هفت نکته مهم در مورد چندکارگی همه ما در طول روز تحت تأثیر «چندکارگی» هستیم. مثلا یک مسابقه فوتبال را حین وبگردی با تبلت یا چک کردن مرتب توییتر و خبرهای تازه میبینیم یا حین دیدن فیلم، روی تردمیل ورزش هم میکنیم. اینها حالات ساده چندکارگی هستند. وب سایت یک پزشک – علیرضا مجیدی: همه ما در طول روز تحت تأثیر «چندکارگی» هستیم. مثلا یک مسابقه فوتبال را حین وبگردی با تبلت یا چک کردن مرتب توییتر و خبرهای تازه میبینیم یا حین دیدن فیلم، روی تردمیل ورزش هم میکنیم. اینها حالات ساده چندکارگی هستند. در موارد دشوارتر ما مجبور هستیم که در عین حفظ عملکرد و سطح خلاقیت خودمان، چند کار را با هم انجام بدهیم. مثلا مجبوریم ایمیلهای کاری و شخصی را که مستلزم پاسخ دادن هستند، مرتب چک کنیم. در عین حال کارهای کاغذی را انجام بدهیم. مواظب باشیم که قبضها و چکهایمان به صورت منظم پرداخت شوند، برای آینده برنامهریزی کنیم و امورات خانه را سامان بدهیم. بعضی وقتها نگاه کردن به صفحه کامپیوترمان به تنهایی میتواند، آشفتگی ناشی از چندکارگی ما را نشان بدهد: چند ده برگه باز در مرورگرها، باز بودن یک ویرایشگر متنی، پخش موسیقی، باز بودن صفحه ایمیل، باز بودن برنامه تلگرام و امثال آن.در سال ۲۰۱۴، نتایج یک تحقیق نشان داد که ۹۹ درصد افراد بالغ در طول یک هفته، دستکم یک بار دو شکل متفاوت رسانه را با هم چک میکنند. به طور متوسط طول این چندکارگی دو ساعت و ۳ دقیقه است.گاهی وقتها ما برای کاستن از آشفتگی تصمیم میگیریم که حین انجام دادن کارهای مهم از چک کردن ایمیل پرهیز کتیم، اما اغلب اوقات نمیتوانیم به این کار ادامه بدهیم و این تمایل در ما رنگ میبازد. به صورت کلی در روانشناسی توصیه کلی سنتی این بوده است که در هر بازه زمانی، تنها یک کار را انجام بدهیم. اما نتایج تحقیقاتی که در چند دهه اخیر انجام شدهاند، نشان میدهد که ترجیح دادن تککارگی یا چندکارگی، بیشتر یک امر سلیقهای و درونی در افراد است. بعضیها راحتتر هستند که در یک زمان واحد، تنها یک کار را انجام بدهند و بعضیها هم وقتی میبینند که قادر به سر و سامان دادن به چند کار در یک زمان هستند، خشنود میشوند.البته در همین جا باید نکتهای را در مورد چندکارگی تصریح کنیم: بیشتر اوقات چندکارگی به معنی واقعی آن اصلا وجود خارجی ندارد. یعنی ما تنها توهم چندکارگی را داریم و کاری که عملا انجام میشود این است که به سرعت از کاری به کار دیگر پرش میکنیم و این کار را به فرکانس بالایی انجام میدهیم. به عبارت دیگر خیلی وقتها چندکارگی به معنی واقعی آن، عملا شدنی نیست. مثلا شمایی که هم سریال میبینید و هم وبگردی میکنید، به دفعات میزان توجه خود را به صفحه مانیتور و صفحه تلویزیون کم و زیاد میکنید و نمیتوانید در آن واحد هر دو رسانه را مصرف کنید. مشکل عمده در مورد چندکارگی، کاهش میزان عملکرد شناختی و توجه است. وقتی شما بین کارها پرش میکنید، میزانی از توجه خود را برای کار قبلی جا میگذارید. در مقام تشبیه، شما با این کار، شبیه سیستم کامپیوتری میشوید که میزانی از «رم» خود را در پسزمینه، صرف برنامه دیگری کرده است. واضح است که هر چه کارهای شما میزان توجه، حافظه، تصمیمگیری یا پردازش بیشتری را بطلبند، چندکارگی دشوارتر میشود. چه باید کرد؟! اما خب، با وجود اینکه ما میدانیم چندکارگی، میتواند عملکرد ما را کاهش بدهد، عملا ما در زندگی خود نمیتوانیم از چندکارگی پرهیز کنیم. در این صورت چه کار میتوانیم بکنیم که با چندکارگی بهتر کنار بیاییم؟ مطلب نخست: برنامهریزی و مشخص کردن مهلت انجام دادن کارها یکی از بهترین کارها داشتن برنامه و مشخص کردن زمان اتمام هر کار است. فرض کنید که شما کار پاسخ دادن به ایمیلهای صبح را تمام کرده باشید و مشغول کار دیگری مثلا نوشتن یک مقاله شده باشید، در شرایط عادی، مقداری از توجه و ذهن شما هنوز پیش ایمیلهایی میماند که منتظر پاسخ آنها هستید یا تصور میکنید که چقدر خوب بود، پاسخ مشروحتر و بهتری به یکی از آنها میدادید. بنابراین مقداری از عملکرد نوشتاری شما برای تمام کردن مقاله، کم میشود. اما اگر برای نوشتن مقاله، زمان مشخص کنید، مثلا مشخص کنید که حتما تا ساعت یازده و نیم صبح باید مقاله را تمام کنید، میزان سرگردانی ذهنی شما کمتر میشود. منبع : سایت راه خوب