بر شما روا گردد …
شعر خوانی زیبایی از زندهیاد محمدابراهیم جعفری
بوسیدمش دیگر هراس نداشتم جهان پایان یابد. من از جهان سهمم را گرفته بودم. #احمدرضااحمدی
تو همانی که می شود چای را کنارت بدون قند شیرین نوشید
و در کنارِ تو صبحی است که رنجِ شبان را از یاد میبرد... - شمس لنگرودی
به وصالت، که مرا طاقت هجران تو نیست...️ سعدی
رفتنت تیرِ خلاصی به سرم بود؛ تمام... جنگلی بودم و عشقت تبرم بود؛ تمام...' -وحید عیسوی ◇◇◇
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.