چونکه ظرفی از علوم خالق یکتا علی است ------- ذات او تفسیر قران ، حجت کبرا علی است خواند پیغمبر وجود خویشتن را شهر علم ------- گفت باب شهر علم و معنی طاها علی است سیّ و دو حرف است هر علمی که اندر عالم است مصدر اندر هر حروف و آمر هر جا علی است از الف ، اسماء اعظم ، ایمن و امن و امان ---------- ابتدا و انتها و آخر و اَولا علی است با باء بسمله ، بحر علوم و باب علم--------- بوتراب و بوالحسن ، بیننده و بینا علی است پ ، پسر عمّ پیمبر ، پاکزاد و پاک دین ------- پیشرو ، مَر پیروان را ، پیشوا بر ما علی است ت ، توانا تیغ او تبّار و تند و تیز دم ---------- تاج بخش و تاج دار و تخت و تاج آرا علی است ث ، ثنای وی ثمین دُرّ و ثوابی با ثمر ------- ثانی و ثالث ندارد ، عروة الوثقی علی است جیم ، جسم و جانِ او ، جان جمال ذوالجلال -------- جلوه ی ذات جلاله ، جلّهُ شأنا علی است چ ، چمن از چَهرِ بیچونش گرفته چتر گل ----- چاره ساز و چاره جو ، چالاک در غَیرا علی است ح ، حکیم حق پرست و حاکم حکم حمید -------- حِیدر و هم حَیِّدَر ، حلّال مشکل ها علی است خ، خداوند خدیوِ خوشخصال خوبرخ --------- خَیِّر و خیبر گُشا ، خاقان کشورها علی است دال ، دیندار و دوا بر دردهای دردمند------- دیده و دست خدا ، در دشت و در دریا علی است ذال ، ذوالقرنین و ذوالاکتاف ، در ذیلش ذلیل -- ذاکر و مذکور ، ذکر آت ذی القربی علی است ر ، روان را روحِ روحِ رهنما و راهبر ------- رحمت و راضی رضا و رَوضَة الخضرا علی است ز ، زمان را زین و زیب و زینت و زیباست او --- زورمند و زُبده ، زوج زُهره ی زهرا علی است ژ ، ژیان ، شیر دژم ، ژنرال اژدر در هژَبر ----- ژَرف و ژاله جودِ وی ژُرژِ جهان پیرا علی است س ، سزاوار ستایش ، سرور و سالار دین ------- ساکن و سیّار سبحان الّذی أسرا علی است ش،شهید و شاهد و شهد و شه و شاهنشه است - شیر شرزه ، شهسوار شام تا بطحا علی است صاد ، صاف و صفدر و صافیّ صمصام صفا -- صف شکن صدّیق و صادق صبح نور افزا علی است ضاد ، ضرغام است و ضِیغم ضاربِ ضرب شدید --- خود ضیاء ضوبخش و بَیضَه و بَیضا علی است طا ، طهور و طیّب و طاهر ، مطهّر هم طبیب -------- طالب و مطلوب طیر شاخه ی طوبا علی است ظا ، ظهیر و ظَهر و اظهر ، مظهر فتح و ظفر ------- ظلّ او ظلّ خدا و ظاهر و پیدا علی است عین ، علیم و اعلم و علم علوم عالم است ---------- علّت ایجاد عالم ، عالی و اعلی علی است غین ، غیاث المستغیثین ، غیرتُ الله غیور ------- غالب غزوات لا مغلوب ، در غزوا علی است ف ، فهیم و فیلسوف و فانی فی الله فصیح ------- فاتح و فتّاح فارس ، صاحب فتوا علی است قاف ، قاضیّ قضا و قائد قوم قوی ---------- قائم اندر قاب قوسین ، قُرب اَو اَدنا علی است کاف ، کارآگاه کار کارگاه کردگار ---------- کان و کَنز کبریا و جنّت المأوا علی است گاف ، گفتارش گهر ، گُرز گرانش ، مرگبار ---- گونه گندم گون ، گیرا گوهر رخشا علی است لام ، لعل لب ، چو لؤلؤ ، لازم و ملزوم اوست ----- لیس الاّ هو لَبیب و عاقل و دانا علی است لام الف لا ، لا فتا الاّ علیُّ الله ، گفت ------- گوی ، لا حول ولا ، لا سیف را ، الاّ علی است میم ، میر مؤمنین ، مولی الموالیّ و مهین ---- مهر و ماه و مه لقا ، محبوب ما فیها علی است نون ، نوری نیّر و ناظم به نظم کائنات ---------- نامدار و نامور ، زیبنده و زیبا علی است واو ، والیّ ولایت ، وارث وَخشورِ پاک ------- او وزیر و او ولی ، والطّور و السّینا علی است ه هوّز ، هادی هود هُمام هوشیار ---------- هیبت الله هژبر و صحنه ی هِیجا علی است ی ، یدالله است ، یار و یاور اندر یومِ دین ------- یِکّه مرد یوم خندق ، فرد بی همتا علی است اوست بی تحصیل إعطا کرده بر من این بیان -- آنکه داده مَر زبان ، این گفته ی شیوا علی است تا که هستم زنده در هر کار گویم : (یاعلی) -- دادرس ، فریاد رس ، بر پیر و بر بُرنا علی است فاش میگوید (امینی) خائف از تکفیر نیست ---- نبوَد او یزدان ولیکن خالق الاشیا علی است مرحوم محمد دارا امینی