اختلال دوقطبی یا شیدایی -افسردگی با دوره هایی از تجارب افسردگی و شیدایی مشخص می شود.علایمی که در دوره شیدایی بروز می کند بر خلاف علایم افسردگی است.در دوره شیدایی فرد خیلی شاد و غیر معمول است و فرد در خوداحساس توانایی زیادی کرده و دایما صحبت می کند.از کاری به کار دیگر رو می کند بی آنکه نیاز به خواب داشته باشدو نقشه های بزرگی می کشد بی آنکه به عملی بودن آن بیندیشد.چنین افرادی سخت بر انگیخته اند و مدام باید باید فعال باشند،آنها ممکن است ساعت ها به این طرف و آن طرف بروند،آواز بخوانند،فریاد بزنند و مشت به دیوار بکوبند،زود خشمگین شده و ممکن است دست به تهاجم و پرخاش بزنند. دانشنامه رشد
(نام لاتین: bipolar disorder) شرح بیماری اختلال دوقطبی (اختلال شیدایی ـ افسردگی) عبارت است از اختلالی كه در آن خلق بیمار دچار نوسانات شدیدی میشود، و ارتباطی بین خلق بیمار و آنچه كه واقعاًدر زندگی بیمار رخ میدهد وجود ندارد. سیر بیماری بدین نحو است كه به طور یك در میان ولی نامنظم، یك مدت فرد دچار سرخوشی و فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری زیاد بدون توجیه است (شیدایی) و به دنبال آن دچار افسردگی شدید میشود، و این سیكل به همین منوال ادامه پیدا میكند. در بین شیدایی و افسردگی، دورهای از رفتار طبیعی (ممكن است كوتاه باشد یا حتی چند سال طول بكشد) وجود دارد. علایم شایع شیدایی افزایش انرژی؛ سرخوردگی و نئشگی در بیمار بیمار صبح زودتر و زودتر از خواب برمی خیزد (در مواردی بیمار ممكن است حتی 4-3 روزنخوابد) حواس بیمار خیلی زود از یك كار پرت میشود و بسیار بیقرار است (امكان دارد این مسأله باعث كاهش بازده كاری شود). فرد پروژههای جدید را با اشتیاق فراوان آغاز میكند، ولی ندرتاً آنها را به پایان میبرد. امكان دارد بیمار شروع به ولخرجی كند. امكان دارد بیمار شریكهای جنسی متعدد اختیار كند. بیمار اغلب تحریكپذیر است و دچار حملات عصبانیت میشود. صحبت كردن بیمار سریع، خشن، و غیرمنطقی میشود. امكان دارد بیمار فكر كند كه تواناییهای خیلی زیادی دارد( خود بزرگبینی) امكان دارد بیمار غذا خوردن را فراموش كند و وزن وی كم و خستگی بر وی عارض شود. امكان دارد بیمار به یك باور نادرست و غیرقابل تغییر از اهمیت و بزرگی خود برسد و فكر كند كه میتواند كارهای خطرناك انجام دهد. افسردگی امكان دارد بیمار به طور فزایندهای گوشه نشینی اختیار كند؛ خوابش مختل شود؛ و صبحها دیر از رختخواب بر خیزد. امكان دارد بیمار دراتاقش بماند، و از رو به رو شدن با دنیای بیرون واهمه داشته باشد؛ یا در واقع عزت نفس نداشته باشد. غفلت از رسیدگی به خود كاهش میل جنسی كاهش سرعت صحبت كردن و كند شدن حركات افزایش تصورات در مورد وجود مشكلاتی كه واقعاً وجود ندارند. نگرانی بیش از حد در مورد بیماریهایی كه واقعاً وجود ندارند. علل ناشناخته است. عوامل زیستشناختی، روانی، و ارثی همگی ممكن است نقش داشته باشند. امكان دارد استرس زیاد یا مرگ یكی از نزدیكان باعث ظهور ناگهانی شیدایی یا افسردگی شود. عوامل افزایش دهندة خطر سابقة خانوادگی این اختلال پیشگیری هیچ داروی خاصی برای پیشگیری از آن وجود ندارد. عواقب مورد انتظار ممكن است بتوان این اختلال را با درمان دراز مدت كه باعث كاهش دفعات و شدت حملات شیدایی و افسردگی میشود، تا حد زیادی كنترل كرد و سلامت فرد را به حد نزدیك به