1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

یک فنجان عشق با طعم چشمانت ( عاشقانه های پرویز صادقی)

شروع موضوع توسط M @ H @ K ‏1/11/15 در انجمن معرفی شخصیتها، زندگینامه و کتاب

  1. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,121
    تشکر شده:
    84,762
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن

    ❤ ❤

    [​IMG]

    از نکاهت تا دلم
    رنگین کمان گل می کند
    با تو باید
    مثل باران حرف زد


    من :
    نه شاعرم
    و نه شعر می گویم
    پروانه ام
    بی قرار گل
    شعر توئی
    که یک مصرع عطر تو
    در خیال دفتر من
    صد گلستان برویاند

    ​
     
    hileya و سایه از این پست تشکر کرده اند.
  2. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,121
    تشکر شده:
    84,762
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]


    از تو می نویسمُ

    واژه ها در عطر تو می رقصند

    الفبای عشق تو

    سیُ دو پروانه ست
     
    سایه از این پست تشکر کرده است.
  3. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,121
    تشکر شده:
    84,762
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]


    ستوده است

    قلبی که تو را می خواهد

    رستگارست

    روحی که تو کنارش باشی

    و آمرزیده اند

    چشم هائی که تو را می بینند

    چون قلبُ روحُ چشمانم

    دروغ نمی گویند
     
    سایه از این پست تشکر کرده است.
  4. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,121
    تشکر شده:
    84,762
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]


    گاهی واژه هایم

    به من خیره می شوند

    انگار مرا نمی شناسند

    گوئی از سکوتی می آیند

    که از آنِ من نیست

    واژه های خسته ای

    که در آرزوی زبانی تازه اند

    من اندوه بی تو بودنم را

    با ابرها می گویم

    و تو مرا خواهی خواند

    در باران های بسیار
     
    سایه از این پست تشکر کرده است.
  5. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,121
    تشکر شده:
    84,762
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]




    پروانۀ روحم بیمار عطر توست

    باران از نجاتم قطع امید کرده

    گل ها از بوئیدن دست کشیده اند

    در خیالت که می افتم

    از زمین به آسمان سقوط می کنم

    و دیگر از دست هیچ جاذبه ای

    کاری بر نمی آید !
     
    سایه و Vida از این پست تشکر کرده اند.
  6. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,121
    تشکر شده:
    84,762
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]





    هر شب

    به اسمان می نگرم

    و به ماهی که در آغوش دارد

    چشم هایم را می بندم

    تو را می بینم

    که باران پوشیده ای

    با شالی از رنگین کمان

    پر از بال کبوترها

    و کفش هائی ازشبنمُ یاس

    که چکاوک ها بر پای تو بافته اند

    تو می آئی از دامنه های سبز آفتاب

    با عطر هزارۀ گل های صحرائی

    با وقاری که عشق را

    دو زانو پیش رویت می نشاند

    چشم هایم را به هم می فشارم

    و تمام این منظره را

    در آغوش یک قطره اشک

    عکس می گیرم

    و بر گونه هایم می آویزم

    آنسان که آسمان با دیدنم

    ماهش را بر می داردُ

    بی صدا از پنجره ام می گذرد

    گوئی که نه ماهی آمده

    نه ماهی رفته است

    تا تو فردا شعری بخوانی

    که چشم هایت آسمانش

    و ماهش خیالِ روی توست
     
    سایه از این پست تشکر کرده است.
  7. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,121
    تشکر شده:
    84,762
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]


    دست هایم

    لانه ای خالی ست

    که هر شب رؤیائی

    دست هایت را

    در آن تخم می گذارد
     
    سایه از این پست تشکر کرده است.
  8. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,121
    تشکر شده:
    84,762
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]

    شنیدن اسم تو

    عشق را در من جشن می گیرد

    قسم می خورم

    در اعماق قلب من

    گل سرخی می روید

    که صحرا صحرا تو را می بوید

    و چیزی جلودارش نیست

    آنسان که با آمدن خورشید

    چیزی نمی تواند

    به گنجشک ها بگوید نخوانند

    شنیدن اسم تو

    یک رمان عاشقانه است

    که چشم ماه را

    مثل یک عاشق

    نابینا می کند با اشک

    شنیدن اسم تو

    ماه عسل پروانه هاست

    در ژرفای یک رؤیا

    آنجا که عشق

    دسته گل به آب می دهد

    برای تو

    و تو مریم مریم آن سوتر

    افکار عاشقانه ای را

    در اغوش می فشاری

    که گل های پیرهن ات را

    می گشایند

    و در دست هایت

    یک مزرعه تابستان می کارند

    من به تو می اندیشم

    و تو در تبسّم یک قطره اشک

    به امتداد شعر من خیره می شوی
     
    سایه از این پست تشکر کرده است.
  9. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,121
    تشکر شده:
    84,762
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]



    یک چشم تو بوستانُ

    چشم دیگرت گلستان ست

    در نگاهت می شود

    سعدی شدُ افسانه شد
     
    Anoosh و سایه از این پست تشکر کرده اند.
  10. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,121
    تشکر شده:
    84,762
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]



    پروانۀ روحم بیمار عطر توست

    باران از نجاتم قطع امید کرده

    گل ها از بوئیدن دست کشیده اند

    در خیالت که می افتم

    از زمین به آسمان سقوط می کنم

    و دیگر از دست هیچ جاذبه ای

    کاری بر نمی آید !
     
    سایه از این پست تشکر کرده است.