مقدمه آثار هنری ایران، آینه اندیشه ها، باورها، هنرمندی ها و عظمت روحی و معنوی مردمی است که از زمانهای کهن تاکنون بالنده و شکوفا از گذرگاه حادثه ها گذشته و به امروز رسیده است. غنای این آثار گواه تجربه ها، ژرف اندیشیها و تلاش فرزانگان هنر و فرهنگ ایران زمین و عصاره روح بلند و حقیقت جوی آنان است. شناخت دقیق و عمیق این هنرها جان را طراوت می بخشد، روح را به پرواز در می آورد و ضمیر خلاق آدمی را شکوفا می سازد. بر ما ایرانیان است که این یادگاریهای عزیز را پاس بداریم و در رشد و شکوفایی آنها بکوشیم. فرش و انواع آن فرش واژه ای عربی است که به معنای زمین است و در زبان فارسی دارای مفاهیمی چون گسترده شدن، زیرانداز و کفپوش می باشد. با توجه به تعریف فوق مفاهیمی چون گلیم، نمد، زیلو، فرش ماشینی و دستباف را می توان فرش دانست. مشخصات فرش دستباف فرش دستباف دارای سه مشخصه زیر می باشد: 1- دارای تار و پود می باشد. 2- پرز داشته باشد. 3- پرزها دور تارها گره خورده باشد. انواع فرش: از لحاظ مواد مصرف شده در فرش می توان دستباف را در 5 گروه زیر طبقه بندی کرد: 1- فرش پشمی: به فرشی که تار و پود آن از جنس پنبه و پرز آن پشمی باشد می گویند. لازم به ذکر است که در میان ایلات و عشایر به جای نخ پنبه از پشم استفاده می شود. 2- فرش تمام ابریشم: به فرشهایی که پرز و چله آن از ابریشم باشد، تمام ابریشم می گویند. 3- فرش گل ابریشم: در این گونه فرشها در نقش ها و دور حاشیه ها به جای پرز پشمی از ابریشمی استفاده می شود و معمولاً چله اینگونه فرشها از ابریشم است. 4- فرش کف ابریشم: در زمینه اینگونه فرشها به جای پرز پشمی از پرز ابریشمی استفاده می شود. 5- فرش سوف: نوعی قالی است که زمینه آن از پود ضخیم و نازک تشکیل شده و نقش گل و بوته ها پرز دار می باشد. انواع فرش دستباف از لحاظ ابعاد فرش دستباف را از لحاظ انداز به 7 نوع تقشیم می کنند که انواع آن عبارتند از: 1- قالی: به فرشهایی که در اندازه های 3×2 متر،5/3×5/2 متر،4×3 متر،4×6 متر باشد گفته می شود که به چهار دسته زیر تقسیم می شود: الف) قالی های کوچک که ابعاد 3×2 متر،5/3×3/2 متر را شامل می شود. ب) قالی های متوسط که ابعاد 4×3 متر و 8/3×8/2 متر را شامل می شود. ج) قالی های بزرگ که ابعاد 5/4×5/3 متر و 8/4×7/3 متر را شامل می شود. د) قالی های بسیار بزرگ با ابعاد 5×4 و 6×4 متر و بالاتر از این ابعاد را شامل می شود. 2- قالیچه: به فرشهایی گفته می شود که مساحت آن از 4 متر مربع کمتر باشد. اندازه قالیچه های متعارف شامل 20/2×40/1 و 5/2×5/1 متر می باشد. به قالیچه های با اندازه 20/2×40/1 سجاده ای و یا دو ذرعی گفته می شود. همچنین لازم به ذکر است که به قالیچه هایی با ابعاد 5/2×5/1 را که ریز باف باشند را پرده ای گویند. 3- کلّگی: به فرشهایی می گویند که از نظر عرض از قالی کم عرض تر و از نظر درازا از 4 متر کمتر باشد که در اندازه های 3×5/1 متر،3×7/1 متر و 7/3×2 متر بافت می شود. 4- کناره: فرشی است که برای مفرش کردن راهروها و راه پله ها استفاده می شود و پهنای آن از 70/1 تا 5/0 متر و طول آنها از 10-3 متر متفاوت است و در بعضی از موارد استثنائی نیز تا 15 متر و بیشتر بافته شده است. 5- ذرع و نیم و ذرع چارک: به فرشهایی که ابعاد آن 5/1×04/1 و 60/1×10/1 متر باشد ذرع و نیم گفته می شود. همچنین به فرشهایی که 30/1×80/0 متر باشد ذرع و چارک اطلاق می شود. 6- پشتی: به قالیچه هایی که مساحت آنها کمتر از یک متر مربع باشد. متداولترین اندازه پشتی 90×60 سانتی متر می باشد. البته در منطقه گرگان و بجنورد به طور جداگانه برای پشت پشتی ها نوعی گلیم می بافند و داخل آنها را با پر مرغ و ابر پر می کنند که به این گونه پشتی، قارچین می گویند. 