من مانده ام و 16 جلد لغت نامه که هیچ کدام از واژهایش مترادف "دلتنگی" نمی شود کاش دهخدا میدانست دلتنگی معنا ندارد درد دارد.
... -دختر من هیچ وقت کم نمی آره .. نمی بّره.. مغرور و سر سخته ... - آخ ......کم آوردم بابا ... بریدم !!! بهار و بدون تو .... دنیا رو بدون تو نمی خواام.... ...............................................
------------------------------- ------------------------------------- ---------------------------------------------- دلتنگم و دیدار تو درمان من است ......
*قلمم حوصله کن ، شعر به نام پدر است* *کاغذ و دفتر و دیوان، همه ، رام پدر است* واژه ها در سر من با هیجان می رقصند *شعرهم مست شده،تشنه ی جام پدر است* امشب انگار که شب جلوه ی دیگر دارد روشنی بخش شبم ، ماه تمام پدر است می کنم سجده به پایش ، قدم لرزانش قبله ام کج شده و ، سمت مقام پدر است *می زنم بوسه به دستان پر از احساسش* بوسه هایم همگی بوسه ز کام پدر است در هوای نفسش شوق پریدن دارم همچنان مرغ دلم بر لب بام پدر است پند و اندرز پدر حک شده در ریشه ی من *چونکه یک معجزه در متن کلام پدر است* روز و شب زجر کشیده که من آرام شوم جان نثاری ز خودش خط مرام پدر است باز هم نام پدر آمد و خون جوش آمد *قلم آرام نشو ، شعر به نام پدر است...* #پدر آسمانی