1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تست روانشناسی برای شما

شروع موضوع توسط nilojon ‏16/7/15 در انجمن روان شناسی

  1. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/6/15
    ارسال ها:
    1,350
    تشکر شده:
    2,081
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    طراحی
    سلام من توی این تایپیک براتون چند تا نوشته میزارم و شما اونا رو مطالعه میکنین


    لیست موضوعات


    خواستگارتان را از حالتانگشتان پاهای او بشناسی


    این پست بهتون یه روش نشون میده که بتونین خاستگارتونو بیشتر و بهتر بشناسین



    زندگی با ادم خشمگین

    این پست بهتون نشون میده که با یه ادم خشمگین چجوری زندگی کنین

    علم بهتر است یا عشق


    این هم که از موضوعش معلومه بهتون میگه که علم بهتره یا عشق


    زیباییی چقدر در عشق نقش دارد

    این پست نشون میده که زیبایی چقدر تو عشق تاثیر داره





    این پست هم از موضوعش معلومه اگر معلوم نیس میتونین بخونین کل مطلب رو

    آغوش گرمت را برای من نگه دار


    اینم فکر میکنم معلوم باشهاگر معلوم نیس میتونین بخونین کل مطلب رو




    کدام مردان همسرشان را کتک میزنند


    شما میتونین مطلبش رو بخونین



    با تشکر اگه شما از هر موضوع خوشتون میاد توی اون همون موضوع لایک بزارین
     
    آخرین ویرایش: ‏16/7/15
  2. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/6/15
    ارسال ها:
    1,350
    تشکر شده:
    2,081
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    طراحی
    [​IMG]

    مدل انگشتان پا نشانی از خلق و خو و شخصیت افراد دارد.



    مطالعات نشان داده است که مدل هر یک از انگشتان پا نشانی از خلق و خوی افراد است.
    بر اساس تحقیقات به عمل آمده اندازه و سایز انگشتان پا با اصل و نصب افراد ارتباط نزدیکی دارد. در مقاله ای ساخت و بافت انگشتان پا و ارتباط آن با احساسات و شخصیت افراد مورد بررسی قرار گرفته شده است،‌که در اینجا به آن اشاره می شود:

    بلند بودن انگشت دوم پا
    این حالت انگشت پا نشانی از رهبریت افراد را نشان می دهد. حاکمان ازسلسله سلطنتی مصر باستان و هاوایی همگی دارای انگشتان دوم پای بلندتری برخوردار بودند.

    آخرین مفصل انگشت سوم در یک زاویه
    افراد با این مدل انگشت پا دارای توانایی طبیعی برای فریب دادن دیگران دارند، که غالبا کسانی که در کار جاسوسی هستند دارای یک چنین ویژگی پا هستند.

    انگشت کوچک پا فوق العاده سایز کوچکی داشته باشد
    افراد با این چنین انگشتانی دارای ماهیت کودکانه، با حس شوخ و سرگرم‌ کننده دارند.

    انگشت دوم پای چپ به سمت انگشت بزرگتر متمایل باشد
    این افراد دارای طبیعتی احساساتی و نوستالژیک هستند، که این ویژگی به طور بارز در هنرمندان مشهود است.

    انگشت کوچک در یک زاویه اشاره داشته باشد
    این مدل نشان دهنده ماهیت غیرمتعارف است. توانایی در حرکت دادن انگشت کوچک پا حاکی از آن است که افراد بی‌قرار بوده و نیاز به یک تغییرثابت دارند.
    واقعیت این است که ژنوم انسانی چند عامل فیزیکی نظیر پوست، مو و رنگ چشم، شکل بدن و اندام را مشخص می‌کند. همچنین از طاسی تا تمایلات به بیماری ها را نیز شامل می‌شود.

    باید گفت که مورفولوژی بشر یک میراث وابسته است. مطالعات دیگر نشان داده است که ویژگی‌های قبیله‌ای خانوادگی مانند فقدان اثر انگشت در شمار بالایی از مردم باسک دیده شده است.

    در این میان بایستی تمامی اصل و نصب‌ها در نظر گرفته شوند، چرا که طی 500 سال گذشته تمامی نژادها با یکدیگر ادغام شده اند.
     
  3. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/6/15
    ارسال ها:
    1,350
    تشکر شده:
    2,081
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    طراحی
    [​IMG]

    خشم و عصبانیت مهار نشده به نظر شباهت زیادی به آتش‌فشان دارد



    «زندگی با آدم خشمگین و عصبانی مثل این است که همیشه نزدیک یک کوه آتشفشان فعال باشید. همیشه چیزی وجود دارد که او را عصبانی کند و خشم‌اش را نثارتان کند.» این توصیف زنی است که سال‌ها با مردی عصبانی و همیشه خشمگین زندگی کرده است. خشم مهار نشده به نظر شباهت زیادی به آتش‌فشان دارد چون قدرت تخریب‌اش زیاد است اما این فقط یک شباهت ظاهری است چون در حالی که این خشم وجود دارد اما شما می‌توانید برای آن کاری انجام بدهید.

