سلام... تو این تایپک می خوام درباره ی صورت های فلکی پیرا قطبی بگم... ولی قبلش لازمه یک سری اطلاعات درباره ی ستاره ی قطبی داشته باشید (: ستاره قطبی یا ستارهٔ شمالی ستارهای است که بسیار نزدیک به امتداد محور زمین بر کره ی سماوی باشد، و جهت شمال (در نیمکره شمالی) یا جنوب (در نیمکره جنوبی) را نشان میدهد؛ و ستارهای است که با این موقعیت محلش نسبت به ناظر ساکن روی زمین تغییر نمیکند. در حال حاضر این موقعیت از آن ستاره جُدَی است که با قدر ظاهری۲/۱ درخشانترین ستارهٔ صورت فلکی خرس کوچک است، اما به دلیل حرکت تقدیمی زمین این مکان تغییر میکند. در ۴۰۰۰ سال پیش ستاره قطبی ستاره اتا ابمار بود، ۳۰۰۰ سال پیش ستاره قطبی ستاره ثعبان، و در سال ۱۴۰۰۰ میلادی ستارهٔ قطبی ستارهٔ نسر واقع خواهد بود.
صورت فلکی های پیرا قطبی سلام همانطور كه ميدانيد تعدادي از صورتهاي فلكي در هر منطقه هميشه در آسمان هستند و طلوع و غروب ندارند كه اصطلاحآ به آنها صورتهاي فلكي دور قطبي ميگوييم . ********* بزرگترین و دوست داشتنی ترین بی شک از میان صور فلکی دور قطبی هیچکدام به عظمت و زیبایی خرس بزرگ نیست. دب اکبر یا خرس بزرگ که از مشهورترین صورتهای فلکی نیم کره شمالی است، به گونه ای که مردمان بسیاری از نقاط جهان از دیر زمان آن را میشناختند و نسبت به تصوری که از دیدن ۷ ستاره روشن آن میپنداشتند نامی به ان داده بودند به جز هفت ستاره پرنور این صورت فلکی، حدودا ۲۰ ستاره دیگر برای رسم شکل خرس در اسمان بکاربرده میشود که همگی کم فروغ و کم نور هستند ایرانیان باستان این صورت سماوی را هفت اورنگ کبیر یا مهین میخواندند ویا به ان هفت برادران نیز میگفتند. یونانیان و رومیان ان را خرس بزرگ میخواندند و پس از ان غربی ها نام انرا "خیش بزرگ " گذاشته بوندند. البته مصریان که ید طولایی در افسانه سرایی سماوی نداشتند این برج را به شکل تمساح میدیدند. علت این تصور وجود فراوان تمساح در رود نیل و مقدس بودن انها است(بلا به دور) هفت ستاره پرنور دب اکبر را ایرانیان نام نهاده اند نام گذاری انها را به خواجه نصیر الدین توسی نسبت میدهند که البته به علت عربی بودن زبان علم در ان زمان انها را به عربی نام نهاده است: دبه ، مراق، فخذ ، مغرز، جون، عناق، قائد نکته جالب در مورد هفت برادران این است که برخلاف بسیاری از صورتهای فلکی که ستاره های درخشانشان به هم ارتباطی ندارند، در قسمت آبگردان خرس بزرگ، پنج ستاره از هفت ستاره با هم مربوط اند، زیرا با یک سرعت و یک جهت در فضا حرکت می کنند. این پنج ستاره با هم متولد شده اند و در حال حاضر به صورت یک خوشه بسیار پاشیده در آمده اند. در میان ستارگان دب اکبر شاید جالب ترین انها ستاره عناق باشد. در کنار این ستاره، ستاره کم نوری قرار دارد که به ان سها میگویند. عربها به این دو ستاره اسب و سوار اطلاق میکردند. گفته میشود در ایران باستان برای ازمودن دید شب سربازان زبده سپاه از این دو ستاره استفاده میکردند. *خب این چکیده ای از مطالب درباره ی دب اکبر... امیدوارم خوشتون اومده باشه ^_^
اژدها نام اژدها به عنوان یک صورت فلکی، نماینده تمامی مطالب اساطیری از تیامات سومریها تاهیولایی که به وسیله سنت جورج کشته شد بیان میگردد. طرح موجی شکل ستارگان این صورت فلکی بدون شک یادآور اژدها ست. صورت فلکی اژدها در آسمان به دور قطب شمال سماوی میپیچد. صورت فلکی اژدها در آسمان به دور قطب شمال سماوی میپیچد. از آنجا که محور زمین و به تبع آن محور سماوی با توجه به پدیده حرکت تقدیمی جابجا میشود، لذا جایگاه ستارگان پیرا قطبی هم با در نظر گرفتن تغییر مکان قطب نسبت به این نقطه ، تغییر میکند. در حال حاضر ستاره آلفا از صورت فلکی دب اصغر عنوان ستاره قطبی را دارد. اما ۴۰۰۰ سال قبل ستاره قطبی آلفای صورت فلکی اژدها به نام ثعبان بوده است. ستاره ها آلفای اژدها یا ثُعبان (مار) امروزه دیگر چندان اهمیتی ندارد، اما زمانی که عنوان ستاره قطبی برای مصریان را داشته این افراد ساخت نیایشگاههای خود را با ثعبان در آسمان توجیه میکردند.طیف آن از نوع A۰ III، قدرش ۳٫۷ و فاصله اش تا زمین ۲۳۰ سال نوری است. ستارهٔ بتای آن به نام رأس الثعبان (سر مار) دارای طیف G۲ II، با قدر ۲٫۸ و فاصله ۴۹۰ سال نوری است.