7- پادری: به قالیچه های کوچکی که اندازه پاگرد در بافته می شود پادری می گویند. تاجرهای امروز، بیشتر فرش را بر اساس چه چیزهایی خریداری می کنند؟ بیشتر تاجرها فرش را بر اساس مصالح خوب، رنگ های گیاهی، نقشه های قدیمی و اگر نقشه های جدید هم ابریشم داشته باشد، تعدا مقاط آن بیشتر باشد خریداری می شود. شناخت فرشهای شهرهای مختلف کشور خراسان: یکی از مراکز مهم قالی بافی می باشد و فرشبافی در آن از سابقه طولانی برخوردار است. فرشهای این استان با گره های ترکی و فارسی بافته می شوند. طرح های رایج در قالی های خراسان بیشتر به سبک طرح های گلدار شامل شاه عباسی، لچک و ترنج، شاه عباسی افشان، لچک و ترنج طره دار، گلدانی، بته ای سرتاسری، هراتی و تصویری می باشد. از نطر رنگ فرشهای بافته شده در آن از تنوع رنگ چندانی برخوردار نیست ولی رنگ های بکار رفته در آنها منشاء گیاهی دارند. از مراکز مهم قالیبافی در آن مشهد، بیرجند، قائن، سبزوار و قوچان می باشد. اردبیل: سابقه بافت طولانی دارد. فرشهای با گره ترکی و طرح هایی چون هراتی مشایخی، گلدانی، ظل السلطان و ترنجدار شیخ صفی بافته می شوند. سراب: فرش های سراب بیشتر در اندازه های کوچک مثل ذرع و نیم، دو ذرعی و کناره بافته می شود. فرش های آن با ترنج های شش ضلعی هندسی و رنگ های نسبتاً زنده و براق بافته می شوند. هریس: این شهر از نظر فرشبافی معروفیت زیادی دارد و فرشهای پشمی آن مطلوب بازارهای داخل و خارج می باشد با وجودیکه همگی در یک سبک بافته می شوند ولی کمتر شبیه هم هستند و معمولاً طرح های هندسی می باشد. کردستان: بافت قالی در کردستان سابقه طولانی دارد و در بازارهای داخل و خارج از شهرتی فراوان برخوردار است. از مراکز مهم قالیبافی آن می توان به سنندج و بیجار اشاره کرد. سنندج: در این شهر بافت فرشهای یک پوده رایج است که با گره ای از نوع ترکی بافته می شوند و بافندگان آن بیشتر فرشهای خود را در ابعاد کوچک پشتی، سجاده و ذرع و نیم می بافند که از رنگهای طبیعی نیز بهره می جویند. طرح های بکار رفته فرشهای سنندج هندسی با ترنج های بزرگ شش گوش، بندی و دسته گل، طرح بته و هراتی می باشد. یزد: یزد نیز همانند کرمان یکی از مراکز مهم تولید شال در گذشته بوده است و بعد از استفاده از پارچه های شالی از رونق افتاد هنرمندان یزدی به قالیبافی روی آوردند. فرشهای تولید شده در شهر یزد با گره فارسی بافته می شوند که اکثراً در ابعاد بزرگ و با پرز بلند بافته می شود. طرح های رایج در فرشهای یزد شامل قاب قرآنی، لچک و ترنج، درختی و هراتی می باشد. استفاده از رنگ ها و پشم مرغوب با طرح های جالب موجب شده است که بافندگان یزدی بتوانند فرشهای مرغوب و بادوامی را به بازار ارائه دهند. چه چیزهایی باعث می شود که ارزش قالیچه بالا رود؟ 1- در جانمازی و قالیچه هر چه نقش آن کمتر باشد ارزشش بیشتر است حالت عتیقه است. 2- استفاده از رنگهای گیاهی. 3- پود آن از پشم باشد(در صورتیکه پشم آن مرغوب باشد) 4- بافنده باید قالیچه یا جانمازی را راست ببافد یعنی بدون کجی. به چه علت بافت های قدیمی نسبت به حالا ارزش بیشتری دارد؟ 