طبیعی رساند. بسیاری از مدیران، دانشمندان، و افراد سرشناس دچار این اختلال بودهاند. عوارض احتمالی عود بیماری، به خصوص با قطع دارو از دست دادن شغل؛ بروز مشكلات در زندگی مشترك عدم رو به بهبود گذاشتن اختلال خودكشی درمان اصول كلی - گرفتن شرح حال و انجام معاینه توسط پزشكان (گاهی روانپزشك) - رواندرمانی یا مشاوره همراه با درمان دارویی بهترین نتایج را در بر دارد. - برای مواردی كه علایم شدید هستند، ممكن است لازم باشد بیمار در بیمارستان یا مركز درمانی بستری شود. - امكان دارد در مورد بیمارانی كه به دارو جواب نمیدهند، از شوك (ECT) استفاده شود. - رژیم دارویی باید دقیقاً رعایت شود. ضمناً باید به طور منظم به پزشك معالج مراجعه شود تا اثربخشی درمان و اثرات جانبی احتمالی مورد بررسی قرار گیرند. - هیچگاه وقتی احساس كردید حالتان بهتر شده است، دارو را قطع نكنید. این كار ممكن است باعث عود بیماری شود كه شاید به دارو خوب جواب ندهد. - با كمك مشاوره میتوانید روشهای كنار آمدن با این اختلال را فراگیرید. اعضای خانواده باید بتوانند علایم پیش درآمد وقوع حمله را بشناسند و چگونگی كمك به فرد بیمار را فرا بگیرند. داروها پزشك شما ممكن است لیتیم، والپروییك اسید، یا كاربامازپین (تگرتول) تجویز كند. برای علایم شدیدتر ممكن است تجویز یك داروی ضد روانپریشی ضروری باشد. فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری های روزانه خود را حتی اگر تمایل ندارید، ادامه دهید. رژیم غذایی یك رژیم طبیعی و متعادل داشته باشید، حتی اگر اشتها ندارید. امكان دارد مكمل ویتامینها و مواد معدنی لازم باشد. پزشكتان ممكن است به شما توصیه كند كه از مصرف كافئین پرهیز كنید، زیرا كافئین یك مادة تحریككننده است. درچه شرایطی باید به پزشك مراجعه نمود؟ اگر شما یا یكی از اعضای خانواده تان دارای علایم افسردگی یا سرخوشی هستید. اگر فكر خودكشی به سرتان زده است یا احساس ناامیدی میكنید.
پاسخ : اختلال دوقطبی اختلال دو قطبی اختلال دو قطبی یکی از مهم ترین بیماری های روانشناسی است که در آن فرد بین حالت افسردگی وغم و حالت هیجان و شادی بسیار، در رفت و آمد است.شما می توانید در این مقاله با این بیماری و نشانه های آن بیشتر آشنا شوید. اختلال شخصیت دو قطبی چیست؟ اختلال شخصیت دو قطبی که گاهی اوقات از آن به نام افسردگی شیدایی نام برده میشود، وضعیتی است که موجب تغییرات شدید خلق میشود. بیمار همانند کسی که بر ترن هوایی سوار است ممکن است چند هفته احساس کند در فراز دنیا قرارگرفته و غرق شادی و انرژی باشد و سپس ناگهان به حالت افسردگی سختی فرو برود. طول هر دوره فراز و فرود (شیدایی– افسردگی ) بسته به فرد خیلی متفاوت است. افراد زیادی در سال به اختلال دو قطبی دچار میشوند. علائم فاز افسردگی فرد مبتلا به اختلال دو قطبی بدون درمان ممکن است دورههای شدید افسردگی را تجربه کند. علائم آن شامل غمگینی، اضطراب، کاهش انرژی، ناامیدی و دشواری تمرکز است. بیماران ممکن است علاقه به فعالیتهایی که زمانی دوست داشتند را از دست بدهند. همچنین ممکن است دچار کاهش یا افزایش وزن، خواب خیلی زیاد یا خیلی کم و افکار خودکشی شوند. علائم فاز شیدایی در فاز شیدایی بیمار احساس شور و شادی خیلی زیادی دارد و تصور میکند میتواند هر کاری را انجام دهد. این حالت ممکن است منجر به عزت نفس اغراقآمیز، بیقراری، کاهش