1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

| ترجـــمه اشعــار متــال |

شروع موضوع توسط Soren. ‏5/10/17 در انجمن لیریک Lyric

  1. درود
    در این تاپیک ترجمه اشعار متال گذاشته میشه
    دوستان هم کمک کنن تا این تاپیک راه بیوفته
    از دادن درخواست هم در این تاپیک خودداری کنید
    موفق باشید
    @};-
     
    سایه، MajiD.JD، af3hin و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Graveland - Thousand Swords

    We attacked with thousand swords
    Our banners were streaming under clouds
    At the gates of christian capital
    the wide river of blood was flowing
    we attacked with hate in our eyes

    Their request for mercy was nothing for us,
    they had no respect for our ancestors
    today is not a day for mercy.
    We attacked and golden palaces collapsed.
    Christ's elected ones paradise was burning
    their golden bells were tolling the last hour
    the last hour of christian rulers in pagan europe
    We are just blessed soldiers
    from the depths of unbaptized forests
    barbarian in the wolfish skins
    And we had pleasure to burn the vatican!
    Gods returned and now they are with us
    Spirit of war possessed our souls
    Our swords want to fight with our moves
    Its a great feeling to spill the blood in the basilica
    Hers of ravens fly between the clouds
    They'll come to the earth, when we go away
    They'll eat food we prepared
    They'll drink blood we have spilled
    Epilogue : the vengeance will be cruel
    blessed by gods and spirits
    In self defence of fatherland
    Vengeance done by our hands
    bringing cruel death for enemies.​

    با هزاران شمشیر یورش بردیم
    پرچم هایمان زیر ابرها برافراشته شده بود
    پیش بسوی دروازه های پایتخت مسیحیان
    رودخانه ای عریض از خون در جریان بود
    با تنفری که در چشم هایمان شعله ور بود یورش بردیم

    خواهش و تمنای آنان برای نکشتنشان بی فایده بود ,
    آنها برای اجداد ما ارزشی قایل نبودند
    امروز , روزی برای رحم و شفقت نیست.
    ما جنگیدیم و سلطنت طلایی را ساقط کردیم.
    بهشت موعود قيام كنندگان مسيح , زنگ هاي زرين ايشان را مي سوزاند ؛
    زنگهايي كه آخرين لحظه حيات فرمانروايان مسيحي در اروپاي غير مسيحي را اعلام مي كردند.
    ما سربازان مقدس بی طرف هستیم
    از اعماق جنگل های بی نام و نشان
    و بربرهای گرگ نما
    و برای ما افتخاری بود , سوزاندن واتیکان !
    خدایان برگشتند و اکنون با ما هستند
    ارواح جنگ , روح ما را هم تسخیر کردند
    با جنب و جوش ما , شمشیرهایمان نیز طالب جنگند
    جاری ساختن خون در کلیسا احساس بسیار خوبی دارد
    کلاغ های سیاه او بین ابرها پرواز می کردند
    آنها به زمین بر می گردند , وقتی که ما زمین را ترک می گوییم
    آنها غذاهایی که ما آماده کردیم را می خورند
    آنها خون هایی را که ریخته ایم , می نوشند
    خاتمه : انتقام , بی دادگر خواهد بود
    بوسیله ی خدایان و ارواح تقدیس شده
    در دفاع از سرزمین اجدادیمان
    انتقام گرفته شد با دست های خودمان
    و برای دشمنانمان مرگی ظالمانه به ارمغان آوردیم.
     
    سایه، MajiD.JD، طناز* و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. Darkthrone - Unholy Black Metal

    When the sun has died
    When the angels are blind
    When the pig lies thick
    Over the palace of god

    When the fullmoon lights the earth
    When the wolves gather in the open
    When blood rains from heaven high
    And from the pearly gates

    When jehovas hordes are slaughtered
    When disciples twelve are dead
    When beheth of easter lands
    And raped and raped again

    When the whore of babylon rides
    When fury turns to hate
    When all sons of satan
    Sodomize the lambs of christ

    When the gates have all been opened
    When the funerals never end
    When satans ports paint out hearts
    And sadness our souls

    When witches burn the priests
    When the ancient ones return
    When the demons ride the numb
    With their hares of dark desires

