چقدر سختم است و کمت میآورم و روی عکست که دست میکشم، دلتنگیام هزار برابر میشود و چقدر توی پوست آدم دیگری فرو رفتهام و اصلاً به قیافهام این قرتیبازیها نمیآید...
گاهی فکر میکنم کاش توی مشتم جا میشدی یا من توی مشت تو یا پشت پلکهای هم. یا هرجایی که وقتی یکی از خانه دور میشود، آنیکی آنقدر نزدیک خودش داشته باشدش که خیالش را از همهچیز راحت کند. راستی، برنمیگردی بابا؟ #عشق #پدر
دخترت فکر می کنم دارد غرق در درد می شود بابا بوی پاییز هم گذر بکند باغ تو زرد می شود بابا با نهالی که کاشتی یک روز، باد و باران چه بد معامله کرد شاخه های نحیف و کوچک با باد دلسرد می شود بابا پیش احساس عاشقانه او با تمسخر به عشق می خندند تا بخواهد که منطقی باشد از زنان طرد می شود بابا حرف های نگفته ای دارد نه ولی اعتراض وارد نیست! جنگ دارد ولی فقط با خود، بی هماورد می شود بابا دخترت را بغل بگیر و بخند، توی گوشش بگو صبوری کن! حرفهایت هنوز اثر دارد دخترت مرد می شود بابا!
فاجعه این نیست که من هنوز هم وقتی عصبانی میشوم، فرو میروم توی خودم و انقدر ناخنهایم را لایه لایه لایه میکنم تا برسم به گوشت زیرش! فاجعه این است که تو دیگر نیستی تا روبرویم بنشینی و من را از خودم بکشی بیرون و هی بگویی: «نکن، نکن، نکن دیوونه!» #عشق #پدر
خوشا آنانکه با عزت ز گیتی بساط خویش برچیدندو رفتند زکالاهای این آشفته بازار محبت را پسندیدند و رفتند #پدر#عشق
... در میان همه ی خواسته های عبثم ! تو گل سر سبد باغ محالات منی .... هنوز همون دختر کوچولوی لجباز و بهونه گیرم که از سرزنش همه بتو پناه می آورد ..ممنون به خاطر امروز !! پدر# حسرت #دلتنگی #روز دختر #
... ........................ دلتنگتم .. بیشتر از همیشه !!! ........................ نمیشود که بمیرد؟ کسی به جای کسی.......