باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست ****** ******** ****** خورشید باش که اگر خواستی بر کسی نتابی نتوانی
به درخت نگاه کن... قبل از اینکه شاخه هایش زیبایی نور را لمس کند ریشه هایش تاریکی را لمس کرده... گاه برای رسیدن به نور،باید از تاریکی ها گذر کرد...
گر کشد خاطرم به سگ شاید (شایسته است) که از او جز وفا نمی آید . . . غیرتم کشت که معشوق جهانی لیکن روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد . . . میان گریه می خندم که چو شمع اندر این منزل زبان آتشینم هست لیکن در نمی گیرد . . . با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی ؟ آه آتشناک و سوز سینه ی شبگیر ما ؟ . . . دل همچو سنگت ای دوست به آب چشم سعدی عجب است اگر نگردد که بگردد آسیابی . . . در حیرتم که پشت به محراب می کنند در کشوری که قبله نما موج میزند . . . مرا از یاد برد آخر ولی من به جز او عالمی را بردم از یاد
ملک الموت رفت پیش خدا گفت سبحان ربی الاعلی یک طبیبی است در فلان کوچه من یکی قبض و او کند صد تا یا بفرما که جان او گیرم یا مرا خدمتی دگر فرما
مرا زد راه عشق خردسالی از این نورس گلی نازک نهالی فروزان عارضی مانند لاله ز مشک اش هر طرف بر لاله خالی
زیبا تر از آنی که به تشبیه بگنجی شاعر امید صباغ نو بگذار که آتش بزنم حاشیه ام را تا پر کنم از عطر وجودت ریه ام را کارم شده تلقین بکنم غصه ندارم افسردگی مطلق هر ثانیه ام را زیبا تر از آنی که به تشبیه بگنجی نظم تن تو ریخت به هم قافیه ام را من مرد عمودی زمین بودم و امروز _ از مرحمت عشق ببین زاویه ام را! در هندسه گیج جهان آنچه مهم است: اسم تو سند خورده دل عاریه ام را توجیه من این است:دلم مال خودم نیست "با قاعده ی عشق بخوان فرضیه ام را"... ...
کبوتر زیبا شاعر سعید شزم (ساعد) چشمان دل فریب تو نیست که کبوتر را زیبا میبیند ! کبوتر ذاتا زیباست و فقط زیبا نیست ! خمار چشمانت ، دل رنجور را میکشد اما صلح ،در چشمان کبوتر بیداد میکند گرچه سفید هم نباشد اما کلاغان بی رحمند شبیخون بی رحم کلاغان را بر کبوتران بال و پر بسته چگونه درد میکشی ؟ آنگاه که برای رفع گرسنگی کبوتر را ذبح میکنند پلیدی تا چه حد؟ مگر روی زمین خدا گندم نیست ؟ که سر کبوتر را جدا میکنند تا از چینه دان کبوتر سیر گردند و تو ندانسته از این واقعه ! ...
چهره ای زیبا تر شاعر اشکان مولوی خورشید میتابد. نسیم عطر گل یاس را به همراه دارد یک فنجان چای کار را از آن که هست ساده تر میکند. بار ها تو را در خیالم ترسیم کرده ام و هر بار پویا تر. ولی اینبار میتوان چهره ای زیبا تر ساخت اینبار چشم هایت را به آبی آسمان تشبیه خواهم کرد و موهایت را به تیرگی شب. دست هایت را مهربان رقم خواهم زد و لبخندت را شیوا تر. حال چشمانت را ببند و آسوده خود را در خیالم تماشاکن. (نویسنده:اشکان مولوی) ...
تشبیه گل شاعر الف.ح کی میتونه با منم حرف بزنه چی میتونه غمهام و درک وفراموشش کنه کی میتونه مثل گل زیبا و بی دوام باشه چی میتونه مثل خاک دلبر گل ِ جوون باشه کی میتونه این همه گلبرگهای قشنگ به تنداشته باشه چی میتونه بگه عطر تنم مثل گل ِ کی میتونه باز بگه صدام مثالِ بلبلِ چی میتونه گل بچینه برای خود بکنه کی میتونه گل پژمرده رو زنده بکنه کی میتونه ،چی میتونه من و آروم بکنه نباشه مثال گل عمر کوتاه ،همیشه پیشم بمونه! *۱۶بهمن ۸۵* ...