معروفترین و پرنورترین ستاره ی این صورت فلکی ، جدی است . تشخیص آن بسیار آسان است . نقطه ی شروع ، دو ستاره ی دبه و مراق در کاسه ی دب اکبر است که به قراولان معروف اند . امتداد خط واصل این دو ستاره از جدی میگذرد که آنرا با نام های ستاره ی قطبی و α– دب اصغر نیز میشناسند . فاصله ی زاویه ی دبه تا جدی 6 برابر فاصله میان دو قراول است . ( البته تقریبا 6 برابر ، منبع پرانتز : خودم!) ستارگان دب اصغر بعد از جدی پرنورترین ستاره ی دب اصغر فرقدان یا β - دب اصغر است که قدر ظاهری آن 2/2 است . این یکی از 57 ستاره است که بعنوان مرجع مورد استفاده ی دریانوردان و هوانوردان است . 5 ستاره ی دیگر دب اصغر جلوه ی کمتری دارند و چهارتای آنها از قدر 4 هم کم فروغ تر اند . افسانه ها دب اصغر به نام های بنات النغش صغری یا هفت اورنگ کهین نیز مشهور است . وجه تسمیه ی آن نیز مانند دب اکبر کاملا نا مناسب است .
صورت فلکی قیفاووس یکی از صورفلکی نیمکره شمالی است. نام آن از افسانه پادشاه اتیوپی قیفاووس گرفته شده است. او همسر ذات الکرسی و پدر اندرومدا است. این صورت فلکی توسط بطلمیوس در قرن دوم فهرست شده است. این صورت فلکی خانه چند ستاره معروف و چند جرم شناخته شده مثل، سحابی جادوگر، سحابی زنبق و کهکشهان آتش بازی قیفاووس قیفاووس ۲۷ امین صورت فلکی بزرگ آسمان شب است، که مساحت بالغ بر ۵۸۸ درجه مربع از آسمان را شامل میشود. این صورتفلکی در ربع چهارم نیمکره شمالی (NQ4) واقع شده است و می توان آن را بین عرض های جغرافیایی ۹۰ درجه تا ۱۰- درجه رصد کرد. صورت های فلکی همسایه آن عبارت هستند از : ذات الکرسی، ماکبان، اژدها، زرافه، سوسمار و خرس کوچک قیفاووس شامل یک ستاره دارای سیاره است و هیچ جرمی از فهرست مسیه در آن واقع نشده است. درخشان ترین ستاره در این صورت فلکی Alderamin یا آلفا-قیفاووس است. (نام ذراعالایمن به معنی بازوی راست در لاتین به شکل Alderamin درآمدهاست.) تا کنون هیچ بارش شهابی در محدوده این صورت فلکی مشخص نشده قیفاووس از خانواده صورت های فلکی برساووشی است.
پیکر Wشکل این صورت فلکی به آسانی قابل مشاهده است. دو ستارهٔ انتهایی آن راهنمای خوبی برای پیدا کردناسب بزرگ است.[۱] ذاتالکرسی نخستین بار توسط عبدالرحمان صوفی رازی با چشم غیرمسلح رصد شد و مورد مطالعه قرار گرفت. ذاتالکرسی به معنی دارنده کرسی است. نام این صورت فلکی در عربی مَرأة ذات الکُرسی یا همان ذاتُ الکرسی است. مرأة به معنای زن است، و ذات به معنای «صاحب، دارنده»، و کُرسی به معنای «تخت، سریر، اورنگ» است. در نتیجه معنای آن «زن صاحب سریر، زن کُرسیدار» است. از نامهای دیگر آن در فارسی «خداوند کُرسی» یا «خداوند اورنگ» است. در گذشته یکی از معانی «خداوند» عبارت بوده از «دارنده، دارا، صاحب». در نتیجه معنای آن همان «دارای کرسی» است. این صورت فلکی را «خداوند عَرش» و «خداوند مِنبر» هم نامیدهاند. عَرش هم به معنای «اورنگ، تخت و سریر پادشاه» است، و مِنبر به معنای «کرسی چندپله برای خطیب یا واعظ». در نتیجه معنای آن همان «تختنشین» «دارای اورنگ» و «دارای منبر» است. این صورت فلکی شبیه یک صندلی (کرسی، عرش، منبر) است؛ و زنی والامقام نشسته بر آن تصور شده است.[۲] به همین دلیل نامهای دیگر این صورت فلکی «عرش» و «منبر» است. در اساطیر یونانی، زنِ روی صندلی را کاسیوپیا(Cassiopeia) دانستهاند، که در عربی و فارسی به شکل کاسیوپه یا قاسیوپه تبدیل شدهاست.