1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

زندگینامه + اشعار محمد صالح علاء

شروع موضوع توسط jasmine ‏6/11/15 در انجمن معرفی شخصیتها، زندگینامه و کتاب

  1. شبو خوب می شناسمش
    من و شب
    قصه داریم واسه هم
    من و شب پشت سر روز می شینیم حرف می زنیم!
    من و شب،
    واسه هم شعر می خونیم
    با هم آروم می گیریم
    من و شب خلوتمون مقدسه،
    من و شب خلوتمون، خلوت قلب و نفسه
    خلوت دو همنوای بی کسه
    که به اندازه ی زندگی به هم محتاجن
    من شبو دوست دارم!
    شب منو دوست داره!
    من که عاقلا ازم فراری ان
    من که دیوونه ی ِ واژه بافی ام
    واسه ی شب کافی ام!
    وقتی آفتاب می زنه
    من کمم !
    واسه روز
    من همیشه کم بودم!
    من و روز
    همو هیچ دوست نداریم!
    من و روز منتظر یه فرصتیم سر به سر هم بذاریم!
    تا که این خورشید تکراری ی لعنتی بره
    من و شب خوب می دونیم
    ما رو هیچکس نمی خواد!
    وقتی خورشید سره
    هر کی با روز بده
    مایه ی دردسره ... !
     
    توماس شلبی و سایه از این پست تشکر کرده اند.
  2. از بهترین شعرهای محمدصالح اعلا - وصف پیامبر اعظم حضرت محمد (ص)
    امشب تمام عاشقان رادست بسر کن
    يک امشبي با من بمان بامن سحر کن
    بشکن سر من کاسه ها و کوزه ها را
    کج کن کلاه ،دستي بزن، مطرب خبر کن
    گلهاي شمعداني همه شکل تو هستند
    رنگين کمان را بر سر زلف تو بستند
    تا طاق ابروي بت من تا به تا شد
    دُردي کشان پيمانه هاشان را شکستند
    يک چکه ماه افتاده بر ياد تو و وقت سحر.......
    اين خانه لبريز تو شد شيرين بيان حلواي تر...........
    تو مير عشقي عاشقان بسيار داري
    پيغمبري با جان عاشق کار داري
    امشب تمام عاشقان رادست بسر کن
    يک امشبي با من بمان بامن سحر کن
     
    توماس شلبی از این پست تشکر کرده است.
  3. من هنوز در به در طره اون زلف سیاتم
    من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم
    یکی از پاپتی هاتم...
    آقای کوچیک نواز بنده پرور،
    من هنوزم صله گیر چشم بارونی و اون ابر نگاتم...
    منو کشتی ، منو کشتی ، منو کشتی
    کشته باشی خوش به حالم
    من هنوزم که هنوزه یکی از کشته هاتم
    من هنوز در به در طره اون زلف سیاتم
    من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم
    یکی از پاپتی هاتم...
     
    توماس شلبی و سایه از این پست تشکر کرده اند.
  4. شما که سواد داری ، لیسانس داری ، روزنامه خونی
    با بزرگون می شینی، حرف میزنی ، همه چی می دونی
    شما که کله ت پره ، معلّم مردم گنگی
    واسه هر چی که می گن جواب داری ، در نمی مونی
    بگو از چیه که من ، دلم گرفته؟
    راه میرم دلم گرفته ، می شینم دلم گرفته
    گریه می کنم ، می خندم ، پا میشم، دلم گرفته
    من خودم آدم بودم ، باد زد و حوای منو برد
    سوار اسبی بودم که روز بارونی زمین خورد
    عمر من کوه عسل بود ولی افسوس
    روزای بد انگشت انگشت اونو لیسید
    بعد نشست تا تهشو خورد ....
     
    توماس شلبی و سایه از این پست تشکر کرده اند.
  5. دوباره روز می آید چقدر این آفتاب آقاستنگاه کن آن خروسی را که پشت پنجره پیداستکه آواز قشنگش در میان دستهای ماست نگاه کن روشنایی را میان دستهای ماست
    دوباره روز می آید چقدر این آفتاب آقاست
    نگاه کن روشنایی را میان دستهای ماست
    دوباره روز می آید چقدر این آفتاب آقاست

    نگاه کن بالهای پنجره باز است و گسترده
    نگاه کن صفحه شب را بدست روز تا خورده
    نگاه کن دشت بالا را آفتاب میروید
    نگاه کن روشنایی را نسیم صبحگاهی تا کجا برده
    نگاه کن روشنایی را میان دستهای ماست
    دوباره روز می آید چقدر این آفتاب آقاست

    نگاه کن روشنایی را میان دستهای ماست
    دوباره روز می آید چقدر این آفتاب آقاست

    سپیده سر زده برخیز تو کل کن خدا با ماست
    دوباره روز می آید چقدر این آفتاب آقاست

    نگاه کن آن خروسی را که پشت پنجره پیداست
    که آواز قشنگش در میان دستهای ماست
    نگاه کن روشنایی را میان دستهای ماست
    دوباره روز می آید چقدر این آفتاب آقاست
    نگاه کن روشنایی را میان دستهای ماست
    دوباره روز می آید چقدر این آفتاب آقاست

