خسته نکن گلویت را عاقد سه بار که سهل است هزار بار هم بگویی وکیلم کسی که هزار و یک دل شیدای من است محرم او نمی شود محرمیّت دل و بــــــــاور می خواهد نه سند _____
میخواهم از تــــــــــــو بنویسم تــــــــــــو بگو با واژه های تب کرده از رنگ پریده ات چِ می شود نوشت جز ___ دوستت دارم ای نزدیک ترین دورِ یکـــــــرنگ
گاهی دوتا گوش میخواهم برای شنیدن دوتا چشم برای دیدن هراس چشم هایم دوتا دست که بدانم تنهـــــــــــــــا نیستم و یک دهان که به جای دادن وعده بهشت و نصیحت سکوت را بلد باشد تا بگویم : خسته ام از قوی بودن و این گاهی یعنی همین حـــــــــــــــالا
ازمرگ نترسید ازین بترسید که تا زنده اید چیزی درون شما بمیرد بنام انسانیت... ..... سکوت کن ! بگذار بغض هایت سربسته بمانند گاهی سبک نشوی ، سنگین تری ........... ..... ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺯﺩﻥ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮﻩ ﺗﺎ ﺑﺨﻮﺍﯼ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺑﺪﯼ ﭼﺮﺍ ﺣﺎﻟﺖ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ ... .............. میگذری. دست تکان میدهی. نمیبینم. در من سالهاست دیگر پنجرهای روو به خیابان باز نمیشود! ............ دلم یک کوچه می خواهد بن بست... بارانی نم نم... ویک خدا... که کمی باهم راه برویم... همین...