1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

Nelson Complexity Factor) ضريب پيچيدگي نلسون

شروع موضوع توسط Mr Perfect ‏23/7/15 در انجمن مهندسی شیمی

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏23/6/15
    ارسال ها:
    4,491
    تشکر شده:
    6,079
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    Engineering Management
    ضريب پيچيدگي نلسون،‌ نشان‌دهنده سهم ظرفيت واحدهاي تبديل ثانويه نسبت به ظرفيت واحد‌هاي تبديل اوليه (‌تقطير اتمسفري در پالايشگاه ساده) مي‌‌باشد. بنابراين در انواع مختلف پالايشگاه اين ضريب متفاوت است و مي‌تواند بيانگر ميزان سرمايه‌گذاري‌هاي انجام شده و هم‌چنين توان ايجاد ارزش‌افزوده پالايشگاه باشد.

    ضريب پيچيدگي نلسون در سال 1960 توسط Wilbur L.Nelsonبراساس قيمت‌هاي نسبي اجزاء‌ تشكيل‌دهنده پالايشگاه تعيين شد. نلسون عدد 1 را به واحد تقطير اوليه نسبت داد و به ترتيب به واحدهاي ديگر براساس قيمتشان نسبت به واحد تقطير اوليه (اتمسفري) اعدادي تعلق مي‌گيرد.

    در تعيين اين ضرايب،‌ تنها واحدهاي فرايند پالايش يا واحدهاي داخل محدوده عملياتي(ISBL) در محاسبه مي‌آيند و قيمت تجهيزات خارج از سايت و واحدهاي فرعي يا (‌OSBL) مانند زمين، مخازن ذخيره،‌ پايانه‌ها و غيره محاسبه نمي‌شوند.

    ضريب پيچيدگي پالايشگاه، اطلاعاتي راجع به پيچيدگي پالايشگاه، هزينه‌هاي جايگزيني و توانايي ارزش‌افزوده يك پالايشگاه در اختيار قرار مي‌دهد. ضمن اينكه مي‌توان براساس آن پالايشگاه‌هاي مختلف را طبقه‌بندي كرد.


    مديريت مخازن درصدد آن است تا با کنترل متغيرهاي دخيل در امر توسعه و توليد مخازن نفتي، فرآيند بهره‌برداري و نهايتاً بازيافت از مخازن را بهبود و ارتقا بخشد. متن ذيل کوششي است در راستاي بسط و شرح بيشتر اين موضوع و در نهايت تحليل و نتيجه گيري و بيان نکاتي در خصوص مشکلات اين مقوله در کشور:تهيه کننده :احمد اسدزاده فرخاني
    تعريف مديريت مخازن: مديريت مخازن عبارت است از استفاده از منابع موجود در جهت حداکثر کردن سود آوري مخازن،بيشينه کردن بازيافت آنها و حداقل کردن هزينه هاي عملياتها.اهداف مديريت مخازن:به طور خلاصه اهداف مديريت مخازن عبارتند از:1- کاهش ريسک2- افزايش توليد نفت و گاز3- افزايش بازيافت4- کاهش هزينه‌هاي توليد فرآيند مديريت مخزن:مديريت مخزن، عبارت است از اتخاذ و اجراي بهترين تصميمات ممکن که شرکت توليدکننده را قادر به دستيابي به اهداف مشخص و از پيش‌ تعيين‌شده مي‌سازد. توانائي تصميم‌گيري و اتخاذ بهترين تصميم ممکن،منوط به توانايي پيش‌بيني نتايج حاصل از تصميمات متخذه مي‌باشد. اين نکته در ابتدا به مدل کردن رفتارهاي موردانتظار مخزن وابسته است.
    شماي تمام فرآيند مديريت مخزن در شکل (1) نشان داده شده است که شامل چهار مرحله مي‌باشد:
    "توصيف مخزن"،" عملکرد مخزن"، "عملکرد چاه" و "توسعه ميدان".


