Naxç?van Muxtar Respublikas? جمهوري خودمختار نخجوان بخشي از جمهوري آذربايجان است که مرکز آن شهر نخجوان است. شهر نخجوان 12 کيلومتر مربع وسعت دارد و کل جمهوري از 5 شهر، 5 شهرستان و درحدود 203 روستا تشکيل شده است. در 9 فوريه سال 1924 ميلادي نخجوان به صورت جمهوري خودمختار تأسيس شد.اين جمهوري داراي يک شهر مرکزي «نخجوان» و پنج بخش مرکزي «اردوباد، جلفا، بابک، شرور، شاهبوز» است. اين جمهوري خودمختار درجنوب قفقاز و شمال رود ارس واقع شده و از شمال و مـشرق مــحدود بــه جــمهوري ارمنستان از جنوب محدود بــه ايران و از غرب محدود بهترکيه است. طول مرزهاي اين جمهوري با «جمهوري ارمنستان» 224 کيلومتر، «جمهوري اسلامي ايران» 163 کيلومتر و «جمهوري ترکيه» 12 کيلومتر است. مساحت اين جمهوري خودمختار 5500 کيلومتر و شمار اهالي آن در سال 1983 ميلادي بالغ بر 257400 نفر و در سال 2001 ميلادي تقريباً بالغ بر 400 هزار نفر تخمين زده شده است. تاريخ نخجوان اين سرزمين در سدههاي 9 و 8 پيش از ميلاد زير سلطه دولت «اورارتو» قرارگرفت. در زمان پادشاهي «منوئه» (810-778 پيش از ميلاد مسيح) لشکريان «اورارتو» با گذشتن از رود ارس به سوي شمال و جلگه ايروان تاختند. و قسمتهايي از اين سرزمين را به تصرف خود درآوردند. «منوئه» براي حفظ نواحي تسخير شده، در ساحل راست شمالي رود ارس نزديک روستايي که اکنون به نام ترکي «داشبورون» معروف است مرکز اداري تأسيس کرد، و آن را «منوآهينيلي» MENUAHINILI ناميد. در سده هفتم پيش از ميلاد بخشي از اراضي تابع دولتهاي «ماننا» و ماد بود. ولي در سده هشتم پيش از ميلاد بخشي از کشور هخامنشيان شد. از آن پس فرمانروايان ارمني از دودمان يرواندي بر نخجوان حکم راندند. و اين کار با موافقت کوروش بزرگ پادشاه هخامنشي صورت گرفت. بعد از «يروانديان» دودمان «ارتاشيان» و سپس اشکانيان بر نخجوان حکمفرامايي کردند و نخجوان بخشي از سرزمين اتورپاتکان شد. بعدها اين سرزمين به دو گروه از «ناخارارهاي» ارمني تعلق يافت. شمال آن در اختيار دودمان «سيوني» و جنوب آن زير فرمان دودمان «آرتسروني» قرار گرفت. در سده سوم ميلادي نخجوان به همراه بخش شرقي قفقاز و منطقه آلبانيا تابع دولت ساساني بود، و شاهان ساساني مرزباناني بر اين سرزمين ميگماردند. در پيکارهاي ميان دولتهاي ايران و روم و بعدها ايران و بيزانس، نخجوان بارها مورد تاخت وتاز قرار گرفت در اين سرزمين آتشکدههاي متعددي وجود داشته است. و در اين حين کليساهايي نيز درآن منطقه بناگرديد. از آثار بجاي مانده از آن زمان ميتوان دريافت که زرتشتيان و مسيحيان درکنار يکديگر زندگي ميکردند. اين جمهوري خودمختار براساس معاهده ترکمنچاي در سال 1818 ميلادي از ايران، و در سال 1918 ميلادي توسط ارمنيها از خاک جمهوري آذربايجان جدا گرديد اما با اعلام خودمختاري در ترکيب جمهوري آذربايجان قرار گرفته است. بعد از فروپاشي شوروي و شروع جنگ ارمنستان