1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

پولاک و نقوش فراکتالی

شروع موضوع توسط نگآر ‏1/9/15 در انجمن گرافیک عمومی


  1. جکسن پولاک از هنرمندان مشهور اکسپرسیونیسم انتزاعی است که به دلیل آثار رنگ پاشی و چکه کاری رنگی شناخته شده است.
    [​IMG]
    " جکسون پولاک" با نام کامل پال جکسون پولاک در شهر کودی واقع در شمال غرب ایالت وایومینگ به دنیا آمد. با لی کرزنر ازدواج کرد و در اسپرینگز, نیویورک در یک سانحهء رانندگی کشته شد.
    نوجوانی را در کالیفرنیا گذراند و همانجا درسهای مقدماتی هنر را فراگرفت . در سالهای1933 -1931 در اتحادیهء هنرآموزان نیویورک به تحصیل نقاشی و مجسمه سازی پرداخت. با نقاشان مکزیکی، ریورا و سیکیروس تماس برقرار کرد . از 1937 به طور متناوب به روانکاوی یونگ روی آورد. جکسون پولاک اولین نقاشی بود که استفاده از قلمو را رها کرده و به طور مستقیم رنگ را بر روی اثر می پاشید . جکسون پولاک گرفتار الکل شد وگرچه الکل به او کمک میکرد تا آثارش را خلق کند همین الکل بلای جانش شد و او که در مصرف الکل زیاده روی کرده بود تصادف کرد و جانش را از دست داد. دیدگاه منتقدین در مورد این نقاش همیشه متفاوت بوده به طوری که برخی وی را پرشور و پر حرارت توصیف کرده اندو برخی دیگر او را معتاد و الکلی نامیده اند.
    «جكسون پولاك» را با تابلو های نقاشی عجیبش می شناسند؛ تابلوهایی كه در نگاه اول چیزی جز مخلوطی از رنگ های پاشیده شده به بوم نشان نمی دهند. اغلب منتقدان هم عصرش او را چیزی فراتر از یك نقاش عجیب كه قلم مو را با حركت هایی تصادفی روی بوم می كشد، نمی دانستند؛ اما «پولاك» در برابر آنها مقاومت می كرد و می گفت: «من می توانم جریان رنگ را روی بوم مهار كنم. آنها طرح های تصادفی نیستند.»
    چند ده سالی باید می گذشت تا درستی گفته های او اثبات شود. در اواخر دهه ،1990 «ریچارد تیلور» فیزیكدان دانشگاه اورگون به بررسی گلچینی از آثار «جكسون پولاك» پرداخت و فهمید كه آنها از الگوهای فراكتالی مشخصی تشكیل شده اند كه تنها با پاشیدن یا ریختن رنگ بر روی بوم به وجود آمده اند.