    وقتی که خورشید غروب کرد
    وقتی که فرشتگان کور شدند
    و وقتی که خوک های گل آلود و فربه
    بر تخت سلطنت خداوند تکیه زده اند

    وقتی که قرص کامل ماه بر زمین نور افشانی می کند
    وقتی که گرگ ها علنا گردهمایی می کنند
    و وقتی که از اوج آسمان
    و دروازه های مرواریدی , خون می بارد

    وقتی که دارودسته ی جهووا قتل و غارت می کنند
    وقتی که دوازده حواریون مرده اند
    و وقتی که سزمین های شرقی را غارت می کنند
    و تجاوز می کنند و تجاوز می کنند

    وقتی که فاحشه ی بابل گردش می کند
    وقتی که خشم به تنفر تبدیل می شود
    و وقتی که تمام پسران شیطان
    با ساده لوحان مسیحی لواط می کنند

    وقتی که تمام دروازه ها گشوده شده اند
    وقتی که پایانی برای تدفین وجود ندارد
    و وقتی که شیاطین خون را از قلب ,
    و غم و غصه را از روحمان پاک می کنند

    وقتی که جادوگران , کشیش ها را می سوزانند
    وقتی که کهن ها , باری دگر بر میگردند
    و وقتی که اجنه با بی حوصلگی ,
    همراهِ آرزوهای تاریکی که نابود کردند , میرانند...
     
    سایه، MajiD.JD، طناز* و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. Anathema -Alternative 4 album
    Lost Control

    Life.. has betrayed me once again
    I accept that some things will never change.
    I've let your tiny minds magnify my agony
    and it's left me with a chemical dependency for sanity.

    Yes, I am falling... how much longer 'till I hit the ground?
    I can't tell you why I'm breaking down.
    Do you wonder why I prefer to be alone?
    Have I really lost control?

    I'm coming to an end,
    I've realized what I could have been.
    I can't sleep so I take a breath and hide behind my bravest mask,
    I admit I've lost control
    Lost control


    زندگی... یکبار دیگه به من خیانت می کند
    می پذیرم که بعضی چیز ها هرگز عوض نمی شوند
    من به ذهن کوچکت اجازه دادم که رنج و جان کندن مرا ببیند
    و این باقی مانده برایم با یکی وابستگی شیمیایی(دارویی) برای سلامت روان (زنده ماندن)

    آری فرو می ریزم...چقدر دیگر باید زمین بخورم؟
    نمی توانم بگویم که چرا در خود شکستم
    آیا متحیری از اینکه چرا ترجیح می دهم تنها بمانم؟
    آیا براستی نباید کنترل (اختیار ) خود را از دست بدهم؟

    به یک انتها می رسم
    پی برده ام که چه کسی بوده ام
    نمی توانم بخوابم پس نفسی می کشم (آه) و پشت ماسک شجاعت قایم می شوم
    می سازم که باید بی اختیار باشم(بمانم)
    بی اختیار
     
    نگآر، سایه، MajiD.JD و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. [​IMG]

    I am the harvester of life
    Making your life black
    I have called your name
    There's no turning back

    I am, the death, ruling, with your time
    I can, but I won't give,
    you the time you need

    You fear me more than ever
    You know your time is up
    I take away your sorrow
    I rule your mortality

    I am, the death, ruling, with your time
    I can, but I won't give,
    you the time you need​

    من هستم نابودگر زندگی
    زندگیت را سیاه می کنم
    صدایت کردم , گفتم به خودت
    راه برگشتی وجود ندارد

    من هستم , مرگ , حاکم , بر زمان هایت
    من می توانم , اما نمی خواهم بدهم ,
    زمانی را که به آن احتیاج داری

    از من , بیشتر از هر زمانی هراس داری
    تو , می دانی که زمانت به پایان رسیده
    من , غم را از درونت زدودم
    من , بر بشر حکمرانی می کنم

    من هستم , مرگ , حاکم , بر زمان هایت
    من می توانم , اما نمی خواهم بدهم ,
    زمانی را که به آن احتیاج داری
     
    نگآر، سایه و MajiD.JD از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. Ozzy Osbourne -Down To Earth 2001
    That I Never Had​

    All these tears I cry
    Don't you wonder why
    Is it all a dream
    Never what it seems
    Gets under my skin
    Should I let you in
    Don't you think it's bad
    To give me something that I never had