    نگاه کن بالهای پنجره باز است و گسترده
    نگاه کن صفحه شب را بدست روز تا خورده
    نگاه کن دشت با لا را آفتاب میروید
    نگاه کن روشنایی را نسیم صبحگاهی تا کجا برده
    نگاه کن روشنایی را میان دستهای ماست
    دوباره روز می آید چقدر این آفتاب آقاست

    نگاه کن روشنایی را میان دستهای ماست
    دوباره روز می آید چقدر این آفتاب آقاست
     
    توماس شلبی و سایه از این پست تشکر کرده اند.
  6. خواننده: ستار

    آلبوم: شازده خانوم

    ترانه سرا: محمد صالح علاء


    دو تا دستام مركبي
    تموم شعرام خط خطي
    پيش شما شازده خانوم
    منم فقير پا پتي

    غرور رو بردار و ببر
    دلم ميگه دلم ميگه
    غلامي رو به جون بخر
    دلم ميگه دلم ميگه

    شازده خانوم قابل باشم
    بايد بگم به شعر من
    خوش آمدي خوش آمدي خوش آمدي
    شازده خانوم چه خاكي و چه بي ريا
    به منزل خود آمدي خود آمدي خود آمدي

    عجب عجب چه رند و چه بلا شده دل پدر سوخته ام
    باور كن زشوقتون اشكي شده چشم به در دوخته ام
    فرصت بدين عاشقيمو خدمتتون عرض مي كنم
    واسه فرار از خودم
    دو پا دارم
    دوپا ديگه قرض مي كنم

    شازده خانوم قابل باشم
    بايد بگم به شعر من
    خوش آمدي خوش آمدي خوش آمدي
    شازده خانوم چه خاكي و چه بي ريا
    به منزل خود آمدي خود آمدي خود آمدي
     
    M @ H @ K، توماس شلبی و سایه از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. خواننده: مهرداد
    آلبوم صدای خورشید
    ترانه سرا: محمد صالح علاء

    اون روزا که دِل بود
    دِل پر حوصله بود
    انتظار دیدنت
    پشت هر پنجره بود

    اون روزا که دله بود
    دل پر حوصله بود
    نامه های خط خطیم
    همه از رو گله بود
    اون روزا که دله بود
    دل پر حوصله بود

    دستمالای گره بسته
    پرِ نعنا ؛ دسته دسته
    توی خاکِ باغچه هامون
    بوی ریحون ریشه بسته

    گرامافونای بوقی
    شعر عشقی و فروغی
    گوله گوله اشک می ریختیم
    پشت خنده دروغی
    یادته؟
    یادته گفتی صدام کن
    توی خلوت تو شلوغی

    اون روزا که دله بود
    دل پر حوصله بود
    نامه های خط خطیم
    همه از رو گله بود
     
    توماس شلبی و سایه از این پست تشکر کرده اند.
  8. آی آهای آدمکا
    دنيا دنيای شماس
    جای آدمای خوب
    توی شهرتون کجاس؟
    آی آهای خوشگلکا
    دنیا مال شماها س
    جشن مهربونیا
    تو کدوم خونه به پاس؟

    آی آهای پولدارکا
    دنیا دنیای شماس
    سر میزای غذا
    جای گشنه ها کجاس؟

    آی آهای رییسکا
    دنیا مال شماهاس
    تو اتاقای بزرگ
    جای انصاف کجاس؟

    آی آهای و آی آهای
    سارق عشق کیه؟
    آخه ای مسخره ها
    اسم این زندگیه؟؟
     
    توماس شلبی و سایه از این پست تشکر کرده اند.
  9. کسل شدم
    از اين دوباره های پوچ
    از این نیاز کهنه ی همیشه ای
    به هم صدا
    به هم قبیله
    هم دعا!
    از این غرور کینه توز شیشه ای
    کسل شدم
    از این محبت عبث
    که بسته دست و پای من
    از انتظار سرد خاک
    برای چشمهای من!
    از این سکوت و این رضا
    به خوب و بد
    به بیش و کم
    از این گره
    به پنجره
    به کاغذم
    به این قلم
    از آدمک شناختن
    و باختن و ساختن . . .
    کسل شدم
    کسل شدم
    از این زمین و آسمان
    و از گذشتن زمان
    از این دروغ واقعی
    از این حیات حیله گر
    که خیمه می زند به جان
    کسل شدم
    از این و آن . . .
    مرا نیاز تازه ایست
    به آب و نور دیگری
    به یک حقیقت سپید
    به سرزمین بهتری . . .
    مرا نیاز تازه ایست!
     
    توماس شلبی و سایه از این پست تشکر کرده اند.
  10. گل نیلوفر آبی
    پشت پلک من می خوابی
    بشی خورشید خصوصی
    واسه ی خودم بتابی
    آروم آروم ، بازی بازی ، با دل تنگم بسازی
     
    توماس شلبی، M @ H @ K و سایه از این ارسال تشکر کرده اند.