1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شعر های زیبا و پر محتوا {مذهبی}

شروع موضوع توسط !!!OMID!!! ‏24/10/15 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏10/10/15
    ارسال ها:
    3,455
    تشکر شده:
    4,066
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    کارشناس نظام مهندسی

    نگفتنی است !


    تفسير رنجنامة كوثر نگفتني است
    تشريح حادثات مكرر نگفتني است

    مبناي روضه خواندن ما بر كنايه است
    باور كنيد روضة مادر نگفتني است


    وقتي كه با اشاره اي از دست مي رويم
    شرح تمام روضه كه ديگر نگفتني است

    حالا بماند آن همه غربت نشيني اش
    دلتنگيِ فراق پيمبر نگفتني است

    آري سه ماه خون جگر خورد و دم نزد
    از قصه اي كه سخت تر از هر نگفتني است

    بهتر كه حرف كوچة دلواپسي نشد
    اصلاً حكايت گل پرپر نگفتني است

    جريان گوشوار شكسته براي بعد
    مرثيه هاي خاكي معجر نگفتني است

    او رفت و درد هاي دلش نا شنيده ماند
    تفسير رنجنامة كوثر نگفتني است

    با بال اشك سمت حرم پر كشيده ايم
    شوق طواف مرقدش آخر نگفتني است !

     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏1/11/15
    سایه از این پست تشکر کرده است.
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏10/10/15
    ارسال ها:
    3,455
    تشکر شده:
    4,066
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    کارشناس نظام مهندسی

    نگفتنی است !


    تفسير رنجنامة كوثر نگفتني است
    تشريح حادثات مكرر نگفتني است

    مبناي روضه خواندن ما بر كنايه است
    باور كنيد روضة مادر نگفتني است


    وقتي كه با اشاره اي از دست مي رويم
    شرح تمام روضه كه ديگر نگفتني است

    حالا بماند آن همه غربت نشيني اش
    دلتنگيِ فراق پيمبر نگفتني است

    آري سه ماه خون جگر خورد و دم نزد
    از قصه اي كه سخت تر از هر نگفتني است

    بهتر كه حرف كوچة دلواپسي نشد
    اصلاً حكايت گل پرپر نگفتني است

    جريان گوشوار شكسته براي بعد
    مرثيه هاي خاكي معجر نگفتني است

    او رفت و درد هاي دلش نا شنيده ماند
    تفسير رنجنامة كوثر نگفتني است

    با بال اشك سمت حرم پر كشيده ايم
    شوق طواف مرقدش آخر نگفتني است !

     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏1/11/15
    سایه از این پست تشکر کرده است.
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏10/10/15
    ارسال ها:
    3,455
    تشکر شده:
    4,066
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    کارشناس نظام مهندسی



    ضريح گمشده



    عمريست با عنايت تو گريه مي كنم
    تنها به قصد قربت تو گريه مي كنم

    عمريست پاي بيرق مشكي روضه ها
    در سايه سار رحمت تو گريه مي كنم


    گاهي ستاره مي شوم و تا سپيده دم
    در آسمان غربت تو گريه مي كنم

    قبرت كه نيست دلخوشم از اينكه لاأقل
    پايين پاي هيئت تو گريه مي كنم

    آه اي ضريح گمشده ! بانوي بي نشان !
    در حسرت زيارت تو گريه مي كنم

    تا صبح در حوالي دلتنگي بقيع
    با بوي ياس تربت تو گريه مي كنم

    تا تربت شهید اُحد پا به پاي اشك
    هرشب به رسم عادت تو گريه مي كنم

    گاهي به ياد هق هق آن پلك نيمه جان
    در سوگ بي نهايت تو گريه مي كنم

    گاهي كنار روضه ات از دست مي روم
    از بسكه در مصيبت تو گريه مي كنم

    از ابتداي مرثيه هايت قدم قدم
    تا كوچة شهادت تو گريه مي كنم
     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏1/11/15
    سایه از این پست تشکر کرده است.
  4. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏10/10/15
    ارسال ها:
    3,455
    تشکر شده:
    4,066
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    کارشناس نظام مهندسی