نیاز به خواب ، پر حرفتر شدن، زود پرت شدن حواس و افکار مسابقهای شود. در این حالت رفتارهای بیملاحظه مانند سرعت در رانندگی و سوء استعمال مواد متداول هستند. وجود سه یا چهار مورد از این علائم به مدت یک هفته و تقریباً هر روز میتواند نشانگر دوره شیدایی باشد. دو قطبی نوع 1 و دو قطبی نوع 2 افراد مبتلا به اختلال دو قطبی نوع 1 ، دورههای شیدایی یا دورههای مختلط و اغلب یک یا چند دوره افسردگی دارند. افراد مبتلا به اختلال دو قطبی نوع 2 دورههای شدید افسردگی و دورههای کم شدت تر شیدایی دارند، این افراد شیدایی خفیفی را تجربه میکنند که کم شدت تر از شیدایی است یا طول مدت آن کمتر از یک هفته است. این بیماران ممکن است بسیار خوشمشرب بوده و در مهمانیها با گرمی و پر انرژی بودن خود سایرین را سر حال بیاورند. ممکن است احساس خوبی داشته باشند هر چند خانواده و دوستان ممکن است متوجه این تغییر خلق شوند. با این حال شیدایی خفیف ممکن است به افسردگی یا شیدایی منجر شود. دورههای مختلط فرد در دورههای مختلط همزمان هم افسردگی را تجربه میکند و هم شیدایی. این باعث میشود رفتار غیرقابلپیشبینی از خود نشان دهد؛ مثلاً درحالیکه فعالیت مورد علاقهاش را انجام میدهد یا احساس انرژی میکند، غمگین است. این حالت در افرادی که در سنین پایین تر اختلال دو قطبی را نشان میدهند به ویژه در بین نوجوانان شایعتر است، اما برخی از ارزیابیها نشان میدهد 70 درصد از بیماران اختلال دو قطبی، دورههای مختلط را تجربه میکنند. علت اختلال دو قطبی پزشکان علت دقیق آن را نمیدانند. یکی از نظریههای محتمل این است که مواد شیمیایی مغز به طور غیرعادی دچار نوسان میشود. وقتی سطح مواد شیمیایی خاصی خیلی بالا میرود بیمار دچار شیدایی میشود و وقتی سطح آن خیلی افت میکند افسردگی مشاهده میشود. اختلال دو قطبی: چه افرادی در خطر بیشتری قرار دارند؟ اختلال دو قطبی به طور مساوی بر زنان و مردان تأثیر میگذارد. در بیشتر موارد شروع علائم بین 15 تا 30 سالگی است. در صورت ابتلای یکی از اعضای فامیل به خصوص اعضای درجه یک خانواده احتمال ابتلا به آن بیشتر است اما پزشکان تصور نمیکنند که این اختلال تنها بر اساس ژنتیک باشد. وقایع استرس زا، سوء استعمال مواد یا سایر عوامل ناشناخته ممکن است چرخه فراز و فرود را به راه بیندازند . اختلال دو قطبی و زندگی روزمره اختلال دو قطبی میتواند بر اهداف شما در خانه و محل کار تأثیر منفی بگذارد. در یک نظرسنجی 88 درصد از بیماران گفتهاند که بیماری در کارشان اخلال ایجاد میکند. تغییرات غیرقابلپیشبینی خلق، میتواند روابط فرد و همکاران یا عزیزانش را خراب کند. به ویژه فاز شیدایی ممکن است دوستان و خانواده را از فرد فراری دهد. افراد مبتلا به اختلال دو قطبی در خطر بیشتر اختلالات اضطراب قرار دارند. اختلال دو قطبی و سوء استعمال مواد حدود 60 درصد از افراد مبتلا در کشورهای غربی، مشکل مواد مخدر و الکل دارند. بیماران ممکن است برای آرام کردن علائم تغییر خلق به این مواد روی بیاورند. به خصوص در فاز شیدایی این امر متداولتر است . اختلال دو قطبی و خودکشی افراد مبتلا به اختلال دو قطبی ده تا بیست برابر بیشتر از دیگران مرتکب خودکشی میشوند. علائم هشداردهنده عبارتاند از صحبت درباره خودکشی، انجام اموری که در زمان پیش از مرگ باید انجام بگیرد، رفتارهای پر خطر و مرگبار. هر فردی که