و آذربايجان، ارتباط زميني نخجوان با باکو قطع شد. آئين مسيحيت در سده چهارم ميلادي توسط «گريگور» مشهور، و تيرداد سوم يا تيرداد بزرگ، شاه ارمنستان، رواج يافت. از اين به بعد آئين زرتشت در معرض نابودي قرار گرفت. در سدههاي 5 و 6 ميلادي يکي از مناطق مرزبان نشين ساساني، نخجوان بود. اواخر سده 6 ميلادي بخشي از نخجوان، از جمله ناحيه «سيونيک» ضميمه خاک «آتورپادکان» شد. از قرن 4 تا 11 ميلادي کرسي اسقفي «اساقفه» وابسته به دودمان مرادابتوني «مردبد» در نخجوان قرار داشت. سده 4 ميلادي هزاران ارمني و يهودي «نخجوان، به ويژه شهر مرکزي آن سکني داشتند. درنيمه نخست سده 6 ميلادي درنخجوان مرکز ضرب سکههاي ساساني داير شد. درعهد جنگهاي «ايران» و «بيزانس» درسال 625 ميلادي هراکليوس طي لشگرکشيهاي خود شهر و بخشي از سرزمين نخجوان را ويران کرد. در سالهاي 412-411 هجري قمري «غزان» به سرزمين «وسپوهرگان» که شامل نواحي «وان»، «اردوبار» و «نخجوان» بود، حمله بردند. بعضي تاريخنگاران از وجود پيکارهايي ميان ارمنيان و ترکان نخجوان در «دوين»(DVIN) خبر دادهاند. نخجوان در سدههاي 10 و 11 ميلادي (4 و 5 هجري) از شکوفايي برخوردار بود ولي از آن پس غزان به سرزمين مزبور هجوم آوردند. در سده 12 ميلادي (6هجري قمري) نخجوان تابع دولت «ايلدگزها» بود. در شهر نخجوان کليساها، مساجد و کاروانسراهاي متعددي وجود داشت كه بسياري از آنها توسط تركها و آذري ها به خرابه تبديل شدهاند و يا به كل برچيده شده اند. سال 1221 ميلادي (618 هجري قمري) مغولان به نخجوان حمله بردند. در سال 1225 ميلادي، 622 هجري قمري «جلالالدين محمدخوارزمشاه» بر نخجوان حکم راند. در سدههاي 11 و 12 هجري (16 و 17 ميلادي) و دوران جنگهاي ايران و عثماني، اراضي نخجوان بارها به ميدان جنگ سپاهان دو کشور تبديل شد. در قرن 11 هجري (سال 1012 هجري قمري)، 1603 ميلادي شاه عباس براي بازپس گرفتن ولايات شمال غربي ايران از دولت عثماني به آذربايجان لشگر کشيد. شاه عباس با روش خاصي که در جنگها داشت توانست بخش بزرگي از آذربايجان، قرهباغ، ارمنستان ونخجوان را از ترکان بازپس گيرد. در سال 1137 هجري قمري پايان عصر صفويان حاکم بر نخجوان کليد خورد و ولايت به پسر عسگرشاه طهماسب تسليم شد. در پيکاري که ميان نادرشاه افشار و «تيمورپاشا» درگرفت، سردار ترک شکست خورده اين شکست سبب شد که «عليپاشا» طي نامهاي متذکر گردد که آماده است «قلعه نخجوان» را رها کند و به قسطنطنيه باز گردد. در دوران جنگهاي ايران وروس (1826ـ1828ميلادي)، نخجوان از سوي ارتش روسيه تزاري اشغال شد و طبق معاهده ترکمنچاي اراضي اين سرزمين به تصرف دولت روسيه درآمد. در سال 1841 ميلادي «قرن 19 ميلادي» نخجوان تابع حکومت گرجستان و در سال 1846 ميلادي تابع حکومت ايروان «ارمنستان» شد. و درسال 1918 ميلادي نخجوان تحت اشغال نيروهاي ترک قرار گرفت. بعد از شکست عثماني ها در جنگ جهاني اول، ترکيهجمهوري ارس را در اين ناحيه تشکيل داد. اين جمهوري تا ژانويه سال 1919 ميلادي که نيروهاي انگليسي نخجوان را اشغال کردند وجود داشت. پس از آن، در نخجوان تشکيلات جديدي در شکل فرمانداري نظامي تحت قيومت انگليس به وجود آمد، ويک داشناک رياست حکومت نخجوان را به عهده گرفت.