سِلام به بِرارا و آبجی های گُلُم خیلی خوشآمَدِن به تاپیک خود تان . بِرِ روکَم کُنی ای تِهرونی هام که شُده وَخِزِن بیِن تاپیکِ گَرم کُنن . مُ اینجِ لیست مِشَدیارِ مِزِرُم , هرکی مِخِ به ای لیست اضاف بِرِ , پ.خ بِده . @Mojtaba @رهااا @*Ava* @mohana. @K@MR@N @اشک قلم @>>sina<< @A.L.A @мαηнσσ∂
اقايون و خانماي مشهدي ، كرمانجي واسه سمتاي شماست يا سمت كردستان و اونورا؟ اگه واسه سمتاي مشهد و ايناست بايد بگم دم موسيقي كرمانجي تون گرم !!! دم شيشليك شانديزتون هم گرم !!! ما تهرونيا اينجوريم بعله ... فكر رو كم كني اينا نيستيم مياييم تعريف ميكنيم ازتون پاتوق تهرونيا هم سر بزنيد بد مشهديا
مشهدی که باشی بعد از ظهرهای زخمی خیابون کوهسنگی رو از بالا گز میکنی به سمت پایین. مشهدی که باشی گاهی خودتو توی کوچه های اسرار امیز پاستور گم میکنی و در حالیکه برای درخت و بوته های کوچیک و بزرگش بسطامی و شجریان میخونی سر از بابک درمیاری. مشهدی که باشی اخر شبهایی که همه ی شهر و آدمهاش خوابن؛ بالاترین نقطه ی پارک خوشید ماشینتو پارک میکنی تا باران و آلتون و آرمیتاژ و مانیا و پاژ رو بشماری. مشهد یعنی آتیش دلچسب اخر شبهای زمستونِ باغبون پارک جامی که باقلوای خونگی دوست داشت و به جاش تا صبح برات شاهنامه میخوند. مشهد یعنی صدای خش خش برگهای پاییز سال هفتاد چهار و پنج پارک ملت ..مشهد یعنی پیراشکی ده دی..مشهد یعنی آب انار ملس ..مشهد یعنی چراغ همیشه قرمزِ سه راهِ خیام و آزادشهر. مشهد یعنی کباب سید. مشهد یعنی حسین شیشلیکی شاندیز..مشهد یعنی پیاده روهای ناهموار گلریز و زنبق ..مشهد یعنی درختهای خیابون کارخونه قند.. مشهد یعنی گلمکان و ارتکند و کنگ و زشک و عنبران ..مشهد یعنی کباب بره رستوران رضایی.. مشهد یعنی باغ سالار و اِرَم و ماه سبز ..مشهد یعنی بستنی طلاب ..مشهد یعنی نگارخانه ی آرتین.. یعنی خیابون تهرون...یعنی کوهسر .. یعنی قنادی طوسی ..یعنی آنسه و پاتوق عکس و حوزه ی هنری...یعنی پارک کوهسنگی و همه ی بنفشه های کنار باغچه ی سالن استاد ترمه چی که اخر تابستون خشک میشن. مشهد یعنی هاشمیه ی 16 رو بری تا خانه ی کیک ...مشهد یعنی هتل پارس برای شبهایی که دلت نمیخواد خونه بخوابی.مشهد یعنی سالن اصلی تئاتر شهر و همه ی کتابهایی که وقتی منتظر بازشدن گیشه بودیم توی سرما و گرما روی صندلی های فلزی جلوی درش نشستیم و خوندیم و هیچوقت تمومشون نکردیم. مشهد یعنی همه ی ته سیگارهایی که شبهای تلخ 88 هیچکس از کف اسفالت وکیل آباد 33 جمعشون نکرد. مشهد یعنی پله های تموم نشدنی کوه های آب و برق .. یعنی شهر کتاب کوثر.یعنی میدون هشتصد و خیابون ویلا... مشهد یعنی از وکیل آباد راهتو کج کنی به سمت کافه پیپ و مرغ سحر گوش کنی و «صد سال تنهایی» رو دوباره و ده باره اونقدر بخونی تا نشئه بشی.. مشهد یعنی کافه دیدار و شبهای مشاعره.مشهد یعنی فرودگاه شهید هاشمی نژاد..مشهد یعنی اخوان ثالث و ایرج جنتی عطایی و فردوسی و دکتر شریعنی و نعمت میرزازاده..مشهد یعنی محمد تقی بهار و همه ی خیابونها و خونه ها و دست اندازها و کوچه هایی که عصاره ی همه شون با تموم بغض و دود و ترافیک و خصومت و دشمنیش تورو یادِ عزیزانت میندازه.
سلام. من مشهدی نیستم. اما ساکن مشهدم. مشهدو هم دوست دارم. خصوصاااا خیابون کوهسنگی و ...خیابون سرباز... و......ساندویچها ی مخصوص شبدیزو... و خیلی از جاهایی که دوست عزیز گفتند..