    ابتدا از مهارت‌های کنترل و مدیریت خشم استفاده می‌کنید و در بدترین شرایط رابطه را ترک خواهید کرد. قدرت انتخاب، اراده و آزادی عمل باعث می‌شود بتوانید خیلی چیزها را در این رابطه تغییر بدهید حتی اگر این تغییر چیزی ناامیدکننده مثل ترک زندگی زناشویی باشد. ‏

    مهم این است که دنبال راه‌‌حل مناسبی باشید که به کار هردوی شما بیاید در این صورت می‌توانید خیلی چیزها را تغییر بدهید. این تغییرات در هر صورت مثبت خواهند بود و زمینه‌ای هستند برای یک رابطه بدون ترس و وحشت از کسی که خشم و عصبانیتش نگرانتان می‌کند. ‏

    یکی از چیزهایی که رابطه و ذهنیت شما را درباره همسرتان خراب می‌کند احساس ترس است. خشم از ناتوانی و قدرت کم ایجاد می‌شود. وقتی یکی نفر در کنترل و مدیریت یک شرایط احساس ناتوانی می‌کند خشمگین می‌شود. خشم آدم‌ها بیشتر از اینکه شبیه خشم و غرش یک شیر باشد؛ گریه یک بچه نوزاد است. ‏

    خیلی وقت‌ها خشم یک عادت ناشی از کم تحملی و ناسازگاری با شرایط پیچیده است. این که همسرتان آدم کم تحملی است گناه و اشتباه شما نیست. شما مسئولیتی درباره رفتار و ناراحتی‌هایش ندارید چون اصلا این مساله مربوط به شما نیست. خشم همسرتان می‌تواند یک نوع خشونت به حساب بیاید اگر شما را بترساند، نگرانتان کند و دیگران بدون هیچ دلیلی شما را مقصر آن بدانند. خیلی وقت‌ها شاید دیگران به شما توصیه کنند «حالا تو رفتاری نکن که اون عصبانی بشه» یا «تو محیط رو آروم نگه دار» این توصیه‌ها دوستانه نیستند چون حق شما را در رابطه نادیده می‌گیرند و بی‌جهت از وضعیتی عادی که نباید از آن بترسید یا وحشت کنید برحذر می‌دارند. ‏

    خیلی‌ها فکر می‌کنند باید خشم دیگران را کنترل کنند. اما این وظیفه‌ای تعریف نشده است. شما قرار نیست همسرتان را تغییر بدهید چون چنین توانایی‌ای ندارید. تنها کاری که از شما برمی‌آید این است که یاد بگیرید واکنش به جا و به موقع و درستی نشان بدهید. اگر نمی‌توانید جلوی خشم و عصبانیت او را بگیرید لااقل کاری کنید تا در آتش این خشم نسوزید. ‏

    یادتان باشد‏
    خشم و عصبانیت و تخلیه احساسات بر دیگری یک نوع خشونت است هرچند که فرد دیگر آزار از رفتارش احساس شرمندگی کند. مرد یا زن هر دو می‌توانند به یک اندازه شریک رابطه را با خشم غیر قابل کنترل خود آزار بدهند اما با توجه به کلیشه‌ها و باورهایی که مردها را نیرومند و صاحب قدرت شیر نشان می‌دهد معمولاً مردها پرخاشگری بیشتری نشان می‌دهند. هر چقدر هم این یک باور عرفی اشتباه رایج باشد بازهم نشان‌دهنده ضعف است. می‌گویند سگ قوی هرگز پارس نمی‌کند و آدم قوی و قابل قبول کمتر اسیر خشم و عصبانیت می‌شود. ‏

    [​IMG]

    خشم و عصبانیت یک رفتار تهدید‌آمیز اما موقتی است



    واکنش مناسب چیست؟
    ‏ـ رفتار خوشایند داروی خشم و عصبانیت است. به جای اینکه بترسید و وحشت کنید یا یک گوشه قایم شوید و مراقب رفتارتان باشید تا بهانه به دست همسرتان ندهید سعی کنید با خوش برخوردی و مهربانی شرایط عصبانیت را تغییر بدهید. در واقع شما باید خوراک این خشم را بگیرید و برایش جایگزین داشته باشید. سکوت نکنید و با توجه به شرایط موقعیت را به چیزی خوشایند تغییر بدهید. ‏

    ‏ـ خشم و عصبانیت یک رفتار تهدید‌آمیز اما موقتی است. گاهی هم لازم است او خشمگین باشد اما برای خودش. شما نباید توجه زیادی به این خشم نشان بدهید. حتی اگر او برای چند روز متوالی هم از چیزی عصبانی باشد خودش باید با آن کنار بیاید مگر اینکه از شما بخواهد تا راهی برای خروج از این موقعیت نشانش بدهید. به جز این اگر از او و واکنش‌هایش می‌ترسید بهتر است توجهی به آن نشان ندهید. ‏