داشناك ها سعي كردند تا دوباره اين منطقه را به صاحبان اصلي آن يعني ارمني ها باز گرداند اما انگليسيها سرانجام از روسهاي بلشويک در قفقاز شکست خورده و از نخجوان و قفقاز عقبنشيني کردند. در 28 ژوئيه سال 1921 ميلادي سه ماه پس ازتأسيس دولت شوروي سوسياليستي، نخجوان نيز به صورت يک جمهوري شوروي سوسياليستي تأسيس شد. و در تاريخ 9 فوريه سال 1924 ميلادي نخجوان به صورت جمهوري خودمختار وجزئي از جمهوري شوروي سوسياليستي آذربايجان درآمد و نخستين قانون اساسي آن درسال 1926 ميلادي به تصويب رسيد. [ويرايش] ريشه نام نخجوان در گويش هاي مختلف به نخجوان، «ناخ جوان»، «ناخ جاوان»، «ناخ ايجهوان»، «ناخايجاوان» هم گفته شده است که شايد از «ناخناگان ايجه وان»در زبان ارمني گرفته شده است و به معني «نخستين استراحتگاه » است. گفته ميشود که حضرت نوح(ع) در سال 3669 پيش از ميلاد، پس از فرو نشستن جوشش طوفان در همين شهر مسکن گزيده بود. بدان سبب نخجوان با گويش ارمني بدين نام ناميده شد. البته در زمان طوفان شهري در اين سرزمين وجود نداشت ولي با گذشت زمان توسط ارمني ها احيا شد. نخجوان را در سدههاي نخست ميلادي «آپوواتريون» ميناميدند که به معني «استراحتگاه وکاروانسراي» است. در سده دوم ميلادي، نخجوان را بنام «ناکساوانا» NAXOUANA ناميدند. [ويرايش] جغرافياي نخجوان نخجوان درترکيب کشور آذربايجان يک جمهوري خودمختار است که پيوستگي ارضي وجغرافيايي با پيکره اصلي خاک جمهوري آذربايجان ندارد. اين جمهوري خودمختار از جنوب وشمال غربي با جمهوري اسلامي ايران و جمهوري ترکيه و از شمال و شمال شرقي به جمهوري ارمنستان محدود شده و با جمهوري اسلامي ايران 163 کيلومتر مربع مرز مشترک دارد. خطوط مرزي نخجوان با جمهوري اسلامي ايران طي معاهده ترکمنچاي مشخص شده است و مرزهاي اين کشور، جمهوري ترکيه و جمهوري ارمنستان به موجب موافقتنامه «قارص» مشخص گرديده است. جمهوري خودمختار نخجوان با مساحت 5500کيلومتر مربع داراي سرزميني پست است. مرتفعترين قلعه اين جمهوري خودمختار حدود 3904 متر ارتفاع دارد که به نام «قاپي جيق» معروف است. منطقه خودمختار نخجوان در ارتفاع 700 تا 1000 متري، داراي آب و هواي قارهاي خشک، با زمستاني سرد وخشک و تابستاني گرم است. مناطق جنگلهاي کوهستاني آب و هواي نيمه معتدل دارند. ميزان بارندگي درنواحي مختلف جمهوري خودمختار نخجوان 200 الي 300 ميليمتر و در کوهپايهها وارتفاعات کم 300 تا 900 ميليمتر است. در اين جمهوري خودمختار حدود 400 رودخانه بزرگ و کوچک وجود دارد که رود «ارس» از جمله آنهاست، بعد از رود ارس مهمترين رودهاي نخجوان