درود در این تاپیک ترجمه اشعار متال گذاشته میشه دوستان هم کمک کنن تا این تاپیک راه بیوفته از دادن درخواست هم در این تاپیک خودداری کنید موفق باشید
Graveland - Thousand Swords We attacked with thousand swords Our banners were streaming under clouds At the gates of christian capital the wide river of blood was flowing we attacked with hate in our eyes Their request for mercy was nothing for us, they had no respect for our ancestors today is not a day for mercy. We attacked and golden palaces collapsed. Christ's elected ones paradise was burning their golden bells were tolling the last hour the last hour of christian rulers in pagan europe We are just blessed soldiers from the depths of unbaptized forests barbarian in the wolfish skins And we had pleasure to burn the vatican! Gods returned and now they are with us Spirit of war possessed our souls Our swords want to fight with our moves Its a great feeling to spill the blood in the basilica Hers of ravens fly between the clouds They'll come to the earth, when we go away They'll eat food we prepared They'll drink blood we have spilled Epilogue : the vengeance will be cruel blessed by gods and spirits In self defence of fatherland Vengeance done by our hands bringing cruel death for enemies. با هزاران شمشیر یورش بردیم پرچم هایمان زیر ابرها برافراشته شده بود پیش بسوی دروازه های پایتخت مسیحیان رودخانه ای عریض از خون در جریان بود با تنفری که در چشم هایمان شعله ور بود یورش بردیم خواهش و تمنای آنان برای نکشتنشان بی فایده بود , آنها برای اجداد ما ارزشی قایل نبودند امروز , روزی برای رحم و شفقت نیست. ما جنگیدیم و سلطنت طلایی را ساقط کردیم. بهشت موعود قيام كنندگان مسيح , زنگ هاي زرين ايشان را مي سوزاند ؛ زنگهايي كه آخرين لحظه حيات فرمانروايان مسيحي در اروپاي غير مسيحي را اعلام مي كردند. ما سربازان مقدس بی طرف هستیم از اعماق جنگل های بی نام و نشان و بربرهای گرگ نما و برای ما افتخاری بود , سوزاندن واتیکان ! خدایان برگشتند و اکنون با ما هستند ارواح جنگ , روح ما را هم تسخیر کردند با جنب و جوش ما , شمشیرهایمان نیز طالب جنگند جاری ساختن خون در کلیسا احساس بسیار خوبی دارد کلاغ های سیاه او بین ابرها پرواز می کردند آنها به زمین بر می گردند , وقتی که ما زمین را ترک می گوییم آنها غذاهایی که ما آماده کردیم را می خورند آنها خون هایی را که ریخته ایم , می نوشند خاتمه : انتقام , بی دادگر خواهد بود بوسیله ی خدایان و ارواح تقدیس شده در دفاع از سرزمین اجدادیمان انتقام گرفته شد با دست های خودمان و برای دشمنانمان مرگی ظالمانه به ارمغان آوردیم.
Darkthrone - Unholy Black Metal When the sun has died When the angels are blind When the pig lies thick Over the palace of god When the fullmoon lights the earth When the wolves gather in the open When blood rains from heaven high And from the pearly gates When jehovas hordes are slaughtered When disciples twelve are dead When beheth of easter lands And raped and raped again When the whore of babylon rides When fury turns to hate When all sons of satan Sodomize the lambs of christ When the gates have all been opened When the funerals never end When satans ports paint out hearts And sadness our souls When witches burn the priests When the ancient ones return When the demons ride the numb With their hares of dark desires وقتی که خورشید غروب کرد وقتی که فرشتگان کور شدند و وقتی که خوک های گل آلود و فربه بر تخت سلطنت خداوند تکیه زده اند وقتی که قرص کامل ماه بر زمین نور افشانی می کند وقتی که گرگ ها علنا گردهمایی می کنند و وقتی که از اوج آسمان و دروازه های مرواریدی , خون می بارد وقتی که دارودسته ی جهووا قتل و غارت می کنند وقتی که دوازده حواریون مرده اند و وقتی که سزمین های شرقی را غارت می کنند و تجاوز می کنند و تجاوز می کنند وقتی که فاحشه ی بابل گردش می کند وقتی که خشم به تنفر تبدیل می شود و وقتی که تمام پسران شیطان با ساده لوحان مسیحی لواط می کنند وقتی که تمام دروازه ها گشوده شده اند وقتی که پایانی برای تدفین وجود ندارد و وقتی که شیاطین خون را از قلب , و غم و غصه را از روحمان پاک می کنند وقتی که جادوگران , کشیش ها را می سوزانند وقتی که کهن ها , باری دگر بر میگردند و وقتی که اجنه با بی حوصلگی , همراهِ آرزوهای تاریکی که نابود کردند , میرانند...