1- نخ های قدیمی استحکام بیشتری نسبت به نخ های امروزی داشته اند چون نخ های امروزی بیشتر حالا کارخانه ای می باشد برای همین هم قالیچه های قدیمی ارزش بیشتری نسبت به حالا دارند. نقشه های زیر خاکی در بازار بیشتر خریداری می شود(بیشتر نقش های 3 و 4) و بخصوص کهنه نقش های زیر خاکی بیشتر ارزش دارد. قالیچه منطقه بافت: قالیچه های منطقه خراسان بیشتر قالیچه های دستی می باشد که به قالیچه های بلوچ مشهور است. در منطقه تربت جام قالیچه ها در محمد آباد، چشمه گل، روستاهای دوست آباد، ملک آباد، روستاهای کشکک(بیشتر جانمازهای خارشتر می باشد) می بافند. قالیچه های منطقه خواف: قالیچه های منطقه خواف هم خیلی خوب است. قالیچه های آن در طرح های متفاوت کار می شود و تمام ابریشم می باشد و نقش های آن بیشتر نقش های سالارخانی، مرغی و ... می باشد. در روستای ارگ خواف یک گلیم خیلی خوب کار می کنند(حالت جاقاشوقی های قدیم به حالت سوراخ سوراخ می باشد) هست. در نقش های گل ابریشم و هم تمام ابریشم و هم بصورت پشم کار می شود. در ضمن بصورت فرش و گلیم کار می شود و تنها روستایی که می تواند آن را کار کند ارگ خواف می باشد. انواع قالیچه را نام ببرید: 1- گل سارق 2- سالار خانی(کشمیر) 3- یعقوب خانی(بلوچی) 4- بازوبندی 5- موری 6- گل بهرامی 1- گل سارق: بیشتر کودانی های منطقه جام آن را کار می کنند. بافت خوب و بیشتر نقشه آن از حفظ می بافند و خرید و فروش خوبی هم دارد. اندازه: اندازه آن بیشتر 10×2 طول و 30×1 عرض آن می باشد در ضمن تا 40×1 هم می بافند. تعداد رنگ: 4 تا 5 رنگ می باشد. نوع مواد اولیه: بیشتر پشمی می باشد. منطقه بافت: در منطقه تربت جام توسط کودانی ها بافت می شود. 2- سالار خانی(کشمیر): بیشتر نقشه آن در تربت حیدریه کار می شود در ضمن با این نقشه پشتی هم کار می شود و در منطقه تربت جام بازاریابی خوبی دارد. اندازه: اندازه آن بصورت 2 متری و عرض 30×1 متری بکار می رود. تعداد رنگ: حداکثر 7 تا 8 رنگ کار می شود. نوع مواد اولیه: بصورت پشمی و گل ابریشم کار می شود. اگر بافنده خواسته باشد بصورت تمام ابریشم هم می تواند ببافد. منطقه بافت: در منطقه جام در روستای چشمه گل کار می شود. 3- یعقوب خانی(بلوچ): نقشه آن خیلی قدیمی است. بیشتر زمینه سیاه و نیل با هم قاطی کار می شود. قدیمی های جام این نوع نقش را بیشتر بصورت 6 متر کار می کردند و 2 متر آن را با رنگهای گیاهی کار می کردند. اگر باشد بازار خیلی خوبی دارد ولی متاسفانه کمیاب است و کهنه این قالیچه هم خیلی ارزش دارد. اندازه: بیشتر 2 متر و 6 متر می باشد. تعداد رنگ: 3 تا 4 رنگ بیشتر نمی باشد. نواع مواد اولیه: منطقه بافت: قلعه حمام، گوش لاغر، صالح آباد همراه با روستاهای اطراف خودش می بافند. 4- بازوبندی: بصورت های جانمازی و سارقی کار می شود که بیشتر توسط کادونی ها بافته می شود. اندازه: بصورت جانمازی با ابعاد 10×1 متری، 60×1 و 70×1 متری و 2 متری و 6 متری کار می شود. تعداد رنگ: نهایتاً 5 رنگ می باشد. نوع مواد اولیه: نخ های بازار کار می شود و پشمی هم بکار می رود. بصورت 12 و 6 متر تن پنبه کار می کند. منطقه بافت: دولت آباد، ملک آباد، صاحبداد بیشتر کادونی ها می بافند. قلعک جام، سمیع آباد ولی از همه بهتر کادونی ها می بافند. 5- موردی: خیلی قدیمی می باشد و ارزش زیادی دارد و تاجرها برای آن خیلی ارزش قائلند و رنگ زمینه آن بسیار ناکی(قرمز) می باشد. اندازه: بصورت 2 متر و 6 متر و 12 متر می باشد. تعداد رنگ: 3 تا چند رنگ کار می شود. نوع مواد اولیه: بصورت تمام ابریشم کار می شود. منطقه بافت: ترکمنسرا کار می شود. 6- گل بهرامی: که به آن بته جقه و گل فرنگ هم می گویند که از نقشه های قدیمی ایران می باشد. نقشه هایی است که بیشتر از رنگ های روشن استفاده می شود بصورت محراب دار و بدون محراب کار می شود و تاجرها هم خیلی خریدارش هستند. اندازه: بصورت ذرع و نیم و 2 متر کار می شود. تعداد رنگ: تعداد رنگ آن بیشتر از 10 تا 15 رنگ می باشد. نوع مواد اولیه: پشم منطقه بافت: جانمازی جانمازی 5/1×1 متر می باشد(ذرع و نیم). جانمازی هم دیواری(تابلویی) داریم و هم جانمازی باری نماز(محراب دار و بدون محراب) ولی جدیداً جانمازی در اندازه های 10/1 عرض و 70/1 طول می