    [​IMG]
    مجله لایف در سال ،1949 گزارشی را از «پولاك» و رهیافت جدیدش در هنر به چاپ رساند و همین كافی بود تا بسیاری از خوانندگان مجله براساس توضیحات كوتاهی كه در مورد سبك نقاشی «پولاك» ارائه شده بود، شانس خود را امتحان كنند و نقاشی هایی شبیه به رنگ پاشی های «پولاك» رسم كنند.این درست كه پیشینه این تابلوهای جدید كاملاً روشن است و كمتر كسی به تقلب دوستان نزدیك «پولاك» شك دارد، اما بعضی منتقدان می گویند ممكن است این تابلوها كار مرسدس متر باشد كه آثار «پولاك» را تقلید كرده است. «پولاك» نقاشی هایش را روی بوم معمولی می كشید، اما تابلوهای مورد بحث روی بوم های مخصوصی كشیده شده اند كه متر از آنها استفاده می كرده است و منتقدان همین را دلیلی بر كپی بودن این تابلوها می دانند. پاسخ گروه موافق این است كه احتمالاً «پولاك» دوست داشته سبك كارش را روی بوم های متر هم بیازماید؛ هرچه باشد آنها دوستانی نزدیك و صمیمی بوده اند.
    این طور شد كه بنیاد تصمیم گرفت «تیلور» را به عنوان یك كارشناس بانفوذ وارد ماجرا كند. آنها شش تابلو را برای او فرستادند و این برای «تیلور» فرصت مناسبی بود تا تحقیقاتش را تعمیم دهد و درستی شان را به همه نشان دهد.
    در اواخر دهه ،1990 «تیلور» كه دانش آموخته دكترای رشته های فیزیك و نظریه هنر است، به بررسی این موضوع پرداخت كه آیا می توان سبك رنگ پاشی «پولاك» را براساس هندسه فراكتالی توضیح داد. الگوهای فراكتالی، الگوهایی هستند كه در بزرگ نمایی های مختلف خود را تكرار می كنند و معمولاً با سیستم های آشوبناك مرتبط می شوند. در دهه ،1970 ریاضیدانان با استفاده از نظریه آشوب توانستند الگوهای فراكتالی طبیعت را شناسایی كنند. سواحل دریاها، درختان و شعله ها، همه الگوهای فراكتالی دارند.
    «تیلور» به دو دلیل حدس می زد آثار «پولاك» با هندسه فراكتالی مرتبط باشند. «پولاك» بوم را روی زمین پهن می كرد و در حین نقاشی دور آن حركت می كرد؛ بدین ترتیب او با تمام بدنش رنگ ها را در تمام زاویه ها پخش می كرد. پیش از این ریاضیدانان نشان داده بودند هنگامی كه انسان در شرایط نامتعادل قرار می گیرد، حركت اندام هایش خواص فراكتالی از خود نشان می دهد. فیلم هایی كه از نقاشی كردن «پولاك» گرفته شده بود، نشان می داد او در حالت های كنترل شده ای از عدم تعادل كار می كرد. از سوی دیگر، همین پاشیدن و ریختن رنگ روی بوم می توانست نوعی فرآیند آشوبناك محسوب شود.
    «تیلور» مشغول تحقیق در مورد تجهیزات نانوالكترونیكی بود (این تجهیزات در خواص الكتریكی خود الگوهای فراكتالی نشان می دهند) كه تصمیم گرفت زمان های استراحت خود را به بررسی پنج تابلوی رنگ پاشی «پولاك» اختصاص دهد. او تصاویر مناسبی از این تابلوها تهیه كرد و سپس درجه بندی هایی را كه در برنامه ای رایانه ای ترسیم كرده بود روی تصاویر منطبق كرد. در نهایت، او توانست دو الگوی فراكتالی كاملاً مشخص را بیابد. یكی از آنها در مقیاس های بزرگ تر از 5 سانتی متر دیده می شد و دیگری در ابعاد بین 1 میلی متر تا 5 سانتی متر.
    این الگوهای فراكتالی نشان می دهد «پولاك» روی حركت هایش كنترل داشته است. فراكتال های بزرگ مقیاس نشان از حركت بدن نقاش دارد؛ اما فراكتال های ریزمقیاس تنها می توانند با تصمیم خود نقاش در مورد شرایطی چون ارتفاع از بوم، روانروی رنگ، زاویه و شدت پاشیدن رنگ ها روی بوم و عواملی از این دست ایجاد شده باشند.
    «تیلور» هم چنین فهمید ابعاد فراكتالی آثار «پولاك» (كمیتی كه پیچیدگی الگوهای فراكتالی را بیان می كند) در طول سال ها همراه با تكامل سبك نقاشی «پولاك» افزایش یافته است. به نظر می رسد «پولاك» ربع قرن پیش از آنكه هندسه فراكتالی رسماً معرفی شود، توانایی اش را در تولید الگوهای فراكتالی به رخ جهانیان كشیده بود.
    «تیلور» در سال 2000 تحقیق مفصل تری را آغاز كرد تا بفهمد این الگوهای فراكتالی فقط مختص «پولاك» است یا این كه افراد دیگری هم از آنها استفاده كرده اند. حركت های «پولاك» را در فیلمی كه در سال 1950 به هنگام كارش تهیه شده بود به دقت بررسی كرد و حتی از قطرات رنگی كه به هنگام كار روی زمین افتاده بود نیز غافل نشد. در نهایت توانست مشخص كند درمیان تابلوهای شبیه به آثار «پولاك»، 14 اثر اصل و كار خود «پولاك» است، 37 اثر مربوط به دانشجویان دانشگاه اورگان كه از «پولاك» كپی كرده بودند و 46 نقاشی دیگر مربوط به نقاشانی گمنام با سابقه مجهول.
    [​IMG]
    بررسی های «تیلور» نشان داد «پولاك» از شیوه های مختلفی در رسم تابلوهایش استفاده می كرد. بعضی وقت ها او قلم مو یا كاردك را روی بوم تكان می داد، یا می گذاشت رنگ روی قلم مو و كاردك جاری شود و قطره قطره روی بوم بیفتد، یا محتویات سطل رنگ را روی بوم می ریخت و یا سوراخ هایی را روی سطل رنگ ایجاد می كرد و سطل را فشار می داد تا رنگ فواره وار خارج شود و روی بوم پخش شود. اما تمام این روش های رنگ پاشی خصوصیات فراكتالی یكسانی داشتند.
    «تیلور» با اشاره به این موضوع می گوید تنها اشتراكی كه در آثار متنوع «پولاك» وجود داشت، تركیبی فراكتالی بود كه در طول سال ها منظم تكرار می شد. درست است كه در دیگر آثار نقاشی رنگ پاشی هم الگوهای فراكتالی وجود دارند، اما هیچ یك از آنها دارای این گروه الگوهای فراكتالی خاص نبودند؛
    بنیاد «پولاك»- «كرازنر» آن شش تابلوی مشكوك را سال 2005 برای «تیلور» فرستاد، یك سال پس از این كه وی در مقاله ای به نام نشانه های تشخیص الگوهای هنری نتایج بررسی هایش را شرح داد. «پولاك» با اعمال همان روش های آماری فهمید هیچ یك از این شش تابلو از هندسه فراكتالی موجود در آثار «پولاك» تبعیت نمی كنند. تفاوت های آشكاری در این تابلوها با خصوصیات آثار «پولاك» به چشم می خورد.
    بنیاد اكنون تصمیم گرفته است گزارش «تیلور» را به اطلاع عموم برساند، هرچند كه قضاوت رسمی و نهایی را مسكوت گذاشته است.

    منبع
    روزنامه شرق/ آلیون آبوت/ ترجمه ذوالفقار دانشی