میخواهد اقدام به خودکشی کند باید بسیار جدی گرفته شود. فوراً با اورژانسهای مربوطه تماس بگیرید. اگر برنامهای برای ارتکاب با خودکشی دارید برای درمان فوری به اورژانس مراجعه کنید. تشخیص اختلال دو قطبی یک قدم مهم در تشخیص این بیماری این است که عوامل دیگر که ممکن است موجب این تغییرات شدید خلقشده باشند، رد شوند. این عوامل دیگر شامل عفونت مغزی یا اختلالات عصب شناختی دیگر، سوء استعمال مواد، مشکلات تیروئید، ایدز، اختلال بیش فعالی و کمبود توجه، عوارض داروهای مشخص یا اختلالات روانی دیگر است. هیچ تست آزمایشگاهی برای اختلال دو قطبی وجود ندارد. روانپزشک معمولاً بر اساس سابقه و ارزیابی خلق بیمار و سایر علائم تشخیص میدهد. داروهای اختلال دو قطبی داروها، کلید کمک به فرد مبتلا برای ایجاد ثبات در زندگی هستند . پایدار کنندههای خلق میتوانند چرخههای فراز و فرود را ملایم تر کنند. همچنین داروهای ضد روانپریشی و ضد تشنج تجویزی نیز ممکن است برای بیمار تجویز شود. بین دورههای حاد افسردگی یا شیدایی بیماران معمولاً مصرف دارو را ادامه میدهند تا از عود آن جلوگیری کنند. گفتگو درمانی برای اختلال دو قطبی گفتگو درمانی میتواند به بیمار کمک کند دارو را ادامه دهد و بر تأثیر اختلال بر کار و زندگیاش غلبه کند. درمان رفتاری شناختی بر تغییر افکار و رفتارهایی تمرکز دارد که با تغییر خلق همراه هستند. درمان بین فردی به آرام کردن تنش اختلال دو قطبی که ممکن است در روابط فردی تأثیر بگذارد کمک میکند. درمان ریتم اجتماعی به بیماران کمک میکند برنامه روزانهشان را حفظ کنند. توصیههای سبک زندگی برای اختلال دو قطبی داشتن برنامه پایدار میتواند به مدیریت اختلال دو قطبی کمک کند. برنامه روزمره باید شامل خواب کافی ،غذای منظم و ورزش باشد. الکل و مواد اعتیادآور علائم را بدتر میکنند بنابراین باید از این مواد اجتناب شود. بیمار باید یاد بگیرد علائم هشداردهنده افسردگی و شیداییاش را زودهنگام شناسایی کند تا بتواند پیش از این که وضعیت از کنترلش خارج شود کمک بگیرد. درمان با شوک الکتریکی درمان با شوک الکتریکی به برخی افراد مبتلا به این اختلال کمک میکند. درمان با شوک الکتریکی از جریان الکتریکی استفاده میکند تا در مغز تشنج ایجاد کند. این یکی از سریعترین روشهای تخفیف علائم شدید است. این روش معمولاً آخرین راه درمانی برای افرادی است که با دارو یا درمانهای روانی بهبود نیافتهاند. آموزش به دوستان و خانواده دوستان و خانواده ممکن است ابتدا اختلال دو قطبی را درک نکنند. ممکن است در دورههای افسردگی دلسرد شوند و در دورههای شیدایی بترسند. اگر بیمار، بیماری و تأثیر آن بر خود را توضیح دهد دوستان و خانواده ممکن است همدلی کنند. داشتن سیستم حمایتی قوی میتواند به این افراد کمک کند که کمتر احساس انزوا کرده و انگیزه بیشتری برای مدیریت وضعیتشان داشته باشند. زمانی که فردی به کمک نیاز دارد بسیاری از افراد مبتلا به اختلال دو قطبی نمیدانند مشکلدارند یا از کمک گرفتن اجتناب میکنند. اگر نگران دوستی هستید، به چند توصیه برای مطرح کردن موضوع توجه کنید: اشارهکنید که میلیونها نفر دچار اختلال دو قطبی هستند ، این بیماری قابلدرمان است ، این بیماری یک ایراد شخصی نیست ، توضیحات پزشکی برای تغییرات خلق شدید وجود دارد و درمانهای موثری نیز برای آن انجام میشود. منبع: http://wiki.5040.ir/fa/content/article/2326.html
