1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

روز اول بمن آموخت معلم ” آ ” را

شروع موضوع توسط z!ma ‏15/11/16 در انجمن اشعار

  1. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏29/1/15
    ارسال ها:
    1,757
    تشکر شده:
    12,857
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    روز اول بمن آموخت معلم ” آ ” را
    خون دل خورد بسی تا که نوشتم ” با ” را
    دست خود برد به بالا و به پایین آورد
    تا که من راحتتر بخش کنم بابا را
    زنگ نقاشی من رنگ نمی دانستم
    او به من گفت که آبی بکشم دریا را
    آنقدر گفت از این فاصله های دم دست
    تا رعایت کردم ، فاصله در املا را
    بازگو کرد که دهقان فداکار که بود
    تا که سرمشق دهد جمله ی خوبی ها را
    تا که از زندگیم کسر کنم سایه ی جهل
    با کمی حوصله آموخت به من منها را
    گفت روباه پنیر از دهن زاغ ربود
    تا که یادم نرود حقه این دنیا را
    گفت ” آ ” بر سر خود نیز کلاهی دارد
    عشق با حوصله برداشت کلاه ما را
    ما که آموخته بودیم بابا نان داد
    پس ندیدیم چرا خون دل بابا را
    درس دهقان فداکار فراموش شد و
    زندگی برد که محتاج کند دارا را
    شوهر سارا شیاد درآمد از آب
    کرد چون شام سیه زندگی سارا را
    بوی مرگ آمد و کبری به مرادش نرسید
    سرطان رفت که تسلیم کند کبری را
    کاش آن روز معلم عوض روبه و زاغ
    یاد می داد به ما زیرکی فردا را
    یا که آن روز سر بازی قایم موشک
    متوقف میکرد از حرکت دنیا را
    او به ما گرچه الفبای محبت آموخت
    ما غلط یاد گرفتیم ” الف ” تا ” یا ” را
    حبیب فرقانی
     
    AftabGardoon، Dorhato، مـرجانه و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.