عبارتند از: «آرپاچائي، نخجوان چائي، الينجه چائي وگيلان چائي» رود ارس درمرز ميان جمهوري اسلامي ايران و جمهوري خودمختار نخجوان قرار دارد، بزرگترين شاخه رودکر است. طول اين رود 1072 کيلومتر و حوزه آن 10200 کيلومتر مربع است. ارس از دامنههاي کوه بيسؤل BISOL در ترکيه سرچشمه ميگيرد، بعد از پيوستن رودخانه آخوريان دردشت «آغريداغ» جريان مييابد و در اين جا به شاخههايي تقسيم ميشود. شاخههاي اصلي عبارتند از: آخوريان، رازدان، آرپاچاي، ووروتان، قوتورچاي و قره سو. اين رود سالانه 6/7 کيلومتر مکعب آب و 16 ميليون تن رسوبات را حمل ميکند. [ويرايش] جمعيت طبق سرشماري که در اول اکتبر سال 1993 ميلادي انجام گرفت، جمعيت جمهوري خودمختار نخجوان 327929 نفر بوده است. از اين جمعيت 9/95% آذري، 3/1% روس، 1/1% کرد،06/1% اوکرايني و 04/0% تاتار است و در آخرين سرشماري انجام گرفته در سال 2001 ميلادي جمعيت نخجوان تقريباً بالغ بر 400 هزار نفر تخمين زده شده است. و در ضمن درصد سالانه رشد جمعيت در اين جمهوري بين سالهاي 1992-1987 ميلادي، 1% بوده است قابل ذكر است كه قبل از استيلاي تركان در اين ناحيه 90 در صد جمعيت حاكم را ارمني ها تشكيل مي دادهاند و به مرور زمان بدليل قتل عامهاي متعدد از سوي ترك ها از تعدادشان تا به اين حد كاسته گرديده است . [ويرايش] ساختار سياسي مرکز تصميمگيري اين جمهوري خودمختار «مجلس عالي» آن است اما درتصميمات مهم حياتي و سياسي بويژه در مسائل خارجي تابع باکو است. رييس مجلس عالي که شخص اول سياسي نخجوان است، در مسائل کلي و سياست خارجي با باکو هماهنگي ميکند. ارگانها ومراکز قانونگذاري واجرايي جمهوري خودمختار نخجوان عبارتند از: 1ـ مجلس قانون گذاري با 110 عضو 2ـ قوه اجراييه با ترکيب وزراء 3ـ دادگاه عالي: الف) دادستاني ب) دادگاه اقتصادي همچنين اين جمهوري داراي پارلماني متشکل از 45 نماينده است که به جز امور مربوط به سياست خارجي و دفاع، تعيين مسؤولين اجرايي جمهوري را به عهده دارد. بر اساس قانون اساسي جمهوري آذربايجان، رييس پارلمان جمهوري معاون رييس مجلس ملي جمهوري آذربايجان نيز هست. در ماده 163 قانون اساسي، در مورد جمهوري خودمختار نخجوان ميخوانيم: «جمهوري خودمختار نخجوان حکومت خودمختار درترکيب جمهوري آذربايجان است» و در ماده 164 در مورد حاکميت در جمهوري خودمختار نخجوان ميخوانيم: «قوه مقننه در جمهوري خودمختار نخجوان مجلس عالي، قوه مجريه هيأت وزراء و قوه مقننه دادگاههاي جمهوري خودمختار نخجوان است» نمايندگان مجلس عالي نخجوان بمدت 5 سال انتخاب ميشوند. رييس اين مجلس، شخص اول جمهوري خودمختار نخجوان است. يکي از وظايف اين مجلس تصويب قانون اساسي جمهوري خودمختار نخجوان است. به شرطي که با قانون اساسي و ساير قوانين جمهوري آذربايجان در تضاد نباشد: در 18 آوريل 1926 ميلادي کليه مردم نخجوان به اين نوع حکومت و قانونگذاري و نحوه اداره جمهوري خودمختار رأي