1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

با تو...

شروع موضوع توسط jESi ‏14/1/16 در انجمن زمزمه های آشنا

  1. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏22/1/15
    ارسال ها:
    437
    تشکر شده:
    4,234
    امتیاز دستاورد:
    121
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    تاسیسات
    با تو نگفته بودم از گریه های هر شب

    عشقت نشسته بر دل

    جانم رسیده بر لب ، جانم رسیده بر لب

    من بی تو سرگردان من بی تو حیرانم شرحی زاین سویت حال پریشانم

    بیتابم این شبها بیخوابم ای رویا

    از تو چه پنهان من گم کرده ام خود را

    پیدایم کن ، شیدایم کن ، آزادم کن از این سکوت بی پروا

    پیدایم کن ، شیدایم کن ، آزادم کن از این سکوت بی پروا

    بیتابم این شبها بیخوابم ای رویا

    از تو چه پنهان من گم کرده ام خود را

    چشمی بگشا بشکن شب را تا با تو بگذرم از این همه غوغا

    پیدایم کن ، شیدایم کن ، آزادم کن از این سکوت بی پروا
     
    سایه، Vida و .AffectioN. از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏22/1/15
    ارسال ها:
    437
    تشکر شده:
    4,234
    امتیاز دستاورد:
    121
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    تاسیسات
    این روزا رو با تو جدی نمیگیرم
    دیگه دروغاتو جدی نمیگیرم
    رد میشم از کارات چشمامو میبندم
    تو میری و بی تو با گریه میخندم
    تو این روزا دیگه حواست اینجا نیست
    پیشه منی اما نگاهت اینجا نیست
    از لحظه هام دوری جدی نمیگیرم
    تلخی و مغروری جدی نمیگیرم
    این سرنوشتم بود که عاشقت باشم
    هیچ اعتراضی نیست من باز میبخشم
    سردی تو این روزا جدی نمیگیرم
    حس میکنم اما جدی نمیگیرم


    تو این روزا دیگه حواست اینجا نیست
    پیشه منی اما نگاهت اینجا نیست
    از لحظه هام دوری جدی نمیگیرم
    تلخی و مغروری جدی نمیگیرم
    این سرنوشتم بود که عاشقت باشم
    هیچ اعتراضی نیست من باز میبخشم
    سردی تو این روزا جدی نمیگیرم
    حس میکنم اما جدی نمیگیرم
     
    سایه، yasamann، Vida و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.