روزی که دین را یاوری می کرد خورشید از خالقِ خود دلبری می کرد خورشید باید وصیت نامه از خون می نوشت و - اندیشه ها را رهبری می کرد خورشید وقتی که از عزم ِپریدن حرف می زد پرواز را روشنگری می کرد خورشید ظلم و فساد و کفر را می دید و می سوخت باید قیام دیگری می کرد خورشید امرِ ِبه معروف خدا بر شانه اش بود نهی از قبولِ سامری می کرد خورشید با نام اسلام، از ستم لبریز بودند دین را از این ظلمت بری می کرد خورشید می کَند از جا قلعه ی عصیان گری را در خیبرِ خون ،حیدری می کرد خورشید هم بال هفتاد و دو عاشق، پر گشود و - در کهکشان ها شهپری می کرد خورشید سر، از تن قرآن جدا کردند امّا - بر نیزه ی خون دلبری می کرد خورشید کورت فريشلر، مورخ بزرگ آلماني:امام حسين(ع) در فداکاري قدم را از حدود فدا کردن خود برتر نهاد و فرزندانش را هم فدا کرد... تصميم ثابت حسين(ع) براي فداکاري مطلق نه ناشي از لجاجت بود نه معلول هوا و هوس و او با پيروي از عقل مصمم شده بود که به طور کامل فداکاري کند تا اينکه مجبور نشود بر خلاف عقيده و آرمان والاي خود به وسيله سازشکاري با يزيد بن معاويه و زندگي ادامه دهد. مي دانيم که حسين(ع) خود را براي کشته شدن آماده کرده بود. و او عزم داشت خويش را فدا نمايد چرا توقف نکرد تا به قتلش برسانند و چرا دائم اسب مي تاخت و شمشير مي انداخت... حسين(ع) دست روي دست گذاشتن و توقف براي کشته شدن را دور از مردانگي و جهاد در راه عقيده و آرمان خود مي دانست. در نظر حسين(ع) در همانجا توقف کردن و گردن بر قضا دادن تا اين که ديگران نزديک شوند تا او را به قتل برسانند خودکشي محسوب مي شود. يک مرد دلير و با ايمان خودکشي نميکند.
این که می گویند حسین ابن علی چه شد و چطور شد که دین اسلام را زنده کرد جوابش این است : حسین بن علی روح تازه دمید ،خونها را به جوش آورد ،غیرت ها را تحریک کرد ،عشق و ایده آل به مردم داد ،حس استغناء در مردم بوجود آورد ،درس صبر و تحمل و بردباری و مقاومت در مقابل شدائد به مردم داد ،ترس را ریخت ،همان مردمی که تا آن مقدار می ترسیدند تبدیل به یک عده مردم شجاع و دلاور شدند. شهید مطهری - حماسه حسینی
اگر در جامعه ای فقط یک حسین و یا چند ابوذر داشته باشیم هم زندگی خواهیم داشت هم آزادی هم فکر و هم علم خواهیم داشت و هم محبت هم قدرت و سرسختی خواهیم داشت و هم دشمن شکنی و هم عشق به خدا........ دکتر علی شریعتی جانـت بـه کــویــر تفتــه دریـا بخشید هفتاد و دو گل ، به متن صحرا بخشید بـــا جلـــوه ی کــربـلای عـاشـورایی خـون تــو بـه رنگ سرخ معنا بخشید
صدای گریه ی یک مرد از میان ابنوه عزاداران سخت میشکند هوای سنگین محرم را باز رسید ناله و غم و عزا باز رسید نوحه و اه و ثنا.... اسلام علیک یا ابا عبدالله....
بادها، نوحهخوان بيدها، دسته زنجيرزن لالهها، سينهزنان حرم باغچه بادها، در جنون بيدها، واژگون لالهها، غرق خون ، خيمهی خورشيد سوخت برگها، گريهکنان ريختند آسمان، کرده به تن پیرهن تعزیه ، طبل عزا را بنواز ای فلک ...
دیدگان شیعه را نور عقلانیت قدسی تو روشن کرده است که چنین مشتاق می گرید که اگر جز این بود مانند کوفیان خاموش می ماند و نظاره می کرد بر تو چه می رود. امروز شیعه آگاه است به هدف تو و به مرام تو و به مشی تو و... مظلومیت تو . پس اشک او لبیک به توست و نوحه او هشداری است . وقتی دلــم هوای خرابات می کند آهسته با حسـین مناجات می کند عکس حــــرم ،مقابل چشمم میاید و زیبایی ِ ضـــریح، مرا مات می کند… از بس کریم بوده و حلال مشکلات هر کس غلام اوست مباهات می کند گفتند: نوکــری که برایش نفس زده با مــــادرش به حشرملاقات می کند