مثبت دادند. درسالهاي 1937 و 1978 ميلادي مردم با نگرشي جديد در قانون اساسي دوباره به نوع حکومت قبلي رأي اعتماد دادند وسرانجام در 17نوامبر سال 1991 ميلادي جمهوري خودمختار نخجوان با تغييرات کلي در قانون اساسي داد. قانونهاي سوسياليستي قبل را تا اندازهاي حذف و نام آن را جمهوري سوسياليستي نخجوان به جمهوري خودمختار نخجوان تغيير کرد. [ويرايش] اوضاع اقتصادي قبل از ولي بعد از جنگ جمهوري ارمنستان وجمهوري آذربايجان و اشغال اراضي اين کشور، صنايع رشد قابل ملاحظهاي نداشت و با بسته شدن راه ارتباطي جمهوري خودمختار نخجوان با جمهوري آذربايجان درزمان شروع جنگ، اين جمهوري در وضع بحراني خاصي قرار گرفت. صنايع متحمل خسارت سنگيني شدند و روند صادرات به ميزان چشمگيري کاهش يافت. آموزش و فرهنگ در سال 1983 ميلادي شمار واحدهاي آموزشي جمهوري خودمختار نخجوان به 206 واحد رسيد که 61 هزار نفر در آن به تحصيل مشغول بودند. در حال حاضر تقريباً 218 واحد آموزشي در اين جمهوري خودمختار وجود دارد که تعداد 63170 نفر مشغول به تحصيل هستند. از سال 1970 ميلادي به بعد آموزشگاههاي شبانهروزي، تحصيل غير حضوري، کودکستان، مهدکودک، مراکز آموزشي تربيتي، انيستيتوها، مراکز تعليم حرفه و شغل و خانههاي هنر و ديگر مراکز آموزشي داير شد و درحال حاضر تقريباً 7877 معلم ومدرس مشغول تدريس هستند. از سال 1967 ميلادي تربيت مدرس شاخهاي از دانشگاه تربيت معلم جمهوري آذربايجان در جمهوري خودمختار نخجوان احداث شد. و در سال 1972 ميلادي تربيت مدرس از دانشگاه حالت رسمي به خود گرفت و مستقل شد و در سال 1990 ميلادي به دانشگاه ملي جمهوري خودمختار نخجوان تغيير نام داد. در اين جمهوري خودمختار تقريباً 270 کلوپ، 283 کتابخانه و 200 مرکز پخش فيلم وجود دارد. روزنامه دروازه «شرق» اولين روزنامه اين جمهوري است. راديو جمهوري خودمختار نخجوان از سال 1931 ميلادي فعاليت خود را شروع کرد و از سال 1965 ميلادي نيز فعاليت تلويزيون آغاز شد. در اين جمهوري خودمختار آمفيتئاتر ملي، موسيقي ملي وسنتي، ارکستر ملي، آوازههاي محلي وموزههاي تاريخي و ادبيات فعال هستند، ازجمله موزههاي جمهوري خودمختار نخجوان ميتوان به حيدرعليف، حسين جاويد، تاريخ، اردوباد....اشاره داشت. خط و زبان خط رايج در اين جمهوري خودمختار تا سال 1929 ميلادي خط عربيفارسي بود. در اين سال تحت تأثير و نفوذ روشنفکران، خط مردم به خط لاتين تغيير يافت و تا سال 1939 ميلادي از آن استفاده شد. در سال 1939 ميلادي با اعمال سياستهاي استالين دريکسان سازي خط در اتحاد جماهير شوروي سابق خط مردم نيز با مختصر تفاوت به خط سريليک يا کريليک تغيير پيدا نمود و تا سال 1991 ميلادي بعنوان خط رسمي اين جمهوري خودمختار بکارگرفته شد. در سال 1992 ميلادي پارلمان جمهوري آذربايجان خط رسمي اين جمهوري را خط لاتين و زبان آن را که قبلاً آذربايجاني ناميده ميشد به زبان ترکي آذري تغيير داد