    Every word I say
    Everytime I pray
    Look into my eyes
    Distant voices cry
    Is there light in me
    Tell me what you see
    You are what I have
    Can't get something that I never had
    Can't get something that I never had

    Should I think about tomorrow ohh
    Should I live for just today
    Take the light that burns inside you
    Let it burn away
    Let it burn away
    Let it burn away

    Will I see the day
    Will I have to pay
    What's inside of me
    You will never see
    Won't you let me in
    Don't you let me see
    Do you think I'm bad
    Cause I want something that I never had
    Cause I want something that I never had

    Give me something that I never had
    Give me something that I never had​


    تمام این اشک هایی که ریختم
    تعجب نکن که چرا
    آیا همه اش یک رویا بود
    هرگز به نظر نمی آید
    که به عمق وجودم رسیده
    شاید باید بگذارم که وارد شوی
    فکر نکن که این بد می باشد
    که به من چیز هایی را بدهی که من هرگز نداشته ام

    هر حرفی که من زده ام
    هر زمان که من دعا کرده ام
    به چشمانم بنگر
    صداهایی از دوردست می آید
    آیا روشنایی در من وجود دارد؟
    بگو که چه دیده ای
    تو چیزی هستی که من دارم
    نمی توانم به چیزی برسم که هرگز نداشته ام
    نمی توانم به چیزی برسم که هرگز نداشته ام

    باید به فردا بیندیشم اوه
    آیا باید برای امروز بزیم؟
    بگیر نوری را که در درونت می سوزد
    بگذار که هدر رود
    بگذار که هدر رود
    بگذار که هدر رود

    آیا روزی را می بینم
    آیا باید (بهایش) را بپردازم؟
    چیزی که در درون من است
    را هرگز نخواهی دید
    نخواهی گذاشت که وارد شوم
    نمی گذاری که وارد شوم
    آیا فکر می کنی که من بدم؟
    زیرا من چیزی را می خواهم که هرگز نداشته ام
    زیرا من چیزی را می خواهم که هرگز نداشته ام

    ببخش به من چیزی را که هرگز نداشته ام
    ببخش به من چیزی را که هرگز نداشته ام
     
    نگآر و سایه از این پست تشکر کرده اند.
  7. Night Wish (band name)-Once 2004
    Dark Chest Of Wonders​

    Once I had a dream
    And this is it

    Once there was a child`s dream
    One night the clock struck twelve
    The window open wide
    Once there was a child`s heart
    The age I learned to fly
    And took a step outside

    Once I knew all the tales
    It`s time to turn back time
    Follow the pale moonlight
    Once I wished for this night
    Faith brought me here
    It`s time to cut the rope and fly

    Fly to a dream
    Far across the sea
    All the burdens gone
    Open the chest once more
    Dark chest of wonders
    Seen through the eyes
    Of the one with pure heart
    Once so long ago

    The one in the Big Blue is what the world stole from me
    This night will bring him back to me

    Fly to a dream...​

    قلب اندوهگین شگفتی
    یکبار دیگر من رویایی دارم
    و آن اینست

    یکبار یگر رویای یک بچه بود
    شبی که ساعت 12 بار نواخت
    پنجره تا انتها باز بود
    یکبار دیگر قلب یک کودک بود
    سنی که در آن پرواز را آموختم
    و قدمی به بیرون نهادم

    یکبار دیگر که تمام داستان را دانستم
    اکنون زمانش است که به گذشته برسیم
    تعقیب کنیم نور کم سوی ماه را
    یکبار دیگر برای این شب آرزو کنیم
    وفا مرا به اینسو کشاند
    اینک زمانیست تا ریسمان را ببریم و پرواز کنیم

    پرواز کنیم به یک رویا
    بر ورای دریا
    تمام سنگینیمان را از دست داده ایم
    سینه ات را بگشا
    سینه اندوهگین شگفتی
    نوری گذشته از میان چشمان
    کسی که قلبی پاک (خالصی ) دارد
    یکبار از گذشته ای دور

    کسی که در افسردگی بود کسی بود که دنیا آنرا از من گرفت
    این شب او را به من باز خواهد گرداند
    ...پرواز در رویا
     
    نگآر و سایه از این پست تشکر کرده اند.