    اشكم ولي ز چشم مدينه چكيده ام
    ياسم كه جاي باغ به در آرميده ام
    چون ابر پشت پاي علي اشك ريخته ام
    چون آه در هواي علي پر كشيده ام
    اي شبه مرد هاي مدينه چه ميكنيد
    من ذوالفقار خسته ولي آب ديده ام
    گفتي صلاح نيست كه نفرينشان كني
    دست از دعا كشيدم و عزلت گزيده ام
    همچون نسيم در زده ام خانه هايشان
    هر شب به كوچه هاي مدينه وزيده ام
    در جلوه ام دوباره مكرر نمي شوم
    چون فرصتي گذشته ام و سر رسيده ام
    نفسي فدا لنفسك يا مرتضي علي
    هر چه بلاي توست به جانم خريده ام
     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏1/11/15
    سایه از این پست تشکر کرده است.
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏10/10/15
    ارسال ها:
    3,455
    تشکر شده:
    4,066
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    کارشناس نظام مهندسی



    مگو به بردن تابوت گلي كسي پا نيست
    بگو غريب تر از باغبان در اينجا نيست
    مگو كه هفت نفر كرده اند تشييع اش
    ز ازدحام ملائك در اين زمين جا نيست
    چه كرده اند به زهرا كه زير تابوتش

    به شك صحابه فتادند جسم آيا نيست
    بگو به مادر عصمت بخواب آسوده
    كه حجم پيكر تو روي دست پيدا نيست
    تمام غصه ام از وقت دفن زهرا بود
    ندا رسيد مخور غم علي كه تنها نيست
    ببين به دست كسي ميدهد جنازه گل را
    كسي كه دست شريفش شبيه بر ما نيست
    ترك به آينه قلب شيعه افتاده
    كه قبر باطن آيينه ها هويدا نيست
    ببين جواب سوال مرا تو ميدانی
    كه هست فاطمه امشب ميان ما يا
     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏1/11/15
    سایه از این پست تشکر کرده است.
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏10/10/15
    ارسال ها:
    3,455
    تشکر شده:
    4,066
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    کارشناس نظام مهندسی





    دید که یار چو زهرا دارد



    این دل از کوچه سخنها دارد
    ماجرای گل بطحا دارد
    هست این شعر زبان حالم
    که در آن ذره ای افشا دارد
    چون که دستان خدا بست عدو

    دید که یار چو زهرا دارد
    آنقدر زد به بر و بازویش
    دید او حالت اغما دارد
    آنکه می داد به ضارب فرمان
    گفت هر چه بزنی جا دارد
    ضارب از اشک حسن می خندید
    خنده بر گریه چه معنا دارد
    حسن از درد به مردم می گفت
    مگر این صحنه تماشا دارد
    آن یکی گفت که از خیبر و بدر
    عقده در سینه ز مولا دارد
    مادرم رفت به دنبال علی
    زینبش از پیاش آوا دارد
    ندهم شرح دگر واقعه را
    گر چه این داغ بقایا دارد
    با که گویم غم آن مسجد را
    شرح این غصه درازا دارد
     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏1/11/15
    سایه از این پست تشکر کرده است.
  7. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏10/10/15
    ارسال ها:
    3,455
    تشکر شده:
    4,066
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    کارشناس نظام مهندسی
    }


    نخلی که شکسته است ثمرش را نزنید
    مرغی که فتاده است پرش را مزنید
    از ما که گذشت مردم بعد از این
    مردی که بسته دستش همسرش را مزنید
    جوانی گر چه می باشد بهار زندگانی را


    ولی از بس ستم دیدم نمی خواهم جوانی را
    الا ای خاتم پیغمبران برخیز و بین حالم
    فلک با رفتننت بگرفت از من شادمانی را
    پدر این روزها بنشسته میخوانم نمازم را
    مفصل خوان از این مطلب حدیث ناتوانی را
    ز چشم کودکانم صورتم را میکنم پنهان
    نبینند تا که نیلی این عذار ارغوانی را