    توصيف مخزن:
    چنانکه ملاحظه شد،يکي از مهمترين مراحل مديريت مخزن،"توصيف مخزن" است، اين مرحله عبارت است از شناسايي يک مدل براي توصيف مخزن که رفتار و پاسخ آن تا حد امکان شبيه رفتار واقعي مخزن باشد. اگر مدل شناسايي‌شده با تمام اطلاعات همخواني داشت، مي‌تواند به عنوان نماينده مخزن عمل نمايد و اگر مدل فوق‌الذکر با حتي يک نوع از اطلاعات موجود همخواني نداشته باشد غلط بوده و نمي‌تواند نماينده واقعي مخزن باشد. توصيف مخزن، فرآيندي پويا و ديناميک است که به محض دريافت اطلاعات جديد تکرار مي‌شود. اين فرآيند شامل دو مرحلة متوالي است: 1) شناسايي مدلهاي تفسير اطلاعات و 2) يکپارچه‌سازي مدلهاي فوق در مدل مخزن.
    1 )مدلهاي تفسير اطلاعات
    مدلهاي تفسير اطلاعات، از تفسير انواع مختلف اطلاعات بدست مي‌آيد. اطلاعات نمونه شامل اطلاعات استاتيکي (زمين‌شناسي، ژئوفيزيکي، ژئوشيمي، پتروفيزيکي) که مخزن را توصيف مي‌کند و اطلاعات ديناميکي (اطلاعات سيالهاي مخزن، ژئومکانيکي، چاه‌آزمايي و بهره‌برداري) که با رفتار مخزن مرتبط هستند مي‌باشد. مدلهاي تفسير اطلاعات مخصوص به اطلاعاتي هستند که آنها را نمايندگي مي‌کنند و لايه‌هاي مختلف مدل مخزن را نمايش مي‌دهند.
    2)يکپارچه‌سازي مدلهاي تفسيري اطلاعات:
    مدل مخزن از يکپارچه‌سازي مدلهاي تفسير انواع مختلف اطلاعات حاصل مي‌شود. اگر يک نوع از اطلاعات مورد محاسبه قرار نگيرد، دانش مربوط به آن نوع از اطلاعات در مدل تفسيري موجود نخواهد بود و نهايتاً مدل مخزن مدلي ناهماهنگ و ناقص مي‌شود. جمع‌آوري مدلهاي تفسير اطلاعات در مدل واحد مخزن ممکن است به طريق قطعي و يا احتمالي صورت گيرد. در روش اخير (احتمالي)، سطوح مختلف اعتبار داده مورد توجه قرار گرفته و يک مدل سه‌بعدي با تعريف و نمايش عدم قطعيتها ارائه مي‌شود.
    تکنيکهاي احتمالي براي اوقاتي که اطلاعات پراکنده ‌هستند روشهاي خوبي مي‌باشند(مثلا‌ ًبراي اوقاتي که در ابتداي دورة ميدان هستيم)، در حالي که روشهاي قطعي براي اوقاتي مي‌باشد که اطلاعات زيادي از ميدان در دست مي‌باشد.
    اثبات مدل مخزن:
    هدف توصيف مخزن عبارت است از تعريف يک مدل مخزن که اطلاعات ديناميکي و استاتيکي مخزن را نشان بدهد. به محض ساخته شدن مدل مخزن، بايد هماهنگي و همخواني آنرا با اطلاعات و مدلهاي تفسيري موجود ثابت کرد. اين به اين معناست که مدل مخزن بايد قادر به باز توليد تمام اطلاعات مورد استفاده در فرآيند توصيف باشد، به طور مثال اطلاعات لرزه‌نگاري، چاه‌نگاري، چاه‌آزمايي و اطلاعات توليد در صورت وجود.

    در مرحلة اثبات، بايد پاسخ مدل مخزن توسط شبيه‌سازهاي مختلف (لرزه‌نگاري، چاه‌نگاري، جريان و مخزن) به منظور اثبات توانايي بازتوليد اطلاعات و داده‌هاي فوق‌الذکر مورد محاسبه و بررسي قرار گيرد. براي يک مدل مخزن پاسخ مخزن پاسخي منحصر به فرد و يگانه است. اگر مدل شناسايي‌شده درست باشد، اطلاعات ميداني و پاسخهاي مدل بر هم منطبق خواهند شد. در غير اينصورت مدل بايد مورد بازبيني قرار گيرد تا اشکالات موجود در مراحل و سطوح جمع‌آوري اطلاعات و يا تفسير آنها شناسايي شود.
    عملکرد مخزن، عملکرد چاه و توسعه ميدان:

    پس از اينکه مدل مورد تأييد قرار گرفت، اين مدل مي‌تواند براي پيش‌بيني رفتار آتي مخزن در سناريوهاي مختلف توسعه مورد استفاده قرار گيرد. رفتار توليدي مخزن (فشار، دبي، درصدهاي اشباع) به وسيله شبيه‌سازهاي تنظيم‌شده جريان محاسبه‌ مي‌شوند. براي پيش‌بيني رفتار ميدان، در نظر گرفتن کل سيستم(مخزن، چاهها و تجهيزات سرچاهي)ضروري است. اين موارد بايد با يکديگر مورد بررسي و توجه قرار گيرند چرا که يکي در ديگري تأثير مي‌گذارد. در هر نقطه و يا گره از سيستم، دبي جريان به عنوان مثال با موازنه جريان ورودي و جريان خروجي تعيين مي‌شود و بوسيلة تاثيراتي که بر جريانهاي ورودي و خروجي اعمال مي‌شود دبي جريان به حالتي بهينه و اقتصادي مي‌رسد. از شبيه‌سازي رفتار کل سيستم مخزن براي سناريوهاي مختلف، به همراه ملاحظات اقتصادي، زيست‌محيطي و امنيتي، برنامه توسعه مخزن بدست مي‌آيد.
    اجراي اين برنامه اطلاعات جديدي را توليد خواهد کرد. هماهنگي و همخواني مدل مخزن با اين اطلاعات جديد نيز بايد مورد مطالعه قرار گيرد. در صورت مشاهدة ناهماهنگيها بايد مدل مخزن ارتقا يابد و همة فرآيند تکرار شود تا برنامة توسعه تصحيح و تعديل گردد.
    نتيجه گيري وتحليل:
    چنانکه ملاحظه شد، مديريت مخزن بايد به جاي يک سري از تکنيکهاي تصادفي و نامرتبط به صورت فرآيندي جامع و نظام‌يافته نگريسته شود و اين مهم نياز به يک تلاش جدي و همه‌جانبه دارد. دانشگاههاي کشورهنوز هم مشاهده ميشودکه هرکدام از اجزاي فرآيند به هم‌پيوسته مديريت مخزن، به صورت موضوعي مستقل نگريسته مي‌شود. اين مشکلات اساسي بايد رفع گردد تا قادر شويم به دانش‌پژوهان اطلاعات و دانش کافي پيرامون مفاهيم اساسي توصيف مخزن، مدل مخزن، شبيه‌سازي مخزن و مديريت مخزن، همچنين ارتباط بين انواع اين اطلاعات و نهايتاً پروسه يکپارچه‌سازي تمام اطلاعات موجود را انتقال دهيم.

    رشته مديريت مخزن عليرغم آن که در بسياري از دانشگاههاي معتبر دنيا تدريس ميشود، هنوز در کشور ما چنان که بايد مورد توجه قرار نگرفته است. بزرگترين مشکلي که در اين راستا نمود دارد، کمبود استاد و نيروي انساني متخصص در اين گرايش است. راه اندازي دوره هاي دکتري اعزام به خارج در اين رشته مي‌تواند نقش مهمي در برطرف کردن اين خلاء ايفاء ‌کند. يکي ديگر از ضرورتهاي اساسي در اين راستا، تدوين بانک اطلاعات جامع مخازن و مهندسي سيستمهاي گزارش و پردازش اطلاعات است. مخازن و مهندسي سيستم گزارش و پردازش اطلاعات است.توسعه نرم‌افزار‌هاي مربوط به اين امر از جمله شبيه‌سازهاي مخزن و نرم‌افزارهاي سيستم اطلاعات ميادين نفتي، گام اساسي است که به نظر مي‌رسد بايد نگاه جدي‌تري به آن داشت.
    نکتة ديگري که نبايد از نظر دور داشت لوازم فرهنگي اين موضوع است، مثلاً بايد فعاليتهاي گروهي را در برنامه‌‌ريزي دانشگاهها تقويت کرده روحيه کار گروهي را در دانشجويان پرورش داد. به اميد حل همه اين مشکلات در کشور.
    مآخذ:
    1- Integrated reservoir management, abdus sattar, Houston univercity
    2-evolution of reservoir management techniques:from independent methods to an integrated methodology.paper spe no39713-alain c.gringarten,center for petroleum studies,imperiall college of science,technology& medicine, London , uk