اختلال دوقطبی (افسردگی شیدائی) اختلال دوقطبی (اختلال خلقی دو قطبی يا افسردگی شيدايی) نوعی اختلال خلقی و بیماری روانی است. در ادامه همه چیز را دربارهی اختلال دوقطبی بدانید. خواندن این مطالب برای کسانی که خود یا یکی از اطرافیانشان به بیماری اختلال دوقطبی مبتلا هستند ضروری است. در این مقاله به علائم افراد مبتلا به اختلال دوقطبی، انواع اختلالات دوقطبی، علل آن، درمان اختلال دوقطبی و همچنین تفاوت اختلال دوقطبی با افسردگی پرداخته شده است. اختلال دوقطبی چيست؟ اختلال دوقطبی نوعی اختلال خلقی و بیماری روانی است. از اختلال دو قطبی با عنوان اختلال خلقی دو قطبی و یا افسردگی شيدائی نیز نام برده میشد. کسی که دچار اختلال دوقطبی است دچار نوسانات و تغییرات خلقی شديد میباشد. اين نوسانات معمولا هفته ها يا ماها طول میکشد و با انچه مردم عادی در زندگی روزمره تجربه ميکنند بسيارمتفاوت است. • خلق افسرده: احساس شديد افسردگی • خلق شيدا: احساس شادمانی بسيار و نااميدی • خلق مختلط: به عنوان مثال خلق افسرده همراه با بيقراری و فعاليت بيش از اندازه ناشی از شيدائی. شيوع اختلالات دو قطبی • در حدود يک نفر از هر 100 بزرگسال در طول زندگی خود دچار اين اختلال میگردد. • معمولا اين اختلالات در آخر دوره نوجوانی یا اوائل دوره بزرگسالی تظاهر پیدا میکند و در سنين بالاتر از 40 سال اين اختلالات غير معمول است. • مردان و زنان به يک اندازه در معرض ابتلا به اين اختلالات قرار دارند. انواع اختلال دوقطبی انواع اختلال دو قطبی بیماری اختلال دو قطبی انواع مختلفی دارد اما بطور عام میتوان آن را به نوع ۱ و نوع ۲ تقسیم کرد. در نوع ۱ بیمار بین شیدایی و اختلال افسردگی اساسی در نوسان است، در نوع ۲ بیمار بین نیمه شیدایی و اختلال افسردگی اساسی در نوسان است. اختلال دو قطبي نوع 1 حد اقل يک دوره خلق شيدا به مدت يک هفته وجود دارد.اگرچه بيشتر مبتلايان دوره افسردگی را هم تجربه ميکنند ولی بعضی از انها فقط دوره شيدائی را تجربه میکنند. اختلال دو قطبي نوع 2 در اين نوع بيش از يک دوره افسردگی شديد وجود دارد. در صورتی که شدت خلق شيدايی کم است. اين نوع به نام شيدائی خفيف (Hypomania) ناميده میشود. اختلال دو قطبی با تناوب سريع در اين دسته بيش از 4 بار نوسان روحی در طول يکسال وجود دارد. اين نوع در حدود 10 درصد افراد مبتلا به اختلالات دوقطبی ديده میشود و میتواند با هر کدام از انواع 1 يا 2 همراه باشد. علل اختلالات دوقطبی دليل قطعی برای اين اختلالات دوقطبی شناخته نشده، اما تحقيقات نشان ميدهد که: اختلالات دوقطبی منشائ ارثی دارد. به عبارتي ژنها بيشتر از تربيت در اين اختلالات موثرند. ممکن است مشکل فيزيکی در قسمتی از مغز که کنترل حالات روحی را به عهده دارد عامل اين اختلالات باشد. به اين دليل است که اين اختلالات با دارو قابل درمان هستند. نوسانات خلقی ممکن است گاهی توسط استرس و يا بيماری بوجود بيايند. علل اختلالات دوقطبی (افسردگی شیدائی) • تفاوتهای بیولوژیکی محققان بر این باورند که تغییرات فیزیکی بارزی در مغز افراد مبتلا به اختلالات دو قطبی دیده شده است و تاثیر و اهمیت این تغییرات در بروز این امر هنوز نامشخص است، اما در نهایت میتواند در کشف علت دقیق این بیماری کمک کند. • انتقال دهندههای عصبی عدم تعادل در مواد شیمیایی مغز یا همان