    ‏ـ این خشم بالاخره فرو می‌نشیند. حالا بهترین موقع برای حرف زدن درباره آن است. شما این حق را دارید از همسرتان بپرسید چرا نمی‌تواند افسار احساسش را دست بگیرد و اینقدر سریع از کوره در می‌رود. خیلی خوب است که در شرایط عادی روش‌های کنترل خشم را با هم تمرین کنید و درباره‌اش حرف بزنید. ‏

    ‏ـ اشتباه شما این است که حد و مرز‌هایتان را در زندگی مشترکتان مشخص نکرده اید. هرگز به همسرتان نگفته‌اید که تحمل چه چیزهایی را دارید و تا کجا می‌توانید یک رفتار را تاب بیاورید. به جای اینکه با آزارهای همسرتان سازگار و هماهنگ شوید محدودیت‌های رفتاری لازم را ایجاد کنید. ‏

    ‏ـ همانقدر که سکوت، ترس و یا تحمل اشتباه است واکنش پرخاشگرانه نیز بد است. شاید در موقع خشم همسرتان حرف‌های زننده و بدی بزند و یا بخواهد به سوی شما حمله ور شود حتی در این شرایط هم نباید واکنش مشابه نشان بدهید. اگر می‌توانید موقعیت را ترک کنید و یا آرامشتان را حفظ کنید. بعد از اینکه این خشم گذر کرد درباره اتفاقی که افتاده است حرف بزنید. گفتگوی شما نباید از روی ضعف یا ترس باشد. درباره احساس توهین و تاثیر رفتار بد همسرتان روی رابطه حرف بزنید و مشخص کنید که تا چه زمانی حاضر هستید به همسرتان مهلت تغییر رفتار را بدهید. ‏

    ‏ـ حواستان باشد که آدم‌ها می‌توانند باعث خشم و عصبانیت یکدیگر بشوند. اگر شما کاری می‌کنید که باعث خشم و عصبانیت همسرتان می‌شود باید مسئولیت رفتارتان را بپذیرید. البته این به معنای این نیست که وقتی عصبانی می‌شویم باید افسار گسیخته رفتار کنیم اما اگر شرایط ناراحتی دیگران را فراهم می‌کنیم در هر صورت مسئول آن هستیم. اگر منشا عصبانیت ربطی به شما ندارد دلایل دیگر آن را جستجو کنید. چیزی که همسرتان را عصبی می‌کند پیدا کنید و با هم به دنبال راه‌حلی برای آن باشید. ‏

    ‏ـ اگر خودتان آدم مهربان و صبوری باشید می‌توانید به همسرتان یاد بدهید با کمی مهربانی و بالا بردن تحمل می‌تواند نتایج بهتری بگیرد. بردباری اکسیر ادامه رابطه است و فقط در این شرایط می‌تواند چیزی را برای خودش حفظ کند.

    ‏ـ در نهایت اگر راهی برای رابطه سالم با کسی که بلد نیست خشم و عصبانیت‌اش را مهار کند پیدا نمی‌کنید؛ شاید مجبور باشید تصمیم جدی‌تر و سخت تری برای زندگی‌تان بگیرید. اگر خشم همسرتان سلامت روانی و جسمی شما یا فرزندانتان را تهدید می‌کند این خشم دیگر یک غلیان ساده احساسات نیست و دیگرآزاری و خشونت عنوان مناسب‌تری برای آن است. اگر قرار است همسرتان افسار احساسش را به دست نگیرد و هر موقع که عصبانی شد شما و دیگران را بترساند, یا چیزی را به سمت شما نشانه بگیرد و یا آماج توهین و تحقیر قرار بدهد ادامه این رابطه در حالی که همسرتان تلاشی برای بهبود خودش نمی‌کند خوشایند، درست و منطقی نخواهد بود. ‏
     
  4. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/6/15
    ارسال ها:
    1,350
    تشکر شده:
    2,081
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    طراحی
    [​IMG]

    از مسائلی که به ایجاد تفاهم بین زوجین کمک کند،کفویت تحصیلی است



    نه گامی جلوتر،نه گامی عقب تر ،همسرم درکنار من باش و با من گام بردار.اینگونه طی کردن مسیر برای مان آسان تر است.

    دو نفر را تصور کنید که دستانشان در دست هم و در حال راه رفتن هستند،تا وقتی پابه پای هم پیش می روند ،مشکلی رخ نمی دهد و می توانند به مسیر خود ادامه دهند اما وقتی یکی از آنها بر سرعت راه رفتن خود می افزاید و آن دیگری هنوز به سرعت قبل راه می رود، یا به زمین می خورند و یا باید دستان یکدیگر را رها کنند.ازدواج یک همراهی همیشگی است.می گویند زن و شوهر باید نه گامی جلوتر و نه گامی عقب تر ،بلکه در کنار هم باشند.این همراهی و همقدمی از لحظه ی اول تا آخرین نفس لازم الاجراست.

