تحمل این همه درد را قرص های خواب آور به دوش گرفته اند تو خیالت راحت باشد من تا انتهای این زندگی پا به پای دردهایم، خاطراتت را به تنهایی بالا می آورم. .
تنهایی یعنی گوشه پروفایلت ۶۰ نفر on باشـن ولی نمیتونی با هیچکدام درد دل کنی و مجبور میشی دردهایت را بنویسی تا شایـد همان ها لایک کننـد
ﻭﻗﺖ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻥ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺗﻠﺦ ﺯﻧﺪﮔﯿﺴﺖ ﯾﮏ ﻗﻬﻮﻩ ، ﻣﻦ ، ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﻢ، ﻭ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﺧﺎﻃﺮﺕ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﺑﻪ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﺕ ﺧﯿﺮﻩ ﻣﯿﻤﺎﻧﻢ ﺑﺎ ﺧﺎﻃﺮﺕ ﺳﺨﻦ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ ﻗﻬﻮﻩ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺎ ﯾﺎﺩ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻟﺒﺨﻨﺪﺕ ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ ﯾﺎﺩﺕ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﺧﻮﺩﺕ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻗﻬﻮﻩ ﺻﻔﺎﯾﯽ ﺩﮔﺮ ﺩﺍﺷﺖ
. با من حرف بزن من تنها تنهایی هستم که جز تو کسی نمی تواند شریک تنهاییم باشد با من حرف بزن که من تنها صدایی هستم که بی تو در سکوت خود خیره میشوم با من حرف بزن که روزگارم نه که نمی گذرد که تمام دنیای من بی تو جمعه میگذرد .
ﺩﻭ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﭼﻬﺎﺭ ﮔﻠﺪﺍﻥ ﻭ ﭼﻨﺪ ﭘﺎﮐﺖ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺍﯾﻦﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﮐﺎﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺳﻘﻒ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡ ﺷﺎﯾﺪ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﯼ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻡ ﺑﯿﺎﯾﺪ .
بعضیها دير میآيند زود میروند و تو نمیدانی حكمت بود يا قسمت و اينكه كجای زندگيش بودی؟ ولی اين وسط چيزی كه میماند خاطره است فقط اگر خاطرهای بودم در ذهنت كاش خاطرهی خوبت باشم اگر گذر خيالت روزی به خاطرهی ما افتاد (سيد حسين دريانی)