1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شبـــــ زنده دارانـــــ

شروع موضوع توسط 7080 ‏4/7/15 در انجمن زمزمه های آشنا

  1. کاربر مفید مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏10/6/15
    ارسال ها:
    644
    تشکر شده:
    4,835
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    Mobile Repair Tools
    من در اين دوردستها به انتظار نور نشسته‌ام و غافل از بيم شبانه چشم به فرداي نيامده دوخته‌ام
    با حال امروز ؛ قول فردايي روشنتر را مي دهم

    وقتي هر كلام خود بغضي است بر روي گره كرده هاي پيش
    مي‌خواهم سكوت را مهمان زبان خسته‌ام كنم چاره چيست!؟

    باز من ماندم و اين من خسته تر از من و ...
    هميشه خوب بودن و همواره خنديدن كاش آسان بود
    كاش آسان بود ...
    نگاه من تا سحرگاهان خوبتر از هر خوبی بودم و خندان‌تر از هر لبخندي

    گناه از تو نيست !؟
    گناه از من نيست!؟
    حق با ماست و با هيچ‌ كس‌هاي دور و بر ما

    در این خلوت خالی آنقدر دورمان شلوغ است كه هرگز "خود" نخواهیم بود
    هرگز ...

    [​IMG]
     
    .!mahya!.، sepand√، رهگذر و 8 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏29/1/15
    ارسال ها:
    1,757
    تشکر شده:
    12,857
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    من از نهایت شب حرف میزنم

    و از نهایت تاریکی

    اگر به خانه من آمدی

    برای من ای مهربان چراغ بیار

    و یک دریچه که از آن

    به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم


    انتهای شب،‎ ‎نگرانی‎ ‎هایت را‎ ‎به‎ ‎خدا بسپار‎ ‎و آسوده بخواب.


    خدا بیدار است
     
    !...Mis!، sepand√، رهگذر و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏24/1/15
    ارسال ها:
    546
    تشکر شده:
    3,646
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    کاش من باشم و شب باشد و دلدار تو باشی
    کاشکی بر سر بالین من اینبار تو باشی
    بوسه از گونه ی من کاش شفا بود که یک شب
    گونه نزدیک تو بگذارم و بیمار تو باشی
    مانده ام نقطه ی بی حاصل این دایره عمری
    تا که بر چرخه ی این دایره پرگار تو باشی
    دیگرم واهمه ای نیست از این کوه چو ریزد
    گر در این حادثه دهقان فداکار تو باشی
    گر چه خوش می زند اینبار ولی نیست صدایی
    کاش آنکس که زند زخمه بر این تار تو باشی
    کوچه غمگین شده از هجمه ی اغیار ولیکن
    بگذرم از همه این بار اگر یار تو باشی
    گفت شاهد چه کنم با دل بیگانه پرستم
    کاش می شد که بجای همه اغیار تو باشی
    :redface:@};-
     
    !...Mis!، sepand√، -Silence- و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏21/5/15
    ارسال ها:
    1,193
    تشکر شده:
    8,109
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]
     
    Αli язza، *faeze*، نگار بانو و 8 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏26/11/14
    ارسال ها:
    111
    تشکر شده:
    1,052
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    بی تاب تر از جـــــــــانِ پریشان در شب
    بی خواب تر از گردش هذیان بر لب
    بی رویتِ روی او بلاتکلیفم
    مثلِ گلِ آفتابگردان در شب...
     
    Αli язza، !...Mis!، hileya و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    شب است،
    شبی بس تیرگی دمساز با آن.
    به روی شاخ انجیر کهن " وگ دار" می خواند، به هر دم
    خبر می آورد طوفان و باران را. و من اندیشناکم.
    شب است،
    جهان با آن، چنان چون مرده ای در گور.
    و من اندیشناکم باز:
    ـــ اگر باران کند سرریز از هر جای؟
    ـــ اگر چون زورقی در آب اندازد جهان را؟...
    در این تاریکی آور شب
    چه اندیشه ولیکن، که چه خواهد بود با ما صبح؟
    چو صبح از کوه سر بر کرد، می پوشد ازین طوفان رخ آیا صبح؟
     
    !...Mis!، hileya، ƊЄҲƬЄƦ و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏21/5/15
    ارسال ها:
    1,193
    تشکر شده:
    8,109
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]
     
    Αli язza، رهگذر، hileya و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. Rosie

    تاریخ عضویت:
    ‏15/8/14
    ارسال ها:
    2,010
    تشکر شده:
    14,076
    امتیاز دستاورد:
    113
    رفت در ظلمت شب این شبو شبهای دگر هم

    نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

    نکنی دگر از آن کوچه گذر هم...

    بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم.....

    [​IMG]
     
    Αli язza، !...Mis!، رهگذر و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏21/5/15
    ارسال ها:
    1,193
    تشکر شده:
    8,109
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]
     
    #KaTi#، Αli язza، !...Mis! و 8 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر مفید مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏10/6/15
    ارسال ها:
    644
    تشکر شده:
    4,835
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    Mobile Repair Tools
    از نی بی نوا می نويسم
    از سکوت صدا می نويسم
    از شب و گريه ها می نويسم
    بی تو بيهوده را می نويسم
    در شگفتم چرا می نويسم.

    صبر سنگم صبوری صدا نيست
    مرگ سنگينم از من جدا نيست
    جز شکستن مرا ماجرا نيست
    نی غلط گفتم اينم روا نيست
    واژه واژه تو را می نويسم.

    دل به جان از تن آسايی من
    خسته از سينه فرسايی من
    در قفس روح صحرايی من
    دست تنهای تنهايی من
    تا ندارد صدا می نويسم.

    خنده ام خار پهلوی سبزه
    گريه ام سر به زانوی سبزه
    ای غزال غزلجوی سبزه
    پشت شب پای گل روی سبزه
    من تو را هر کجا می نويسم.

    بوی تو بوی گل های خانه
    بوی سبزينگی در جوانه
    بوی دلتنگی محرمانه
    من تو را در غزل در ترانه
    از رفاقت جدا می نويسم.

    اين سفر با تو مجنون ديگر
    آسمان دشت و آهو کبوتر
    هر دو پايم قلم جاده دفتر
    تکيه چون می کنم بر صنوبر
    از تو بالا بلا می نويسم.

    اين صدا در من از شاعری نيست
    شيون اهل زبان آوری نيست
    اين منم اين منم ديگری نيست
    نزد صاحبدلان کافری نيست
    از تو يا از خدا می نويسم.

    [​IMG]
     
    Ariana، !...Mis!، رهگذر و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.