    یکی از مسائلی که می تواند به ایجاد تفاهم و سازگاری بین زوجین کمک کند،کفویت تحصیلی است. یعنی دختر و پسری که می خواهند با یکدیگر ازدواج کنند،همخوانی تحصیلی داشته باشند و با توجه به فرهنگ ما اگر قرار است یکی از آنها در مقطع بالاتر تحصیلی باشد،بهتر است پسر مدرک بالاتری داشته باشد اما گاهی در زمان انتخاب به این نکته توجه نمی کنیم و یکی از زوجین چند مقطع تحصیلی بالاتر است . گاهی هم دونفر در یک مقطع هستند و بعد از ازدواج یکی تصمیم می گیرد ادامه ی تحصیل دهد و دیگری نه!در هر صورت نتیجه فرقی نمی کند :ما یک خانه داریم ،یک زن،یک مرد و دو مدرک تحصیلی که با هم همخوانی ندارد.حال چه باید کرد؟

    ارتباط معناداریا بی معنی سواد و شعور
    همین اول کار، تکلیفمان را با یک چیز روشن کنیم بهتر است :آیا سواد، شعور می آورد؟ اینکه بگوییم هر چه انسان باسواد تر باشد با شعور تر است ،اشتباه خواهد بود مگر فردی که هر چه علم می آموزد ،تفکر کردن را نیز بیشتر تمرین کند. مسئله ی فیثاغورث به خودی خود بر شعور زندگی فردی و اجتماعی نمی افزاید مگر کسی که حل این مسئله را یاد می گیرد،حل مسئله در زندگی را هم بیاموزد. اما این یک واقعیت است که افراد تحصیلکرده ،بیشتر اهل مطالعه و تفکر هستند.اما یک قانون کلی نیست.

    از دیپلم ردی تا تخصص!
    وقتی می گوییم دو نفر از نظر تحصیلی هم کفو نیستند یعنی مقاطع تحصیلی آنها خیلی متفاوت است وگرنه آقایی لیسانس دارد و جذب بازار کار شده است اما همسرش بعد از لیسانس،کنکور ارشد داده و ادامه ی تحصیل داده است.به نظر نمی رسد که این دو دچار مشکل شوند اما وقتی چند مقطع تحصیلی بین شان تفاوت باشد مثلا یکی دیپلم هم نداشته باشد و دیگری کارشناس ارشد باشد ، با مشکلاتی رو به رو می شوند:
    _نفهمیدن حرف یکدیگر
    _متفاوت بودن علایق،دوستان،اهداف و لذت ها
    _از بین رفتن اعتماد به نفس همسری که مدرک پایین تر دارد و نارضایتی درونی
    _حرف و حدیث دیگران
    _بهانه گیری هر کدام از همسران به دلیل ناراحتی از این اختلاف سطح

    [​IMG]

    بهتر است همسران مدارک تحصیلی نزدیک به هم داشته باشند



    زندگی بدون پیک سنجش
    هر چند بحث کفویت در زمان انتخاب همسر پررنگ است اما وقتی همسرتان را انتخاب کردید و زیر یک سقف زندگی می کنید، دیگر باید به چگونه زندگی کردن فکر کنید .همین و بس!
    سعی کنید با همسرتان همراه باشید.اگر او ادامه ی تحصیل داده است،شما هم رشته ی مورد علاقه تان را پیدا کرده و دست به کار شوید.اگر شما در مقطع بالاتر هستید،همسرتان را تشویق کنید ادامه تحصیل بدهداما مراقب باشید تا اصلا به عزت نفس او خدشه وارد نکنید.به گونه ای رفتار کنید که او بفهمد به خاطر خودش و زندگی تان دوست دارید هم قدم یکدیگر باشید.


    اگر علاقه ای به ادامه ی تحصیل ندارید و یا همسرتان علاقه ای ندارد،یار مهربان می تواند کمک کننده باشد.بله ،کتاب!از معجزه ی کتاب خواندن غافل نشوید. بالابردن سطح معلومات می تواند خلا تحصیلات را پر کند. این روزها هم اینترنت یک یار کمکی برای کتاب محسوب می شود البته به شرطی که استفاده ی علمی از آن داشته باشید نه فیس بوک و چت روم.