باشد. انواع جانمازی را نام ببرید 1- دختر قاضی 2- تاکی 3- سماوری کبودانی جعفر بیگی 4- لچکی سفید 1- دختر قاضی: اصلی این جانمازی از افغانیها می باشد، زمانی که آنها به ایران آمدند نقشه آن را به تربت جام آوردند و این نام را ساختند. اندازه: اندازه آن بیشتر ذرع و نیم است. تعداد رنگ: حداکثر 4 رنگ می باشد. نوع مواد اولیه: اگر خیلی خوب کار کند همین نخ های بازار کار می شود که بیشتر به اسم نخ عصاران یا نخ مشهد می باشد. منطقه بافت: بیشتر احمد آباد صولت، عرضه سعادت آباد طرف کاریز کار می شود ولی اصل آن در افغانستان می باشد. 2- سماوری: جعفربیگی روستای بزرگی در افغانستان می باشد که بیشتر در آن روستا کار می شود و بسیار چین های خیلی خوبی کار می کردند. از زمان طاغوت یک عده از افغانها مهاجرت کردند به ایران و عده ای از آنها در روستاهای تربت جام ماندند. در اطراف نزدیک مرز ایران و افغانستان سکونت کردند و برای خودشان شناسنامه ایرانی گرفتند. آنها این قالیچه ها را از همان شروع به بافت کردند در ضمن آنها بدون نقشه می بافتند. کادونی های منطقه ایران هم مثل افغانستان خوب است و نسبت به جانمازی های منطقه های دیگر بیشتر قیمت دارند و خریداری می شوند. اندازه: اندازه آن بیشتر ذرع و نیم است که بیشتر بصورت محراب دار خرید و فروش می شود و بزرگتر آن ناقواره است و در بازار آن را به چوبی نمی خرند. تعداد رنگ: 3 تا 4 رنگ می باشد. نوع مواد اولیه: نخ های بازار به کار می رود و در منطقه کادونی از نخ های دسترسی خودشان استفاده می کنند که بیشتر فروش دارند. منطقه بافت: در روستاهای جام از حبله، ملک آباد، دولت آباد و رباط و در افغانستان در روستای بزرگی به نام جعفر بیگی بافته می شود. 3- لچکی سفید: لچکی سفید بیش از 200 سال در شهرستان تربت جام رواج دارد. اندازه: اندازه جانمازی بیشتر ذرع و نیم می باشد ولی اگر کارگاه(دار) بزرگتر باشد، بزرگتر می بافند و اگر کوچکتر باشد، کوچکتر می بافند. تعداد رنگ: حداکثر 4 تا 5 رنگ می باشد. نوع مواد اولیه: بیشتر مواد متوسط با نخ های ضعیف تر از نظر قیمت استفاده می شود. منطقه بافت: در منطقه پائین جام تربت جام به بهترین نحوه بافته می شود. اصطلاحات فرش: اسلیم: جوانه و مصنعر کلمه اسلام بافت سنه: بافت فارسی بافت بالا دار: سر دار باهو: راست رو بخیه زنی: گلیم بافی بوم: زمینه پرده ای: فرشی است طریف با ابعاد 5/1×5/2 متر که در اصطلاح به آن پرده ای گفته می شود. پل بافی: زنجیره بافی پنجه گرگی: دفه پو: پود پود زبر: پود ضخیم پود مستقیم: پود زیر پود مواج: پود نازک تار: چلّه تخته: یک واحد از قالی یا قالیچه تو دوزی: نبافتن بعضی از رج های نقشه تو رفتگی: یا کجی تون: چله تونه: چله خرک: فرشی با ابعاد 90×60 یا 100×60 سانتی متر می باشد. خرسک: نوعی فرش درشت باف می باشد که برای بافت آن از مصالح نامرغوب استفاده می شود پرزهای آن از پشم های درجه 3 و 4 انتخاب می شود و گاهی در خرسک ها از پنبه نیز بعنوان پرز استفاده می شود و در بافت نقشه آن دقت بعمل نیامده است. جفتی بافت: فرشی است که با گره های تقلبی بافته شده است. چاله: به زمینه ساده فرشی که عاری از نقش و نگار است و برای پر کردن آن از خامه های یکرنگ استفاده می شود. چله کشی دو نفره: ترکی چله کشی یک نفره: فارسی خامه: به پشم تابیده شده خامه می گویند. خم: طرفی است سفالی که برای رنگ نمودن خامه ها از آن استفاده می شود. دانه: گره دفته: دفه رندی: بالا زدگی رنگ فرار: رنگ جوهری ریشه: گره زاج: یکی از انواع دندانه است که خود انواع گوناگونی دارد و بعنوان تثبیت کننده رنگ در رنگرزی کاربرد دارد. سره: سرکجی شفت: هاف شمسه: نگاره ای گرد یا بیضی یا ستاره شکل که به جای