نتايج تحقيق در مورد خودسوزي در استان لرستان نشان مي دهد 85 درصد از كساني كه اقدام به خودسوزي كرده اند،اختلافات خانوادگي با همسر و ديگران را انگيزه اين كار دانسته اند . 88 درصد نمونه هاي تحقيق را زنان تشكيل مي داده اند كه 41 درصد آنان د رگروه سني 19-10 سال قرار داشتند .63 درصد از اين افراد در مورد مشكلات عاطفيشان اظهار داشتند كه مورد تحقير و تمسخر قرار گرفتند . 58 درصد احساس نااميدي و بي ارزشي داشتند و 55 درصد مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند . نتايج حاكي از آن است كه در ميان علل اقدام به خودكشي ( خودسوزي ) مشاجره و اختلافات خانوادگي درصد بالايي را به خود اختصاص داده است . همچنين در اين پژوهش به دخالت هاي نامناسب اطرافيان،اعتياد به مواد مخدر،مشكلات فردي و عاطفي،ضرب وشتم همسر يا ديگران به عنوان ديگر عوامل مؤثر در خود سوزي اشاره شده است . چارچوب نظري: دوركيم : پديده خودكشي از ديدگاه دانشمندان علوم اجتماعي به ويژه جامعه شناسي مورد توجه بسيار بوده است. از ديدگاه جامعه شناسي،خودكشي در ارتباط با شرايط اجتماعي و زندگي فرد در اجتماع مورد توجه قرار مي گيرد . فرمول بندي تبييني از خودكشي توسط دوركيم در سال 1897 صورت پذيرفت . تئوري و ساختار استدلال جامعه شناختي دوركيم را درباره خودكشي مي توان با تجزيه و تحليل انواع چهارگانه خودكشي او ،يعني خودمدارانه،دگر خواهانه ،بي هنجارانه و تقديرگرايانه دريافت . در همين راستا مدل زير را در رابطه با انواع چهارگانه خودكشي با درجه همبستگي فرد با جامعه و نحوه پايبندي و تبعيت او از مقررات و قوانين عنوان كرد ضعيف خودكشي خودمدارانه ناشي از گسستن پيوند بين انسان و زندگي اجتماعي ( انزوا گزيني از اجتماع) قوي خودكشي دگرخواهانه از بي توجهي افراطي به خود و وحدت كامل با جامعه اش سست خودكشي بي هنجارانه بحران ها و نوسان هاي اقتصادي سخت خودكشي سرنوشت گرايانه علل خودكشي: دو ديدگاه عمده مورد علل خودكشي وجود دارد . ديدگاه اول جامعه شناختي است مسئوليت خودكشي را بردوش جامعه مي گذارد و ديدگاه دوم كه روان شناختي است بيشتر بيانگر مسئوليت و تصميم گيري فردي است . هر چند به نظر مي رسد تعامل و تركيبي از عوامل اجتماعي و فردي بيشتر تعيين كننده موضوع مي باشد. منبع:ایسنا