    من چند نمونه از افرادی را می شناسم که با داشتن اختلاف تحصیلی بسیار،خوشبخت بودند.یک نمونه خانمی از اساتید دانشگاه که همسرشان پارچه فروشی داشتند و با وجود اختلاف تحصیلات (دکترا و دیپلم )بسیار به هم علاقه مند بودند.نکته ی جالب تر اینکه خانم بعد از ازدواج تمامی مدارج تحصیلی خود را طی کرده بود.رمز موفقیت آنها این بود که همیشه در طول زندگی همکلام هم بودند،محیط خانه برای شان محلی برای آرامش بود و قدرتلاش های یکدیگر را می دانستند.روزی که آن خانم سر کلاس گفتند که همسرشان دیپلم دارند اما به خوبی حرف هم را می فهمند و اگر ایشان و از خود گذشتگی شان نبود،هیچوقت نمی توانستند درس شان را ادامه دهند،در کلام و چشمانشان رد پای یک عشق عمیق همراه با قدر دانی بود.عشقی که با نمرات دانشگاهی و مدارک تحصیلی غریبه بود.


    اینکه همسران بهتر است مدارک تحصیلی نزدیک به هم داشته باشند یک قانون غیرقابل تغییر نیست،اگر شما و همسرتان اختلاف تحصیلات دارید،سعی کنید نزدیک به هم باقی بمانید و این خلاء را جور دیگر پر کنید. نه گامی جلوتر،نه گامی عقب تر ،همسرم درکنار من باش و با من گام بردار.اینگونه طی کردن مسیر برای مان آسان تر است.
     
  5. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/6/15
    ارسال ها:
    1,350
    تشکر شده:
    2,081
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    طراحی
    [​IMG]

    نقش زیبایی ظاهری در دوام بیشتر ازدواج و در سنین پیری قطعی نیست



    هر قدر هم که به معیارهای اخلاقی و معنوی پایبند باشیم باز نمی توانیم منکر نقش زیبایی در ازدواج شویم. زیبایی ملاکی است که شاید بد تعریف شده باشد اما هیچ گاه قابل حذف کردن نیست.

    زیبایی یا پسندیدن چهره طرف مقابل، یک معیار نسبی است. مصداق بارزش می شود این مثل: «علف باید به دهان بزی شیرین بیاید» اما خیلی ها معیارهای زیبایی و پسند ظاهر را با معیارهای دیگران هماهنگ می کنند. یعنی فکر می کنند که: آیا کسی که به عنوان همسر انتخاب می کنم آنقدر زیبا هست که تحسین همه را برانگیزد؟ (طبیعتاً اشتباه)


    زیبایی یک انسان «تا حدی» از معیارهای زیبایی شناختی مایه می‌گیرد. درست است که چشمان درشت، چهره کودکانه، بزرگی گونه‌ها و تقارن و تناسب اعضای چهره و اندام، نشانه‌های شناخته‌شده و جهانشمول زیبایی هستند اما زیبایی یک انسان از این معیارهای زیبایی‌شناختی فراتر است.


    واقعیت روان انسان این است که یک ویژگی گاهی می‌تواند تمام معادلات روان‌شناختی را به هم بزند. انسان‌ها وقتی عاشق می‌شوند، به معیارهای جهانشمول زیبایی‌شناسی فکر نمی‌کنند. آنها خط‌کش دستشان نمی‌گیرند تا تناسب اعضای چهره معشوق را اندازه بگیرند. چه بسا یک نقص در یک فرد او را زیباتر کند (با تاکید اینکه تعداد این موارد کم نیست).


    گاهی یک انحنا در بینی یا کک و مک روی گونه‌ها یا بیرون‌زدگی فک بالایی زیبایی منحصربفردی به یک چهره می‌دهد که با هیچ‌کدام از فرمول‌های زیبایی‌شناختی هماهنگی ندارد. همه ما انسانیم و جذب زیبایی‌های طبیعی و انسانی می‌شویم. همان‌طور که نقص‌های کوچکی که در صنایع دستی وجود دارد، آنها را زیباتر می‌کند و ظاهری دلنشین‌تر و متفاوت از تولیدات صنعتی به آنها می‌دهد، به همان شکل ظاهر تراشیده و بی‌عیب و مجسمه‌مانند یک انسان «احساس زیبایی» و «احساس دوست‌داشتنی» در ما برنمی‌انگیزد.

    متاسفانه یکی از معضلات دوران اخیر، مقایسه با هنرپیشگان و ستاره‌های سینماست. خطاهای شناختی رایج این است که «من باید شبیه ستارگان سینما باشم تا زیبا باشم.» یا «من باید بسیار زیبا باشم تا دوست‌داشتنی باشم.» زیبایی یک مجموعه است. با اینکه بخشی از آن با معیارهای زیبایی‌شناختی قابل تبیین است اما بخش قابل‌توجه آن درونی است. انرژی روانی درونی، اعتماد به‌نفس، ویژگی‌های شخصیتی، صلابت درونی، مهربانی و انسان‌دوستی، توانایی همدلی، خوش‌مشربی و طنازی همه ویژگی‌هایی هستند که در چهره و حرکات و زبان بدن نمایان می‌شوند و یک زیبایی منحصربفرد به انسان می‌دهند. ما گاهی شیفته نقص‌های همدیگر می‌شویم. انسان‌ها دنبال یافتن همدمی هستند که برایش عقده دل بگشایند و همان‌طور که هستند، از حضور او لذت ببرند. در یک عشق صادقانه، کسی دنبال معشوق تصنعی که شبیه عروسک یا یک مجسمه تراشیده باشد، نیست.