Anathema -Alternative 4 album Lost Control Life.. has betrayed me once again I accept that some things will never change. I've let your tiny minds magnify my agony and it's left me with a chemical dependency for sanity. Yes, I am falling... how much longer 'till I hit the ground? I can't tell you why I'm breaking down. Do you wonder why I prefer to be alone? Have I really lost control? I'm coming to an end, I've realized what I could have been. I can't sleep so I take a breath and hide behind my bravest mask, I admit I've lost control Lost control زندگی... یکبار دیگه به من خیانت می کند می پذیرم که بعضی چیز ها هرگز عوض نمی شوند من به ذهن کوچکت اجازه دادم که رنج و جان کندن مرا ببیند و این باقی مانده برایم با یکی وابستگی شیمیایی(دارویی) برای سلامت روان (زنده ماندن) آری فرو می ریزم...چقدر دیگر باید زمین بخورم؟ نمی توانم بگویم که چرا در خود شکستم آیا متحیری از اینکه چرا ترجیح می دهم تنها بمانم؟ آیا براستی نباید کنترل (اختیار ) خود را از دست بدهم؟ به یک انتها می رسم پی برده ام که چه کسی بوده ام نمی توانم بخوابم پس نفسی می کشم (آه) و پشت ماسک شجاعت قایم می شوم می سازم که باید بی اختیار باشم(بمانم) بی اختیار
I am the harvester of life Making your life black I have called your name There's no turning back I am, the death, ruling, with your time I can, but I won't give, you the time you need You fear me more than ever You know your time is up I take away your sorrow I rule your mortality I am, the death, ruling, with your time I can, but I won't give, you the time you need من هستم نابودگر زندگی زندگیت را سیاه می کنم صدایت کردم , گفتم به خودت راه برگشتی وجود ندارد من هستم , مرگ , حاکم , بر زمان هایت من می توانم , اما نمی خواهم بدهم , زمانی را که به آن احتیاج داری از من , بیشتر از هر زمانی هراس داری تو , می دانی که زمانت به پایان رسیده من , غم را از درونت زدودم من , بر بشر حکمرانی می کنم من هستم , مرگ , حاکم , بر زمان هایت من می توانم , اما نمی خواهم بدهم , زمانی را که به آن احتیاج داری
Ozzy Osbourne -Down To Earth 2001 That I Never Had All these tears I cry Don't you wonder why Is it all a dream Never what it seems Gets under my skin Should I let you in Don't you think it's bad To give me something that I never had Every word I say Everytime I pray Look into my eyes Distant voices cry Is there light in me Tell me what you see You are what I have Can't get something that I never had Can't get something that I never had Should I think about tomorrow ohh Should I live for just today Take the light that burns inside you Let it burn away Let it burn away Let it burn away Will I see the day Will I have to pay What's inside of me You will never see Won't you let me in Don't you let me see Do you think I'm bad Cause I want something that I never had Cause I want something that I never had Give me something that I never had Give me something that I never had تمام این اشک هایی که ریختم تعجب نکن که چرا آیا همه اش یک رویا بود هرگز به نظر نمی آید که به عمق وجودم رسیده شاید باید بگذارم که وارد شوی فکر نکن که این بد می باشد که به من چیز هایی را بدهی که من هرگز نداشته ام هر حرفی که من زده ام هر زمان که من دعا کرده ام به چشمانم بنگر صداهایی از دوردست می آید آیا روشنایی در من وجود دارد؟ بگو که چه دیده ای تو چیزی هستی که من دارم نمی توانم به چیزی برسم که هرگز نداشته ام نمی توانم به چیزی برسم که هرگز نداشته ام باید به فردا بیندیشم اوه آیا باید برای امروز بزیم؟ بگیر نوری را که در درونت می سوزد بگذار که هدر رود بگذار که هدر رود بگذار که هدر رود آیا روزی را می بینم آیا باید (بهایش) را بپردازم؟ چیزی که در درون من است را هرگز نخواهی دید نخواهی گذاشت که وارد شوم نمی گذاری که وارد شوم آیا فکر می کنی که من بدم؟ زیرا من چیزی را می خواهم که هرگز نداشته ام زیرا من چیزی را می خواهم که هرگز نداشته ام ببخش به من چیزی را که هرگز نداشته ام ببخش به من چیزی را که هرگز نداشته ام
Night Wish (band name)-Once 2004 Dark Chest Of Wonders Once I had a dream And this is it Once there was a child`s dream One night the clock struck twelve The window open wide Once there was a child`s heart The age I learned to fly And took a step outside Once I knew all the tales It`s time to turn back time Follow the pale moonlight Once I wished for this night Faith brought me here It`s time to cut the rope and fly Fly to a dream Far across the sea All the burdens gone Open the chest once more Dark chest of wonders Seen through the eyes Of the one with pure heart Once so long ago The one in the Big Blue is what the world stole from me This night will bring him back to me Fly to a dream... قلب اندوهگین شگفتی یکبار دیگر من رویایی دارم و آن اینست یکبار یگر رویای یک بچه بود شبی که ساعت 12 بار نواخت پنجره تا انتها باز بود یکبار دیگر قلب یک کودک بود سنی که در آن پرواز را آموختم و قدمی به بیرون نهادم یکبار دیگر که تمام داستان را دانستم اکنون زمانش است که به گذشته برسیم تعقیب کنیم نور کم سوی ماه را یکبار دیگر برای این شب آرزو کنیم وفا مرا به اینسو کشاند اینک زمانیست تا ریسمان را ببریم و پرواز کنیم پرواز کنیم به یک رویا بر ورای دریا تمام سنگینیمان را از دست داده ایم سینه ات را بگشا سینه اندوهگین شگفتی نوری گذشته از میان چشمان کسی که قلبی پاک (خالصی ) دارد یکبار از گذشته ای دور کسی که در افسردگی بود کسی بود که دنیا آنرا از من گرفت این شب او را به من باز خواهد گرداند ...پرواز در رویا