1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

در پی حقیقت

شروع موضوع توسط Anoosh ‏28/4/19 در انجمن سبک زندگی

  1. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,037
    تشکر شده:
    37,144
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    دو نفر بودند و هر دو در پی حقیقت. اما برای یافتن حقیقت یکی شتاب را برگزید و دیگری شکیبایی را.

    اولی گفت : " آدمیزاد در شتاب آفریده شده ، پس باید در جستجوی «حقیقت» دوید



    آنگاه دوید و فریاد برآورد : " من شکارچی ام ، «حقیقت» شکار من است."
    او راست می گفت : زیرا حقیقت غزال تیز پایی بود که از چشم ها می گریخت .

    اما هرگاه که او از شکار حقیقت باز می گشت ، دست هایش به خون آغشته بود . شتاب او تیر بود . همیشه او پیش از آنکه چشم در چشم غزال حقیقت بدوزد او را کشته بود.
    خانه باورش مزین به سر غزالان مرده بود . اما «حقیقت» غزالی است که نفس می کشد .
    این چیزی بود که او نمی دانست.

    دیگری نیز در پی صید حقیقت بود . اما تیر و کمان شتاب را به کناری گذاشت و گفت: خداوند آدمیان را به شکیبایی فراخوانده است پس من دانه ای می کارم تا صبوری بیاموزم.

    و دانه کاشت، سال ها آبش داد و نورش داد و عشق داد . زمان گذشت و هر دانه ، دانه ای آفرید . زمان گذشت و هزار دانه ، هزاران دانه آفرید .

    زمان گذشت و شکیبایی سبزه زار شد. و غزالان «حقیقت» خود به سبزه زار او آمدند . بی بند و بی تیر و بی کمان!

    و آن روز ، آن مرد ، مردی که عمری به شتاب و شکار زیسته بود ، معنی دانه و کاشتن و صبوری را فهمید . پس با دست خونی اش دانه ای در خاک کاشت!