    نتیجه فراگیر شدن عمل‌های جراحی زیبایی برای رسیدن به معیارهای ثابت زیبایی‌شناختی این است که جوان‌ها روز به روز بیشتر شبیه همدیگر شده‌اند. این اتفاق نامبارک یک تهدید جدی برای رابطه‌های عاشقانه است.

    [​IMG]

    هیچگاه نمی توانیم منکر نقش زیبایی در ازدواج شویم



    تحقیقات چه می گویند؟
    روانشناسان می گویند که طی تاریخ و فرایند تکاملی بشر خانم ها هنگام انتخاب همسر کمتر به ظاهر او توجه می کردند و در عوض قدرت باروری همسرشان برایشان در اولویت بود اما مردها اینگونه نبودند آنها به دنبال همسری می گشتند که بتوانند در او جوانی، سلامت و زیبایی را بیابند تا فرزندانشان سالم تر و زیباتر شوند.


    تحقیقات دانشمندان انگلیسی هم نشان می دهد که انسان های با ظاهر بسیار زیبا به سمت هم جذب می شوند و وقتی با هم ازدواج می کنند، زندگی خانوادگیشان بسیار عالی خواهد شد اما از آنجا که این تحقیقات بیشتر روی زوج های جوان انجام شده است می تواند نشان دهنده این باشد که زیبایی مطلق در مراحل اولیه رابطه اهمیت دارد. اما نقش زیبایی ظاهری در دوام بیشتر ازدواج و در سنین پیری قطعی نیست.


    یکی از محققان این تحقیق می گوید که زن ها معمولا درجه حمایتی که از طرف مرد دریافت می کنند را به خود او منعکس میکنند. مردی که ظاهر پایین تری نسبت به زن خود دارد، چیزی بیشتر از آنچه انتظارش را داشته در اختیار دارد به همین دلیل همه تلاشش را می کند تا آن رابطه را پابرجا نگه دارد. مردهایی که ظاهر بهتری نسبت به همسران خود دارند، ممکن است تعهد کمتری داشته باشند و این ممکن است باعث کمتر بودن عمر ازدواج آنها شود.
     
  6. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/6/15
    ارسال ها:
    1,350
    تشکر شده:
    2,081
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    طراحی
    [​IMG]

    اگر همسرمان ده عیب دارد و یک حسن، بایدآن حسن را کلید بزنیم



    «چرا در پخت غذاهایت دقت نداری؟».«چرا از مادرم یا مادرت نمی پرسی که چه باید بکنی؟» .« دستپخت زن همکارم چنین و چنان است » این قبیل عبارات و برخوردها، فشار بر قسمت شکسته و آسیب پذیر اوست. در این حال این خانم، هر توانمندی دیگری هم داشته باشد، تحت الشعاع ضعفش قرار می گیرد.

    عیب های همسر
    در این دنیای بزرگ، خداوند مهربان هیچ کس را بی بهره از استعداد نیافریده ، یکی در موسیقی و ریاضی قوی است و در تعاملات اجتماعی ضعیف، دیگری در کار و کسب روزی قوت دارد و در اداره خانه خویش ناتوان! البته خدا همه ی استعدادها را نیز یک جا در وجود فردی قرار نداده است؛ مگر در حضرات معصومین (علیهم السلام).

    دوست زمین شناسی می گفت خدا در این زمینه هم به کسی ظلم نکرده، مثلا یک تکه زمین که داخل آن معدن طلاست، دیگری سرب و زمین دیگر معدن شن و ماسه، شاید همه دوست داشته باشند که معدن طلا داشته باشند، اما زمین شناسان بیشتر دوست دارند که معدن شن و ماسه را کشف کنند تا معدن طلا، می دانید چرا؟ چون طلا برای این که به دست من و تو طلا شود، باید راه زیادی برود، آزمایش و فرآوری و جداسازی و ... و هزینه استخراج آن بسیار زیاد است، اما معدن شن و ماسه، برای رسیدن به پول، فقط یک بیل می خواهد و یک کامیون، نه آزمایشی ، نه فرآوری و نه...
    معادن درست مثل انسانها هستند، هر انسان یک و یا دو یا حداکثر سه عنصر برای اکتشاف دارد، در زندگی خانوادگی و اجتماعی هم باید این نگاه را داشته باشیم.