کلاله برای تزئین ترنج فرش استفاده می شود. غند: گره قارچین: در گرگان و بجنورد به پشتی با ابعاد 90×60 که با پر مرغ یا ابر پر می شود قارچین می گویند. قلیاب کشی: به عمل صمغ گری ابریشم قلیاب کشی می گویند. کارتک: یا کارد پرداخت گاوه: گوه گاز: گوه گبّه: نوعی قالی درشت باف است که پرز آن بلند می باشد و تعداد پودهایی که در طی هر رج رد می شود زیاد بوده و حتی گاهی به 14 عدد پود هم می رسد و هم بعنوان زیرانداز و هم بعناون رو انداز استفاده می شود. طرح های رایج آن شیری، درختی، شطرنجی و سه ترنجی می باشد. گله: کوجی گره متقارن: گره ترکی گره نامتقارن: فارسی متن: بوم نیره: کوجی وره: گوه گلیم: گلیم در واقع نوعی فرش بدون پرز است که با درگیری تار و پود به یکدیگر ایجاد می شود که معمولاً تار آن پنبه و پشم و گاهی ابریشم و و پود آن از نخ های پشم کرک بصورت رنگی استفاده می شود. موارد استفاده گلیم بسیار است نه تنها جهت زیر انداز بلکه در مواردی چون کیسه، توبره، خورجین، مفرش، حل اسب، نمکدان، جوال و دیوار(چیق) چادرها و پرده و امثال آنها. نقوش و طرح ها و رنگهای بکار رفته در گلیم و ریشه نمایانگر ارزش هایی بوده که از موجودات پیرامون زندگی آنها الهام گرفته شده است. شرایط مختلف آب و هوایی در رنگینه نقوش گلیم نقش بسزایی دارد. در گذشته تنوع رنگی کمتری در نقوش دیده می شود. تاریخچه گلیم بافی به 3 تا 5 هزار سال قبل از میلاد بر می گردد که تاریخ آغاز نساجی است. انواع گلیم در ایران 1- گلیم دو رو یا تخت 2- گلیم پیچ 3- شیریکی پیچ 4- سفره کردی 5- سوماک 6- ورنی 7- ترکیبی 8- منحنی بافی 9- سوزنی 10- گل برجسته یا گلیم قالی 11- ترکمن 12- شاهسون 13- بلوچ 14- گچمه 1- دو رو یا تخت: عبارتست از عبور پودهای رنگی از لابلای تارها بصورت یک در میان که با عبور این پودها به تعداد مناسب نقوش بوجود میآید. این نقوش معمولاً هندسی و چاکدار می باشد. 2- پیچ: در این نوع بافت نخ بافت یا خامه دور تارها بصورت جفتی (یک تار رو و یک تار زیر) پیچانده شده و پس از بافت یک رج کامل در عرض گلیم پود روی آن قرار می گیرد. 3- شیریکی پیچ: بصورت تمام پیچ با گره مخصوص به خود ظریف و پر نقش با طرح های وکیلی و زنجیری در حاشیه و گل و برنده در متن آن گره های مخصوص به آن(آبدوزی و متن) از گره های شیریکی پیچ است. 4- سفره کردی: حاشیه این نوع بافت تمام پیچ زمینه متن تخت و گلهای داخل متن بصورت پیچ بافته می شود از مشخصه های آن جنگل هایی است که در اتصال حاشیه به زمین قرار می گیرد. 5- سوماک: تمام پیچ و بسیار ظریف که در مناطق آذربایجان از طرح های ترنج متصل و تکراری و در شیروان از نقوش لوزی و شش ضلعی و چنگ استفاده می شود. 6- ورنی: بصورت تمام پیچ معمولاً درشت باف با طرح ترنج یا لچک ترنج که داخل ترنج ها از حیوانات پر شده است. تار و پود آن پشم و گاهی تار پنبه و اکثر اوقات یک پوده می باشد. 7- ترکیبی: حاشیه قالی بافت، زمینه تخت، گل های داخل زمینه پیچ بافته می شود منطقه شورک. 8- منحنی بافی: (کردستان) بافت تخت و ظریف با پوده های اضافی و منحی بافی معمولاً تار آن از پنبه و پود از کرک می باشد. نقوش مخصوص به آن توت فرنگی، گل، سرخ گلدانی، ماهی درهم و ... 9- سوزنی: تمام پیچ و بسیار ظریف با استفاده از الیاف ظریف مانند 1/12 یا 1/10 پرز گرفته. 