از اینه ی نگاه بزرگان خدا را ببینیم خدا و ایمان در بینش گاندی مفهوم خدا در ادوار مختلف تاریخ اندیشه هندوئی از صورت چند خدائی تا وحدت وجود بسیار پیچیده مکتب ادویته ودانته تحول یافته است. این تحول محصول عواملی بسیار از جمله تأثیر عقائد غیر ودائی به ویژه اندیشه های دراویدی و همچنین ژرف کاوی جنگل نشینان آریایی بوده است. راه های فراوان معرفت خدا که هر یک نه به تنهائی، بلکه در کنار سایر راهها دارای ارزش اند، به دین هندوئی تنوع وسیعی می بخشند و عقاید و اعمال دینی را در مکاتب مختلف هندوئی پرشمار می سازند، چندان که هند را به مجموعۀ عظیمی از تجربه های متنوع دینی مبدل ساخته اند. از آن رو که دین هندوئی در طول تاریخ پذیرنده، جذب کننده و هماهنگ کننده بوده است، نسبت به گوناگونی عقائد تساهل بسیاری از خود نشان داده است، تا آنجا که در درون این دین، از یک سو عارفانی پیدا می شوند که به خدای شخص وار معتقد نیستند و از سوی دیگر، کثرت گرایان دینی و طیف وسیعی از جان پرست ها و چندگانه پرستان وجود دارند و در این میان موحدانی نیز هستند که به خدائی واحد و شخصی عشق می ورزند. تصور مهاتما گاندی از خدا تصور مهاتما گاندی از خدا، از یک سو متأثر از جریانهای دینی ای که وی در طول زندگی به مطالعۀ آنها پرداخت و از سوی دیگر ناشی از تجربه های شخصی او از خدا بوده است. از نظر اعتقادی، گاندی به خدای واحد ایمان داشت و چندگانه پرستی و بت پرستی موجود در صورتهای گوناگون پرستش هندوئی را به یکتاپرستی تحویل می نمود. وی خود را هم معتقد به ادویته (وحدت وجود) و هم معتقد به دویته (ثنویت) معرفی می نمود و با بیان اینکه دیدگاههایش در مورد خدا متأثر از مکتب های جاینی و رامانوجه است، نوشته است: «من از خدا دقیقا به عنوان وجود سخن می گویم و معتقدم که او هم خالق است و هم غیرخالق و این امر به اصل تکثر حقیقت مربوط می شود که مورد پذیرش من است. من از موضع مکتب جاینی جنبه عدم خالقیت خدا را اثبات می کنم و از موضع رامانوجه جنبه خالقیت او را. حقیقات آن است که از آنجا که همه ما می کوشیم چیزهای غیر قابل تصور را تصور کنیم، امور غیرقابل شرح را شرح دهیم و چیزهای ناشناختنی را بشناسیم، اغلب سخنان ما لرزان و ناشایست و توأم با تناقض است. به همین سبب وداها، برهمن را «نه این و نه آن» معرفی می کنند و این بدان معناست که اگر ما وجود داریم و پدران و نیاکان ما وجود داشت هاند، پس منشاء همه مخلوقات هم وجود دارد و اگر او نیست ما هم نیستیم. به همین دلیل است که ما با یک صدا، خدای واحد را به نامهای متفاوت پرم آتمن، ایشوره، شیوه، ویشنو، رامه، الله، اهورا مزدا، یهوه و خدا می خوانیم».
وقتی خدا رو میخواین صدا بزنید ستاره ها رو نشمارید،کف دستاتونو نگاه کنید،خدا بغل نداشته های شما سکوت کرده،نگاش کنید تا جواب بده