انتقال دهندههای عصبی نقش قابل توجهی در اختلال دو قطبی و دیگر تغییرات خلق و خوی داراست. • هورمونها تغییرات هورمونی نیز ممکن است در ایجاد و یا تحریک این بیماری دخیل باشد. • وراثت اختلال دوقطبی در بستگان خونی (مانند خواهر و برادر و یا پدر و مادر) شایعتر است. محققان در حال تلاش برای یافتن ژن موثر در بروز این بیماری هستند. • عوامل محیطی استرس، تجاوز و یا تجربیات تلخ و آسیب زا در زندگی فرد ممکن است نقش مهمی در اختلال دو قطبی را بازی کند. علايم اختلالات دو قطبی علائم بيماری بستگی به اين دارد که خلق شما به سمت افسردگی يا شيدائی تغيير کرده باشد. 1- افسردگی احساس افسردگی احساسی است که همه ما در طول زندگی آنرا تجربه کرده ايم. اين احساس میتواند به ما در شناخت و برخورد با مشکلات زندگی کمک کند. اما در افسردگي بالينی يا اختلالات دوقطبی اين احساس افسردگی بسيار شديد تر است. در اين حالت احساس افسردگی برای مدت طولانی باقی میماند و حتي انجام امور عادی زندگی را سخت يا غير ممکن میسازد. 2- شيدايی يا هيجان شيدايی يک احساس خوشحالی، افزايش انرژی و خوش بينی بيش از اندازه است. اين حالت میتواند آنقدر شديد باشد که فکر کردن و قضاوت شما را تحت تاثير قرار دهد ممکن است تفکرات عجيبی راجع به خود داشته باشيد، تصميمات بدی بگيريد و به صورت شرم آور، مضر و گاهی خطرناک رفتار کنيد. مانند حالت افسردگی، در اين حالت هم زندگی فرد مختل میشود و میتواند روابط و کار فرد را تحت تاثير قرار دهد. در حالتی که اين حالت خيلی شديد نباشد به آن شيدائی خفيف میگويند. درمان اختلالات دو قطبی درمان اختلال دوقطبی اگر گمان میکنید که خود یا فرد دیگری دچار بیماری اختلال دو قطبی شدهاید باید به درمانگاه روانپزشکی مراجعه کنید. در آنجا ابتدا یک تشخیص اولیه از وضعیت شما میدهند وبعد بررسی های بیشتری انجام خواهد شد که نشان میدهد آیا شما به بیماری اختلال دوقطبی مبتلا هستید یا خیر. مداوای اختلال دوقطبی لازم است زیرا بیماری میتواند بروی همه زندگی شما تاثیر بگذارد و خطر خودکشی زیاد است. • اگر دچار بیماری اختلال دوقطبی هستید نیاز به مداوا با دارو دارید برای اینکه مانع از حمله بیماری شوید و از خطر یک دوره تازهی بیماری جلوگیری کنید. • هم شما و هم اطرافیان شما لازم است که درباره این بیماری اطلاعات بیشتری داشته باشید. • نشانههای شروع آن را بدانید تا خطر بروز دوباره آن را کاهش دهید. • روان درمانی و یک گفتگوی خوب با درمانگرتان، مهم است. • اگر شما یا اطرافیانتان متوجه نشانههای شروع بیماری شدهاید، برای جلوگیری از دور تازهی بیماری، یک روش دیگر داشتن یک برنامه عمل است. • همچنین مرخصی استعلاجی در طول یک دوره و حتی بستری شدن در بیمارستان نیز میتواند لازم شود.
اختلال دوقطبی چیست و چرا با نام ونسان ون گوگ گره خورده است؟ تردیدی وجود ندارد که ونسان ون گوگ، هنرمند و نقاش مشهور هلندی، دچار مشکلات سلامت روانی بوده است. این ماجرا مشهور است که او گوش چپ خودش را برید، و دو سال بعد از آن هم (سال ۱۸۹۰) خودکشی کرد. اما این که مشکلات روانی او دقیقا چه بوده محل بحث و اختلاف نظر است. تشخیص اختلال روانی بیماری که از دنیا رفته، کار آسانی نیست، اما نظریههای زیادی درباره این مسئله وجود دارد که او دچار کدام مشکلات روانی بوده است. محققان هلندی در سال ۲۰۲۰ پژوهشی را انجام دادند