10- گلیم گل برجسته یا گلیم قالی: گل های گلیم در حایشه و متن تماماً قالی بافته می شود و زمینه ساده بافت و تخت می باشد. 11- ترکمن: خطوط اطراف نقوش که معمولاً اشکال لوزی و شش ضلعی هستند پیچ بافته می شود و زمینه آن ساده بافت. 12- گلیم شاهسون: بافته ها بصورت باریک و بلند، نوع بافته ها تخت یا چاکدار و در بعضی مناطق بافت پیچ پر نقش با تار و پود پشمی و گاهی تار پنبه. عشایر شاهسون بیشتر در مناطق دشت مغان، خمسه، قزوین، بیجار، میانه، ساوه و هشترود زیست می کنند. 13- گلیم بلوچ: حاشیه بصورت پود معلق، زمینه ساده و معمولاً به رنگهای شتری و قهوه ای با طرح های(ورجینه) کمی در زمینه که بصورت پیچ یا پود معلق بافته می شود. 14- گچمه: گل های متن بصورت قالی، زمینه ساده بافت، تار پنبه و پود پشم. گلیم های زیر را تعریف کنید 1- ورنی 2- گلیم چه 3- زیلو 4- پلاس 5- مسند 6- جل 7- سجاده 8- جیق 9- کوچه 10- انسی 11- مفرش 12- جوال 13- خورجین 14- گلیم پارچه ای 1- ورنی: گلیمی فرش نماست که بدون نقشه و بصورت ذهنی توسط زنان و دختران دشت مغان و عشایر اهر، ارسباران و مشکین شهر(آذربایجان شرقی) بافته می شود. نقوش آن اشکال حیوانات و وحوش منطقه تاثیر پذیرفته، حیواناتی چون گوزن، آهو، بز، سگ، بوقلمون، مرغ و خروس، گربه و مار و عقاب، گوشفند، ببر و شتر، روباه و شغال، طاووس و پرندگان محلی که به صورت ساده و هندسی بافته می شود. رنگهای ورنی، زمینه لاکی، سرمه ای، کرم، سفید و پیازی و آبی روشن است. 2- گلیم چه: نوعی دیگر که بیشتر در سنندج و بیجار بافته می شود. تفاوت آن با گلیم در کوچک بودن آن و نقوش فراوان و متنوعی است که دارد(مرکز مهم سجاده بافی بیجار و سنندج است) 3- زیلو: اغلب در مناطق روستایی و زیرانداز تابستانی مصرف می شود. این بافته با وجو ظاهری زمخت از نظر تنوع رنگ و نقوش قابل مقایسه با گلیم نیست. عمده ترین مواد اولیه در بافت زیلو، پنبه تابیده است. برای کوبیدن پودها که نخ پنبه ای 8-6 لا و تابیده است از وسیله ای به نام پنجه استفاده می شود. دارهای زلو معمولاً عمودی است. 4- پلاس: شبیه گلیم درشت بافت است و در برخی مناطق کشور از جمله یزد بافته می شود. تار و پود آن معمولاً پشمی است و در اندازهای 5/3×5/2 متر بافته می شود. معروفترین پلاسهای ایران در ترکمن صحرا، خراسان، کلات و یزد بافته می شود. نوع بافت آن ورچینه ای است(شبیه بافتنی) 5- مسند: نوعی گلیم با ابعاد کوچکتر و در روستاهای بخش نمین در شهرستان اردبیل بافته می شود. سابقه بافت آن به 50 سال می رسد و معمولاً در اندازه های 15×100 سانتی متر بافته می شود. 6- جُل: برای پوشاندن چهارپایان عرق کرده بخصوص اسب پس از مسابقه و دو استفاده می شود. جل بصورت سوزن دوزی است که پس از بافت بر روی زمینه ساده دوخته می شود به شکل زیر است: 7- سجاده: این بافت مخصوص نماز بوده و نقشی نزدیک به نقش محراب دارد. 8- چیق: بیشتر در ایل ها برای دیوار کردن چادر و قسمت بندی داخل چادر به کار می رود و نقوش خاص آن همان نقوش سنتی گلیم است. 9- کوچه: نوعی زیرانداز به معنی نمد سفید یا خاکستری است که برای پوشاندن دیوارها و چادر استفاده می شود. 10- انسی: قالیچه خاصی که اثاثیه را با آن می بندند. 11- مفرش: برای بستن اسباب خانه از قبیل رختخواب، وسایل و ضروریات زندگی که در مسافرت لازم می شود و اکنون در ایلاتی که کوچ می کنند استفاده می شود. 12- جوال: کیسه های بزرگ و توبره که چادر نشینان به دیوار آویخته و برای نگهداری آذوقه استفاده می کنند. 13- خورجین: بافته ای که چادر نشینها روی چهارپایان انداخته و با آن چیز حمل می کنند. 14- گلیم پارچه ای: رشته های باریک پارچه به جای نخ ابریشم یا ابریشم در گلیم بافی را گویند. پارچه های کهنه و اضافی را بریده و با آن گلیم را بافته که در نواحی کرمانشاه به آن پروفیه گویند. این گلیم ساده و راه راه بافته می شود و از آن برای فرش کردن ایوان و راهرو و یا زیرکمدها و وسایل سنگین و رختخواب استفاده می شود. گاه بواسطه طرح راه راه آن قارچ خربزه ای نیز می گویند. مناطق معروف بافت گلیم و نوع