    اگر همسرمان ده عیب دارد و یک حسن، باید سعی کنیم آن حسن را کلید بزنیم بگذاریم که آن نقطه ی مثبت در وجود او تثبیت شود و بر معایب او سایه بگستراند تا دیده نشوند. مثلاً زنی ممکن است آشپز قابلی نباشد با در نظم دهی به خانه ضعف داشته باشد؛ به هر حال ممکن است در مواردی خوب عمل نکند. در چنین شرایط بهترین کاری که همسرش می تواند انجام دهد، آن است که موضوع ارتباطات، تعاملات و گفتگوهایشان را بر کار آمدی های زن بگذارد؛ نه ناتوانی های او. «چرا در پخت غذاهایت دقت نداری؟»؛ «چرا از مادرم یا مادرت نمی پرسی که چه باید بکنی؟» و یا « دستپخت زن همکارم چنین و چنان است » این قبیل عبارات و برخوردها فشار بر قسمت شکسته و آسیب پذیر اوست.



    در این حال این خانم، هر توانمندی دیگری هم داشته باشد، تحت الشعاع ضعفش قرار می گیرد. با چنین برخوردهایی، مرد مقدّماتی را فراهم می کند که آرام آرام احساس بی هوّیتی و نالایقی بر همسرش مستولی شود؛ و به طریقی او را به این گفتگوی درونی می کشاند. «من یک زن کاملاً بی استعداد هستم و از پس وظایف زندگی مشترکم به خوبی بر نمی آیم». عاقبت مواردی که این خانم در آن عادی و حتّی قوی عمل می کرد، کم کم به نقاط ضعف او تبدیل می شوند. البته فرد نباید به گونه ای عمل کند که همسرش اصلاً متوجه نقاط ضعف خود نشود؛ ولی پیوسته بر ضعف او نیز نباید تأکید کند.


    اگر ما روی نقاط مثبت و کارآمد افراد خانواده تأکید کنیم و تعاملاتمان را بر مبنای آن توانایی ها و نقاط مثبت بنا کنیم، فضای خانواده به سوی نشاط، گرمی و شادابی میل می کند و در این هنگام رحمت خدا بر زندگی می تابد و مجالی مناسب برای رفع و اصلاح مشکلات فراهم می شود و همه اعضای خانواده رشد مثبت می کنند. کسی که همسرش ورزشکار است. شایسته است که مرتّب بر ورزشکاری اش تأکید کند؛ دیگری که همسرش اهل مطالعه است، بر اهل مطالعه بودنش و آن یکی که همسرش اجتماعی است، بر اجتماعی بودنش.


    مثلاً چنین شکایتی بسیار از سوی خانم ها مطرح می شود که: شوهرشان در بیرون از خانه بسیار اجتماعی و مردم دار است و در خانه بدخلق و تلخ، در پاسخ به این عزیزان باید گفت: شما به جای اینکه آن نقطه ی مثبت همسرتان را کلید بزنید و از همان نقطه بخواهید بقیه ی ضعف هایش را بپوشانید، به طریقی دارید همان نقطه ی مثبت را نیز از او می گیرید! در عوض، شما بیایید از همان خوش اخلاقی اجتماعی اش بهره ببرید. روی همان نقطه کلید بزنید و همان را در سایر زمینه ها گسترش دهید جستجو کنید و ببینید که چگونه در فضاهای اجتماعی این خوشی ها از او صادر می شود؛ شما هم در همان فضا با او ارتباط برقرار کنید و آن فضاها را در زندگی تان وسعت دهید به این طریق، شما می توانید به راحتی خلاء ها را پر کنید.


    نه همه ی خوبی ها به ما داده شده است و نه همه ی بدی ها در ما جمع شده است. همه ی ما ترکیبی از خوبی ها و بدی ها هستیم. چنانچه در قرآن آمده است: «فالهمها فجورها و تقواها» خداوند نافرمانی و پرهیزگاری اش را به او (انسان) الهام کرد. هر یک از ما باید در جستجوی نقاط مثبت و توانمندی های خوب همسرمان باشیم و نه عیب های او.
     
  7. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/6/15
    ارسال ها:
    1,350
    تشکر شده:
    2,081
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    طراحی
    [​IMG]

    خیانت به هر صورتی که باشد منفور و ناپسند است



    خیانت تلخ است چه از طرف خانم خانه باشد و چه از طرف آقای خانه .خانه ای که هر کدام از طرفین دلشان جای دیگری مشغول شود، نمی تواند جای گرمی برای تربیت فرزند و رسیدن به آرامش محسوب گردد .

    در گذشته آمار خیانت زنان نسبت به همسرانشان بسیار ناچیز بود و دلیل آن را می توان پایبندی بیشتر زنان به اصول مذهبی و حضور کمتر آنها در اجتماع و پایین بودن سطح ارتباطات زن و مرد در جامعه دانست، ولی در دهه های اخیر با پیشرفت هایی که زنان در زمینه شغلی و تحصیلی داشته اند و افزایش ارتباطات بیرون از چارچوب خانواده ، به وجود آمدن فضاهای مجازی و دسترسی آسان به اینترنت ، همچنین اشاعه و گسترش فساد و فحشا و شکستن قبح خیانت در رسانه های خارجی (ماهواره ) همه و همه زمینه را جهت خیانت در روابط زناشویی آماده ساخته است. در منابع علمی موجود می توان خیانت را بر روی یک طیف در نظر گرفت طیفی که یک سر آن بی وفایی های عاطفی قرار دارد و در سر دیگر آن خیانت های جنسی.

