خدایا گریه کنم یا نکنم؟! حرف بزنم یا نزنم؟! من از دل شکسته ام دل بکنم یا نکنم؟! هجوم بن بستو ببین هم پشت سر هم روبرو راه سفر تا تو کجاس؟! من از تو میپرسم بگو
خدايا به قلب کوچکم وسعت ده تا بتوانم بزرگيت را درک کنم و در درياي بزرگي و پاکي و مهرباني تو غرق شوم پروردگارا به بالهايم توانايي ده تا بتوانم به سوي تو پرواز کنم تو که آشناترين آشنايي معبودا به من نشان بده که هر چه غير توست همه هيچ است و پوچ
ای ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﺘﺮﯾﻦ … ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﮐﻪ ﺩﻝ ﺁﺩﻣﯽ ﻋﺼﺎﺭﻩ ﻭﺟﻮﺩ توﺳﺖ، ﺣﺮﻣﺖ ﺩﻝﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﻧﺒﺮﯾﻢ ... ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻨﯿﻢ ﻭ ﺁﻧﺎﻧﮑﻪ ﺩﻭﺳﺘﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﺒﺮﯾﻢ ... ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﮐﻪ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺭﺍﺳﺖ ﺑﻮﺩﻥِ ﺩﺭﻭﻏﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺎﻡ ﺗﻮ ﻧﺴﺎﺯﯾﻢ ... ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﺣﻖ ﮐﺮﺩﻥ ﺣﻖ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻋﺎﺩﺕ ﻧﮑﻨﯿﻢ ... به ما بیاموز همان باشیم که قولش را به تو دادیم: " انسان"
پروردگــــارا؛ سکان زندگی را به تو می سپارم؛ می دانم که نتیجه ی این اعتماد و توکل، آرامــــش است ...
خداوندا آرامشم را ميان پيچ و خم زندگي که خود رقم زده ام گم کرده ام آرامم کن همان گونه که دريا را پس از هر طوفاني آرام ميکني خداوندا دنيايت بيش از حد توان من سرد است به تو به آغوشت به رحمت بيکرانت نيازمندم
خدايا من فقط يک مسکن مهر سراغ دارم آن هم خانه توست تو خوب تر از آن هستي که مرا تنها بگذاري خدايا توي انا لله و انا اليه راجعون ...اليه راجعون يعني پيش خودت درست است ؟پيش خودت که جهنم نميشود ؟؟ مي شود؟؟