بافته های مشهور آن محل 1- خراسان: شهرستانهای شیروان(سفره کردی و سوماک)، کلات نادر(پود معلق یا روچینه ای)، صالح آباد(پیچ)، شورک(ترکیبی) 2- آذربایجان شرقی: شهرستانهای دشت مغان و مشکین شهر(سوماک و ورنی) 3- اردبیل: شهرستانهای نمین(ورنی و مسند) 4- فارس: عشایر قشقایی(گلیم دورو یا تخت) 5- کردستان: منطقه سنه(بافت منحنی و تخت) 6- کرمانشاه: منطقه هرسین(بافت منحنی و تخت) 7- ایلام: گلیم گل برجسته یا گلیم قالی 8- کرمان: مناطق جیرفت و زرند(شیریکی پیچ) 9- چهارمحال و بختیاری: مناطق بر.جن، شوراب، سردشت(گچمه، لری بافت، سفره عشایری) نام چند نقش از گلیم خراسان 1- نقش چنگ(شیروان) 2- نقش شاخ زنیوری(آقداش) 3- نقش عروس(قوچان) 4- نقش چخماق(مشترک) 5- نقش قارچین(سر ولایت نیشابور) طرح های متن گلیم بطور کلی را نام ببرید 1- افشان 2- لچک ترنج 3- ترنج 4- ترنج یا لوزی های بهم متصل 5- محرابی 6- محرمات 7- قاب قابی نماد و نگاره گلیم 1- چنگ: برگرفته از طبیعت همچون شاخ حیوانات و یا چنگال و پنجه آنها 2- حیوانات: نشانه ای از وجود حیات و زندگی در دنیا 3- پرندگان: پرواز جمعی از پرندگان نشانه و رود روحی بهشت 4- چلیپا یا صلیب-نوری با نوری کوچکتری در آن: به عنوان رفع چشم زخم 5- لوزی و زیگزاگ متصل بهم: نشانه آب جاری 6- بته جقه: به معنای سرو خمیده، تواضع، خانمی با چادر. دو بته جقه روبروی هم به معنای آشتی و پشت بهم به معنای قهر. دو بته جقه داخل هم و یا یک بته جقه بزرگ و یک کوچک کنار آن به معنای مادر و فرزند. 7- طاووس دو سر یا حیوانات دو سر: در گلیم های شاهسون و بختیاری نمایانگر افکار صوفیانه نمادی از جهان دو جانبه آینه وار. 8- درخت: به معنای زندگی فنا ناپذیر. 9- پنچ پنجه: نشانه شادمانی و نمادی از ستاره. 10- ستاره: نشانه شادمانی. 11- طرح S: نمادی از اژدها(بیشتر در گلیم های قفقاز دیده می شود). 12- چخماق: نشانه ای از آتش و رعد و برق. 13- انسان: به معنای انتظار برای فرزند و یا گرامیداشت درگذشتگان. 14- دختر و پسر: نقش عروس و داماد برای جهیزیه. عوامل ایجاد نقوش گلیم(یا ریشه یابی نقوش گلیم) عوامل جغرافیایی و طبیعت سرزمین ایران بیانگر این است که ادامه زندگی کشاورزی و دامداری جز با بارش منظم و به موقع طبیعت امکان پذیر نیست. نیاز به توافق عوامل طبیعت را می توان در نقوش ملاحظه کرد. نقوشی که از خطوط عمودی، افقی و مضرس یا به عبارت دیگر نقوش هندسی و خطوط زاویه دار تشکیل شده است. بخشی از نقوش که در گلیم بافی ایران مورد استفاده قرار می گیرد تداوم نقوش اساطیری است که ریشه از روزگارانی بسیار دور دارد. وجود نگاره ها و طرح هایی از قبیل ترنج و درخت، لاله باز، لاله بسته، برگ خیار و ... هر کدام نشانه ای از خواست باطنی بافندگان برای سرسبزی و خرمی محیط زیستشان است. حاشیه لوزی نشانه ای از حرکت آب در یک جوی باریک یا داخل حوضچه است. وجود نقش گل خورشیدی در گلیم هاحکایت از برکت خورشید و زایندگی خاک می شود که نزد بافندگان روستایی قابل احترام است. نقش بوته جقه یا بوته ترمه که حالت درخت سرو خمیده را دارد و در عین حال سنبل نجات و زندگی در بافته های روستایی و عشایر است به دلیل سربلندی و استقامت یکی از نمادهای زندگی است. نکته حائز اهمیت این است که بوته جقه به عنوان سمبل زندگی در طرح های بیشتری اعم از قالی، گلیم و پارچه رسوخ کرده و در ارتباط با عواطف و حالات روحی بافنده به اشکال مختلفی متجلی شده است. مثلاً بوته جقه های پشت به هم نقش قهر و بوته های روبرو بهم نقش آشتی را دارند. اصطلاحات رایج در گلیم بافی 1- گلیمک: گلیم باف یا ساده باف اول گلیم را گویند. 