1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شمع فرشته

شروع موضوع توسط minaaa ‏15/2/11 در انجمن داستان

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113

    مردی که همسرش را از دست داده بود دختر سه ساله اش را بسیــار دوست می داشت
    دخترک به بیماری سختی مبتلا شد
    پدر به هر دری زد تا کودک سلامتی اش را دوباره بدست بیاورد، هرچه پول داشت برای درمان او خرج کرد
    ولی بیماری جان دخترک را گرفت و او مرد...
    پدر در خانه اش را بست و گوشه گیر شد. با هیچکس صحبت نمی کرد
    سرکار نمی رفت. دوستان و آشنایانش خیلی سعی کردند تا او را به زندگی عادی برگردانند
    ولی موفق نشدند. شبی پدر رویای عجیبی دید، دید که در بهشت است
    و صف منظمی از فرشتگان کوچک در جاده ای طلایی به سوی کاخی مجلل در حرکت هستند
    همه فرشته های کوچک در حال شادی بودنند .
    هر فرشته شمعی در دست داشت و شمع همه فرشتگان به جز یکی روشن بود
    مرد جلوتر رفت و دید فرشته ای که شمعش خاموش است، همان دختر خودش است
    پدر فرشته غمگینش را در آغوش گرفت و او را نوازش داد
    از او پرسید : دلبندم، چرا غمگینی؟ چرا شمع تو خاموش است؟
    دخترک به پدرش گفت: باباجان، هر وقت شمع من روشن می شود، اشکهای تو آن را خاموش می کند و
    هر وقت تو دلتنگ می شوی، من هم غمگین می شوم هر وقت تو گوشه گیر می شوی من نیز گوشه
    گیر می شوم نمی توانم همانند بقیه شاد باشم .
    پدر در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، از خواب پرید.
    اشکهایش را پاک کرد، ناراحتی و غم را رها کرد و به زندگی عادی خود بازگشت.