    خیانت و بی وفایی را می توان به 3 دسته تقسیم کرد که عبارتند از :
    1) خیانت های عاطفی: در این نوع از بی وفایی های عاطفی یکی از زوجین به دلایلی مسائل عاطفی خود را با فردی که خارج از خانواده است در میان میگذارد و فرد غریبه ای تکیه گاه عاطفی همسر پیمان شکن می شود ، بی وفایی عاطفی اشکال فرعی دارد مانند ارتباط از طریق فضای مجازی، ارتباط در محیط کار یا ارتباطات تلفنی.

    2) خیانت های جنسی : خیانت جنسی به معنای روابط جنسی مرد یا زنی دارای همسر با جنس مخالف است .این خیانت در همه فرهنگها ودر تمام اعصار امری ناپسند تلقی شده است.

    3) خیانت های مرکب: در این نوع از خیانت فرد در آغاز درگیر مسائل عاطفی شده و در نهایت به مسائل جنسی کشیده می شود.(1)

    [​IMG]

    در میان زوج های مذهبی علی الخصوص زنان مذهبی خیانت به ندرت اتفاق می افتد



    دلایل بسیاری در سوق دادن زنان به سمت خیانت به همسرانشان وجود دارد که اگر این مسائل به وجود نمی آمد شاید خیانتی هم اتفاق نمی افتاد،



    این دلایل عبارتند از :
    1) عدم پایبندی به اصول دینی و اخلاقی: هیچ دین و مذهبی خیانت به همسر را نمی پذیرد . اصول اخلاقی نیز وفاداری به همسر را مورد اهتمام قرار داده است به همبن دلیل دیده می شود در میان زوج های مذهبی علی الخصوص زنان مذهبی خیانت به ندرت اتفاق می افتد.

    2) برآورده نشدن نیازهای جنسی: بسیاری از مردان توجه لازم را جهت تامین نیازهای جنسی همسرانشان ندارند و به راحتی از این مسئله می گذرند در حالیکه همین بی توجهی می تواند مشکلات بسیاری را از لحاظ روحی و جسمی برای زنان ایجاد نماید و زمینه ساز بروز خیانت در آنها گردد.

    3) مقابله به مثل : زنان که از جانب همسرانشان مورد خیانت قرار گرفته اند ممکن است در صدد انتقام گرفتن برآیند و با شوهرانشان مقابله به مثل نمایند.

    4) سرد شدن روابط عاطفی: در صورتیکه روابط عاطفی زن و شوهر به سردی گراییده باشد و هیچ مهر و محبتی در میان آنها نباشد زمینه برای بروز خیانت آماده می شود ، زنان نیاز دارند که از همسرانشان محبت ببینند و اگر این مورد در خانه به دست نیاید ممکن است به جستجوی آن به بیرون ازچارچوب خانواده بروند.

    5) عادی سازی روابط خارج از خانواده : متاسفانه با افزایش استفاده از ماهواره و پخش فیلم ها و سریالهایی که در آنها برقراری رابطه با شخص دیگری به جز همسر کاملاً عادی و طبیعی است ، به مروردر ذهن افرادی که مخاطبان این رسانه ها هستند این مسئله عادی شده و قبح آن از بین می رود و زمینه ایجاد انحراف آماده می گردد.

    6) ازدواج های اجباری: زنی که بر خلاف میلش و به دلیل اصرار های خانواده تن به ازدواج می دهد احتمال بیشتری دارد که نسبت به همسرش خیانت کند.

    7) مشکلات اقتصادی : برخی از زنان ممکن است به دلیل وضعیت نامناسب همسرشان از لحاظ مالی و اینکه او نمی تواند نیازهای اولیه همسرش را تامین نماید به سوی افرادی کشیده شوند که از لحاظ مالی دارای تمکن هستند.

    8) آزار و اذیت های جسمی: زنانی که مورد خشونت های فیزیکی همسرانشان قرار میگیرند به دلیل ایجاد تنفر از همسرشان به دنبال پناهگاهی میگردندو به آغوش دیگری پناه می برند.
    البته ممکن است بسیاری از این خیانت ها به مرحله خیانت جنسی نرسند و این زنان که مورد غفلت همسرانشان قرار گرفته اند با توجه بیشتر همسرانشان از سقوط در ورطه خیانت نجات یابند. ولی در نهایت می توان گفت خیانت به هر صورتی که باشد منفور و ناپسند است و هیچ زنی به هیچ دلیلی نباید این اجازه را به خود بدهد که دامان پاکش را جولانگاه حضور دیگران سازد.
     
  8. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/6/15
    ارسال ها:
    1,350
    تشکر شده:
    2,081
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    طراحی
    خب از نظرتون چطور بود؟