    منیع :وبلاگ اشعار مذهبی
     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏1/11/15
    سایه از این پست تشکر کرده است.
  8. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏10/10/15
    ارسال ها:
    3,455
    تشکر شده:
    4,066
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    کارشناس نظام مهندسی

    • تـا عـلــی ماهَـش بـه ســوی قبـــر بُرد
    • مـاه، رخ از شــرم، پـشـت ابـــــر بُرد
    • آرزوهــا را عـلــی در خــــاک کـــرد
    • خـاک هــم گـویی گــریبـان چاک کرد
    • زد صــدا: ای خــاک، جـانـانــم بگیــر
    • تــن نـمـانــده هیـچ از او، جـانـــم بگیر
    • نــاگــهـان بـر یــاری دســــت خــــــدا
    • دسـتــی آمـد، همچو دست مصـطـفــی
    • گـوهــرش را از صــدف، دریا گرفت
    • احـمــــد از دامـاد خـود، زهــرا گرفت
    • گـفـتـش ای تـاج ســر خیــل رُسُــــــــل
    • وی بَــر تـــو خُــرد، یکسر جزء و کل
    • از مــن ایــن آزرده جـانـــت را بـگـیـر
    • بـازگــردانــدم، امـانــت را بـگیــــــــــر
    • بــار دیــگر، هـدیـه ی داور بـگـیــــــــر
    • کــوثـــرت از سـاقــــی کـوثــــــــر بگیر
    • مــی کِـشــد خجلــت عـلــی از محضـرت
    • یــاس دادی، می دهد نیلوفــرت
     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏1/11/15
    سایه از این پست تشکر کرده است.
  9. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏10/10/15
    ارسال ها:
    3,455
    تشکر شده:
    4,066
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    کارشناس نظام مهندسی



    رهبر مظلوم
    نه چون پروانه ام كز سوز غم بال و پرم سوزد
    من آن شمعم كه از شب تا سحر پا تا سرم سوزد
    همان بهتر نگردد هيچ كس نزديك اين بستر
    كه دانم هر كسى آيد كنار بسترم، سوزد
    گذارد دست خود بر سينه سوزان من زينب
    ولى من بيم آن دارم كه دست دخترم سوزد
    مگير اى رهبر مظلوم! زانو در بغل ديگر
    كه اين ديدار طاقت سوز، جان و پيكرم سوزد
    نه تنها چشم عين اللَّه، سراپاى على گريد
    چو از من مى كند پنهان، به نوع ديگرم سوزد
    چنان چيدند امّت نارسيده ميوه دل را
    كه هرگه مى كنم يادش، ز غم برگ و برم سوزد
     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏1/11/15
    سایه از این پست تشکر کرده است.
  10. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏10/10/15
    ارسال ها:
    3,455
    تشکر شده:
    4,066
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    کارشناس نظام مهندسی



    اى قرار جان ز داغت بى قرارى مى‏ كنم
    رفتى و من تا كه هستم سوگوارى مى‏ كنم
    گر نباشد بيم طعن دشمنان يا فاطمه
    روز و شب در پيش قبرت آه و زارى مى ‏كنم
    گر بخشكد اشك من يا قرة العين رسول
    در عزايت خون دل از ديده جارى مى‏ كنم

    بر خزان عمرت اى ريحانه باغ نبى
    گريه پيوسته چون ابر بهارى مى‏ كنم
    هر چه مى‏ خواهم نگريم پيش طفلانت ولى
    از غم دل گريه بى ‏اختيارى مى ‏كنم
    خود نهال آرزويم را به گل كردم دريغ
    از سرشك ديده آنرا آبيارى مى‏ كنم
    روزها در خانه طفلان را تسلى مى ‏دهم
    شب كنار قبر تو شب زنده دارى مى ‏كنم
    من كه خود مشكل گشايم از غم هجران تو
    مشكلى افتاده در كارم كه زارى مى‏ كنم
    جان من در خاك رفت و زنده‏ ام من اى عجب
    صبر من از دست رفت و بردبارى مى ‏كنم
     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏1/11/15
    سایه از این پست تشکر کرده است.