با این هدف که با بررسی حدود ۱۰۰۰ نامهای که از ون گوگ به جا مانده، نوع اختلال روانی او را تشخیص دهند. ون گوگ و اختلال دوقطبی اختلال دوقطبی تصویر،ون گوگ در سال ۱۸۸۹ هنگام بستری شدن در آسایشگاهی در سن رمی فرانسه، شب پر ستاره را نقاشی کرد ونسان ون گوگ از سنین نوجوانی از مشکلات روانی مختلفی رنج میبرد و مشهور است که تکهای از گوش چپ خود را بعد از دچار شدن به یکی از بحرانهای سلامت روانی برید. در ماه ژوئیه ۱۸۹۰ او در مزرعهای در حومه پاریس ایستاد و به خودش شلیک کرد. او دو روز بعد در اثر زخمی که برداشته بود، در سن ۳۷ سالگی درگذشت. تئوریهای ضد و نقیض زیادی درباره وضعیت سلامت روحی-روانی او در سالهای منتهی به مرگش وجود دارد، اما یکی از شاخصترین آنها این است که او مبتلا به اختلال دوقطبی بوده است.
اختلال دوقطبی چیست؟ یک عارضه سلامت روانی است که بر حالات و روحیات فرد تاثیر میگذارد و ویژگی اصلی آن نوسان شدید بین دو وضعیت حاد خلقی است. این اختلال عارضهای نسبتا رایج است و برآورد میشود که از هر ۱۰۰ نفر حدود یک نفر به آن مبتلا باشد. اختلال دوقطبی انواع متفاوتی دارد. کسانی که مبتلا به نوع یک آن هستند دورههای اوج شیدایی (مانیا) و عمق افسردگی را تجربه میکنند. مبتلایان به نوع دو، دورههای افسردگی شدید اما دورههای شیدایی خفیف دارند -وضعیتی که به آن هیپومانیا میگویند- و مدت این دورهها هم کوتاهتر است. نوسانات روحی در کسانی که دچار «اختلال خُلق ادواری» یا سیکلوتایمی هستند شدت کمتری دارد اما دورههای آن طولانیتر است. ابتلا به اختلال دوقطبی ربطی به جنسیت یا پیشینه افراد ندارد و ممکن است در هر سنی آغاز شود، اما بیشتر در اواخر نوجوانی و اوایل بزرگسالی و غالبا بین سنین ۱۵ تا ۱۹ سال آغاز میشود. هر یک از دورههای حاد روحی در مبتلایان به اختلال دوقطبی ممکن است چندین هفته (یا حتی بیشتر) طول بکشد. چه درمانهایی پیشنهاد میشود؟ مصرف بلندمدت داروهایی که به عنوان تثبیتکننده خلق و خو شناخته میشوند، میتواند از شروع حملات یا دورههای شیدایی و افسردگی جلوگیری کند. داروهایی هم برای درمان عوارض حملات بعد از وقوع آنها تجویز میشود درمانهای روانشناسی به کنار آمدن با افسردگی کمک میکند. تغییرات سبک زندگی مانند ورزش کردن و فعالیت بدنی مرتب، بهبود رژیم غذایی و خواب بیشتر، میتواند به مبتلایان کمک کند. پژوهشگران این پروژه تحقیقی میگویند که نظریه ابتلای ون گوگ به اختلال دوقطبی برای اولین بار در یک کتاب آلمانی مطرح شده که سال ۱۹۳۸ منتشر شده است. اما چطور میتوان مطمئن بود که او مبتلا به همین اختلال بوده و دچار عارضههای دیگری مانند اسکیزوفرنی (روانگسیختگی)، سیفلیس عصبی یا نوعی مسمومیت مزمن نبوده است؟ پاسخ در شواهدی که از او به جا مانده، نهفته است. ویلم نولن، استاد بازنشسته روانپزشکی در دانشگاه خرونینگن هلند و یکی از مولفان پژوهش سال ۲۰۲۰ درباره ون گوگ میگوید: «ما این شانس را داشتیم که حدود ۱۰۰۰ نامهای را که ون گوگ به برادرش و دیگران نوشته، مطالعه کنیم و برداشت نهایی و نتیجهگیری خود را بر اساس آن پایهریزی کنیم.» او گفت که این نامهها فرصتی را برای تیم او فراهم کرد تا با نگاه تشخیصی، شواهد مربوط به علایم بیماری او را بررسی کنند. هدف پژوهشگران این بود که «یک مصاحبه تشخیصی مفصل» با بیمار، یعنی ون گوگ، برای بررسی سلامت روانی او داشته