تو این تایپک متن هایی از جنس سیاهی، خاکستری و حقایق افکارمون گذاشته میشه. چنتا آرزو، یکم واقعیت، کلی سراب بال پرواز دارم، آسمون باز دارم حاضر و آماده ام، میل به آغاز دارم چشم دیدن دارم، گوش شنیدن دارم اما من، مجوز نفس کشیدن ندارم.. .. ..
بگو بیهوده نیست، فاصله آب و سراب بگو سپیدی کاغذ، بیهوده نیست بگووو از کوچ پراکنده، فقط کابوس و تنهایی...
تو حضور مبهم پنجره ها روبروم دیوارای آجریه خورشید روشن فردا مال تو سهم من شبای خاکستری توی این دلواپسی های مدام جز ترانه های زخمی چی دارم وقتی حتی تو برام غریبه ای سر رو شونه های بارون می ذارم اسم تو برای من مقدسه تا نفس تو سینه پر پر می زنه باورم کن که فقط باور تو می تونه قفل قفس رو بشکنه منمُ یه آسمونه بی دریغ منمُ یه کوره راه نا گزیر ای ستاره شبای مشرقی پر پرواز من و ازم نگیر اسم تو برای من مقدس تا نفس تو سینه پر پر می زنه باورم کن که فقط باور تو می تونه قفل قفس رو بشکنه منمُ یه اسمون بی دریغ منمُ یه کوره راه نا گریز ای ستاره شبای مشرقی پر پرواز منو ...