سروده سرکار خانم نفیسه سادات موسوي براي همسرش که در منا جان به جان آفرين تسليم کرد چمدان را که جمع میکردیم، هرکسی یک نفس دعا میخواست پسرت عاقبت به خیر شدن دخترت اذن کربلا میخواست... اسمها را نوشته بودی تا، هییچ قولی ز خاطرت نرود مرد همسایه شیمیایی بود، همسرش وعدهی شفا میخواست! من که این سالها قدم به قدم، پا به پای تو زندگی کردم در خیالم دمی نمیگنجید، دل بی طاقتت چهها میخواست... تو شهادت مقدرت بوده، گرچه از جنگ زنده برگشتی ملک الموت از همان اول، قبض روح تو را مِنا میخواست! عصر روز گذشته در عرفات، در مناجات عاشقانهی خود تو چه گفتی که من عقب ماندم؟؟ که خدا هم فقط تو را میخواست؟!!! ما دوتن هر دو همقدم بودیم، لحظه لحظه کنار هم بودیم کاش با هم عروج میکردیم، کاش میشد... اگر خدا میخواست... در جواب اين بانوي عزيز که در مکه بدون عزيزان ديگرشون سوگوار بودند ميگوييم تو، شکیبا بمانُ و محکمُ و خوب او تو را به سعیِ صفا می خواست سایه ات، سال ها بر سَرِ عزيزانت قسمت این بود، ذات کبریا می خواست بعد یک عمر منتظر ماندن اسم بابا در امده امسال شادی از چشمهاش معلوم است همه یِ خانه سر خوش و خوشحال یازده سال ِ منتظر مانده زائر خانه ی خدا بشود یازده سالِ گریه میکرده راهیِ مروه و صفا بشود وقت رفتن برای بدرقه اش همه تا پای کاروان رفتیم زیر قرآن کمی تبسم کرد گفت نامهربان، گران، رفتیم هرکسی حاجتی به او میگفت بچه ام را دعا بکن حاجی مادرم مدتیست بیمار است جای ماهم صفا بکن حاجی در مدینه بقیع یادم باش هر کسی داشت خرده حاجاتی خواهر کوچکم صدایش زد یک لباس عروس و سوغاتی رفت بابا سوار ماشین شد بغض مادر که ناگهان ترکید گفت باگریه و دعایی خواند به سلامت برید و برگردید تِِلِفن زد پدر به او گفتم ریسه های حیاط را بستم کار دارد هنوز کوچه ولی سخت دلتنگ و منتظر هستم گفت مُحرم شدیم در شجره حس وحالش شده است معراجی گفت باید کچل شوم پسرم بعد ازین ها به من بگو حاجی خواهرت هر چه گفته بود آنجا همه را یک به یک خریدم من راستی، ساعتی که تو گفتی هر چه گشتم ولی ندیدم من گفت چونکه مدینه اولیٓ است قبل عید غدیر میآید کارها را عقب نَیٓندازم به خیالی که دیر میآید تِلِفن قطع شد وٓ ما هر روز از رسانه پی خبر بودیم گاه مشعر و گاه هم عرفات چشم گردان، پیِ پدر بودیم روز قربان حدود ساعت ده خبری زود حرف مردم شد کشته های زیاد در عرفات عید در کام مادرم گم شد زنگ خانه مدام هی میزد خبر از مکه و منا دارید؟ پدر آیا سلامت و خوب است؟ صدقه هم کنار بُگذارید خواهر کوچکم نمی فهمید مادرم منحنی و خم شده بود انتظار و سکوتِ نافرجام خانه یکسر تمام غم شده بود اسمها را دوباره میخواندیم دارد آمار میرود بالا صد و ده _نه دویست _نه سیصد ناگهان اسمی آشنا حالا مادر از حال رفته غش کرده چند زن دور او به دلداری خواهرم کوچک است دق نکند پس کجایی پدر بیا یاری صوت قرآن صدای الرحمان راه را طی نکرده برگشتیم خواب هستم و یا که بیدارم چقدر زود بی پدر گشتیم گفته بودی که زود میآیی قول دادی درست قبل غدیر پای قولت چرا نماندی پس حق بده پس اگر شدم دلگیر داده بودم برات بنویسند روی یک پرچم بلندِ سه رنگ پدرم حجُ وسعی تو مقبول وٓ کنارش دوبیت شعر قشنگ چقدر نقشه بود توی سرم مثلاً نقل وقت آمدنت گوسفندی برات سر ببریم یک عرق چین به رنگ پیروهنت کارتهایی که نام تو خورده دعوت دوستان به صرف نهار چه بگویم به دخترت بابا نه ، نمانده براش صبر و قرار چه کسی می دهد به او پاسخ گونه ای که به او زیان نرسد کاش ساکی که پر ز سوغاتی است هرگز اینجا به دستمان نرسد چِقٓدٓر زود دیر شد بابا خستگی مانده است تویِ تنم از سفر قبل امدن باید ریسه ها را یکی یکی بِکَنَم راستی گوییا اجل نگُذاشت سر خود را کچل کنی بزنی گفته بودی بگویمت حاجی حاج بابای مهربان منی من از طرف خودم و همه تاپ فرومي هاي عزيز تسليت ميگم و همدردي ميکنم با بازماندگان و خانواده هاي داغدارشون و اينکه بدونند همه مردم ايران اين روزها دلشون به درد امده و عزادار هستند روحشون شاد و يادشون گرامي اميدواريم با تدبيري که دولت مردانمون نشون ميدن ديگه شاهد اين فجايع انساني به دست سعودي ها نباشيم و عزت و آبرووجان ايراني و هر انسان آزاده اي که از واجبات هست حفظ بشه
انا لله و انا الیه راجعون مصیبت از دست دادن هم میهنان و زائران حرم امن الهی، برادران و خواهران مسلمانمان در حادثه منا غم بزرگی بر دل های ما نهاد. از همین سو این ضایعه عظیم را به عموم مسلمین، بازماندگان، ملت شریف ایران و ساحت حضرت ولی عصر(عج) تسلیت می گویم.
تسلیت هر وقت داخل اخبار این خبرو میشنیدم تلویزیونو خاموش میکردم چون واقعا اعصابم میریخت بهم واقعا دردناکه // خدا به خانوادهاشون صبر بده خیلی سخته این همه انتظار رفتن مکه رو بکشی الان این بلا به سرت بیاد
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید؟! معشوق همین جاست بیایید بیایید معشوق تو همخانه و دیوار به دیوار در بادیه سرگردان از بهر چرایید؟!! سکوت و سکوت و بینش عمیق الله مع الصابرین ارزوی صبوری برای بازماندگانشون یادشون سبز