باشند، با در نظر گرفتن این نکته که بیمار نامهها را برای پزشک ننوشته و ممکن است در شرح حالش کاملا صادق نبوده باشد. خود ون گوگ در دوره حیاتش، از این که با چه مشکلی روبرو است، آگاهی درستی نداشته است. او در نامههایش درباره نوعی «تب یا جنون روانی یا عصبی» نوشته و گفته «نمیدانم دقیقا چیست یا چه نامی دارد». او در ابتدا به عنوان «یک دوره جنون هنری ساده» از آن یاد میکرده تا احتمالا اعضای خانوادهاش را نگران نکند. اما محققان شواهدی یافتهاند که نشان میدهد او در دوره بلوغ دچار افسردگی بوده، علائم اختلال شخصیت مرزی داشته، به شدت میگساری میکرده، و به خود آسیب میرسانده است. اما آنچه که به ابتلای او به اختلال دوقطبی دلالت دارد، نشانههای موجود از این واقعیت است که او دورههای آشکار افسردگی و شیدایی داشته است. پروفسور نولن میگوید: «نمیتوان با قطعیت گفت که او به چه نوع اختلال دوقطبی دچار بوده است، چون با وجود آن که دورههای افسردگی او بسیار حاد بوده، اما از نامهها نمیتوان دریافت که او دورههای شیدایی شدیدی هم داشته یا نه.» با بررسی آثار هنری ون گوگ میتوان به این نتیجه رسید که دورههایی در زندگی او بوده -به ویژه در اواخر عمرش- که بسیار پرکار بوده و دست کم ۳۵ خودنگاره و همین طور تابلوهای نقاشی زیادی با گل آفتابگردان خلق کرده است. ون گوگ در طول زندگی خود حداقل ۳۵ سلف پرتره کشید - این احتمال وجود دارد که ون گوگ در دورههای هیپومانیا (شیدایی خفیف) آثار بیشتری تولید میکرده است. این عارضه مرحلهای از اختلال دوقطبی است که گاهی اوقات با دورههای خلاقیت شدید پیوند داده میشود. تعدادی از چهرههای مشهور، مثل ماریا کری، سلنا گومز و بیبی رکسا به صراحت درباره تجربه خودشان از این اختلال صحبت کردهاند. شمار زیادی از آهنگسازان، بازیگران و هنرمندان هم -که تعدادی از آنها درگذشتهاند- درباره علائمی گفتهاند که بسیار شبیه این عارضه است. پروفسور نولن میگوید در نامهها و آثار هنری ون گوگ شواهد فراوانی از وجود دورههای افسردگی مربوط به اختلال دوقطبی وجود دارد. او «دست کم ۱۰ دوره افسردگی را تجربه کرده، و با وجود آن که بیش از یک سال در آسایشگاه روانی بستری بوده، این دورهها با گذشت زمان شدیدتر میشده است». آقای نولن میگوید ون گوگ در دورههای افسردگی شدید خود، خیلی نقاشی نمیکشیده و گاهی اصلا هیچ اثری خلق نمیکرده، و «اگر هم اثری تولید کرده، نقاشیهای بسیار غمانگیزی بوده که قابل مقایسه با بقیه کارهایش نیست». منبع تصویر،GETTY IMAGES توضیح تصویر،ریشههای درختان، اثر سال ۱۸۹۰ ونسان ون گوگ - بسیاری معتقدند این آخرین نقاشی است که هنرمند قبل از مرگ روی آن کار کرده است ونسان ون گوگ در تمام طول حیاتش دچار مشکلات زیادی بود، چه در کار هنریاش (او خودش تنها یک نقاشیاش را فروخت) و چه به دلیل ابتلا به اختلالهای روانی. اما آقای نولن معتقد است که اگر او امروز زنده بود، احتمالا داستان زندگیاش خیلی تفاوت میکرد. او میگوید: «احتمالا عارضه او را تشخیص میدادند، به او میگفتند که زیاد ننوشد و ممکن بود دچار دورههای افسردگی و شیدایی نشود. پیشبینی این که چنین وضعیتی چه تاثیری بر کار هنری او میگذاشت، بسیار دشوار است، اما شاید خودش را نمیکشت.» اگر نیاز دارید با کسی در مورد وضعیت سلامت روان خود حرف بزنید: در ایران با اورژانس اجتماعی با شماره تلفن ۱۲۳ تماس بگیرید