مشکلات خانوادگی – شکست عشقی- بیماری و یک مرخصی هدر رفته همه اینها به زندگی تعلق دارند . اما سئوال اینستکه اینها چه ارتباطی با همکاران دارد ؟ فرض کنید شبی به خانه بر گردید روی میز آشپزخانه یک نامه می یابید که در آن نوشته شده. " من رفتم می خواهم ازت جدا شوم " این آخری ها حدس می زدید اوضاع خرابه ولی نه اینطور حالا دنیای شما زیرو رو شده ولی می دانید که فردا صبح باید سر کار بروید و زندگی کاری خودتان را ادامه دهید . صبح وقتی وارد محل کارتان می شوید همکارتان ضمن سلام و احوال پرسی می پرسد : " انکار خوب نیستید ؟" در پاسخ احتمالاً خواهید گفت : " نه خوبم ! ولی ته دلتان می خواهید زار بزنید ." اگر زندگی خصوصی شما بهم ریخته یا یکی از نزدیکانتان فوت کرده باشد یا مثلاً خبر بدی از دکتر خانوادگی دریافت کرده اید . در چنین شرایط اکثر افراد در محل کارشان نمی توانند خونسرد بمانند و تظاهر کنند که همه چیز خوب است . خانم روانشناس اوا ولدارک معتقد است با اینکه مشغول شدن به کار باعث می شود که شخص کمی از مشکل فاصله بگیرد ولی با اینهمه اکثر افراد نمی توانند مشکل خودشان را نادیده بگیرند . بهمین دلیل بهتر است که فرد در چنین شرایطی به رئیس یا همکار نزدیک خود بگوید که حالش به دلایل شخصی خوب نیست ، بدین ترتیب اطرافیان می دانند که شخص در شرایطی نیست که کار های حساس را انجام بدهد . معمولاً در چنین موقعیتی اطرافیان درک می کنند و می پذیرند که شخص مشکل خصوصی دارد . متخصصین معتقدند که نباید از محیط کاری و همکاران بیش از این انتظار داشت و اگر کسی دل داری و همدلی می خواهد بهتر است که این را از اعضاء خانواده و دوستان نزدیکش بخواهد . قاعدتاً باید هر کارمندی که مشکل خصوصی دارد قبل از اینکه نگرانی های شخصی و ناراحتی خودش را کامل با همکار یا رئیس خودش در میان بگذارد خوب در این مورد فکر کند ، که آیا او مایل است همکار یا رئیس او از مشکلات زندگی خصوصی او با خبر شوند ؟ و آیا این مسئله روابطه اداری او را تحت شعاع قرار نمی دهد ؟ البته برای بسیاری از افراد محیط کار همانند خانه دوم آنها محسوب می شود و معمولاً همکاران بیشتر ساعات روز را در محل کارشان می گذرانند و در حقیقت یک گروه را تشکیل می دهند که روز های خوش و گاه بدی را با هم گذرانده اند . البته روزهای خوش معمولاً بدون مشکل می گذرد مثلاً هنگام ترفیع – تولد یا ازدواج همه با هم شیرنی می خورند و ساعات خوشی را با هم می گذرانند . اما هنگامی که همکاری مشکلی دارد مثلاً در مورد دخالتهای بی انتهای مادر شوهر حرف می زند یا از همسرش شکایت می کند که البته در مورد این مسائل خصوصاً وقتی همکاران جوان باشند خیلی بی پرده صحبت می کنند . اما متخصصین روانشناسی معتقدند : همه چیز و همه حرفی را نباید در محیط کار بازگو کرد . زیرا بمرور زمان دیگران را عصبی و ناراحت می کند ، همکاران فکر می کنند تا کی باید غرولند های همکارشان را در مورد مسائل خصوصی او تحمل کنند، حتی اگر این ناراحتی ها واقعی باشند ، هرگز نباید همکار را جانشین اعضاء خانواده و دوستان کرد و اگر فرد کسی را برای درد دل ندارد که با او مشکلات خصوصیش را مطرح کند، در حقیقت او دارای زندگی خصوصی نیست و این خود یک مشکل بزرگ می باشد ، زیرا هر انسانی نیاز به یک زندگی خصوصی دارد محیطی که در آن احساس آرامش کند و مطمئن باشد که کاملاً و در هر شرایطی حمایت می شود خصوصاً وقتی گرفتاری و ناراحتی دارد . از تمام این مسائل گذشته محیط کار محیطی رقابتی است و خالی از مشکلات بین فردی نیست شخص نمی داند دوست امروز آیا فردا هم دوست او باقی خواهد ماند ؟ امروزه جدا کردن زندگی خصوصی و کاری از یکدیگر کمی مشکل است . بعضی از افراد سعی می کنند این دو را کاملاً جدا از یکدیگر نگه دارند و بندرت از زندگی خصوصی خودشان در محیط کار حرف می زنند و معمولاً همه چیز را در دلشان نگه می دارند و اگر حالشان خوب نباشد کاملاً سکوت می کنند و دور خود یک دیوار بلند می کشند و سعی می کنند طبق معمول به کار خود ادامه دهند . این افراد محیط کاری را برای خودشان و دیگران خیلی سخت می کنند زیرا در این شرایط همکاری با این افراد برای همه سخت می شود روانشناسان معتقدند کسانی که بخود اینطور سخت می گیرند به مرور بنظر دیگران مرموز و ترسناک می شوند . اما روش صحیح کدام است اگر کسی بعد از تعطیلات و یک سفر خوش سر کار بر می گردد و کمی برای همکارانش تعریف کند باعث ایجاد محیطی دلپذیر و خوشایند می شود . ولی برعکس غرولند در مورد زندگی خصوصی خصوصاً در مورد نزدیکان این صحبتها باعث خسته کردن همکاران می شود و جو محیط کار را خراب می کند ، ضمناً نقاط ضعف شما را نشان می دهد محل کار مدرسه نیست که شما برای همکلاسیتان درددل می کردید زندگی کاری محیطی جدی است که نباید آن را با مدرسه اشتباه گرفت . خانم روانشناس ولدارک معتقد است : صحبت در مورد اتفاقات بد همانند مرگ – بدهکاری – بیماری متعلق به محیط کار نیستند و اگر در این مورد صحبتی شود فقط باید در حد اطلاع دادن باشد و آنهم تا حدی که همکاران با توجه به شرایط روحی شخص تقسیم کار کنند. بنابراین باید روش میانه را برای محیط کار انتخاب کرد ، زیرا این روش به نفع کارمند و محیط کار می باشد . نوشته : زهرا خباز بهشتی تازه های روانشناسی