2- گله: در نواحی اطراف خراسان به کجو گفته می شود. 3- پس گرد: اصطلاحی برای چوب هاف در شهرستان اطراف اصفهان و طبس. 4- کوچمه یا کوچه: نمد سفید یا خاکستری که به مصرف زیرانداز یا دیوار چادر می شود. 5- ساجیم: نوارهای بافته شده و باریکی که جهت افسار شتر استفاده می شود. 6- دستوک: اصطلاحی برای دفتین یا دفه در روستاهای خراسان. 7- بوریا: اصطلاح فارسی حصیر. 8- شلیط کردن: در مواردی تقسیم بندی زیلو را گویند. 9- جوال یا توبره: کیسه های بزرگ که آنها را به دیوار آویزان و در آن آذوقه ذخیره می کنند. 10- چیق: توسط موی بز بافته می شود و در قسمت ورودی چادر یا جهت قسمت کردن آن بکار می رود. 11- پاپیچ یا پاتو: شال مانندی است که در زمستان دور پا می پیچند. 12- لوّاف: در اصطلاح به فرد گلیم باف می گویند. 13- بنتور: عبارتست از نخ دو لا تابیده که در بالای تیز فوقانی و زیر تیر تحتانی قبل از چله کشی در سرتاسر عرض دار بسته می شود. 14- بنتور پیچی: نخی از چله را بوسیله جوالدوز بین هر دانه تار روی نخ بنتور می پیچیم این عمل جهت ثابت نگه داشتن شون تحملی تار می باشد. 15- چنته: بافته ای کیسه مانند که جهت مسافرتهای کوتاه همراه برده می شود. 16- سطه: اصطلاحی است برای نخ چله که در روستاهای اطراف خراسان گفته می شود. 17- ورزنگ: اصطلاحی برای کناره بند که در اطراف گلیم جهت جلوگیری از جمع شدن قرار داده می شود و توسط نخی به لوله های طرفین بسته می شود(در خراسان) 18- رشتن: اصطلاح رسیدن در مناطق خراسان. 19- شلیط: زیلو، در مواردی تقسیم بندی زیلو را می نامند. 20- گلیمچه: کوچکتر از گلیم و دارای نقوش متنوعتری است. بیشتر در مناطق بیجار و سنندج. 21- تایمینه: شبیه گلیم و از مواد اولیه فاقد آن تهیه می شود مانند سفره آرد، چنته، جوال. 22- چلیپا: چوبی صلیب مانند برای ریسیدن پنبه یا پشم توسط دست. بدین صورت که پنبه را دور دست پیچانده و یک لیف از آن جدا و دور چلیپا قرار می دهند و چلیپا را می چرخانند. 23- نوعی رختخواب پیچی به طول 5/2 متر می باشد که توسط دستگاه پارچه بافی تهیه می شود و نقوشی شبیه نقوش گلیم دارد. 24- فرشینه: چیزی که به گونه فرش بافته شده باشد ولی زیرانداز نباشد. 25- سره: عبارتست از اضافه سطح گلیم که در اثر کشیدگی و کوبیدگی بیش از حد بوجود می آید در صورتیکه در جهت طول باشد سره در طول و اگر در عرض باشد سره در عرض گویند. 26- گُرد: اصطلاحی است برای کجو که در شهرتانهای اطراف اصفهان و یزد و کردستان بکار می رود. 27- پی دمه: اصطلاحی برای چوب هاف در شهرستانهای خراسان. 28- کاشو کردن: گرداندن گلیم در چله کشی گردان را گویند. 29- باهو یا باهه: به تیرهای عمودی دو طرف دار گفته می شود. 30- جل: وسیله ای است از جنس گلیم که برای پوشاندن چهارپایان عرق کرده به خصوص اسب استفاده می گردد. 31- انسی: قالیچه های خاصی که عشایر اثاثیه را در آن می بندند. 32- مفرش: از جنس گلیم که جهت بستن رختخواب و اثاثیه منزل بین عشایر استفاده می شود. 33- شالنگ: نمد اسب یا گلیمی که زیر فرش انداخته می شود. 34- کپنگ: جلیقه نمدی که چوپانان و جمگجویان قدیم به تن می کردند. 35- کوجی یا گله: کوجی یا گله چوبی است که در زیر هاف قرار می گیرد و بوسیله نخ هایی که دور آن پیچیده می شوند تارهای زیر شلنگ(هاف) به آن متصل می شود که با بالا بردن هاف تحملی زیر را به راحتی دم کار را عوض می کند. 36- گلیم بافی: پس از عمل زنجیره بافی شروع به گلیم بافی می کنیم که برحسب استفاده یا عدم استفاده از کوجی به دو صورت صوف یا گرباس بافی صورت می گیرد. 37- ملیله بافی: در بعضی از فرش ها در حین گلیم بافی از عملی به نام ملیله بافی استفاده می شود که از 1 تا 3 رج با خامه رنگی یا در بعضی موارد از نخ های طلایی و نقره ای یا گلابتون استفاده می شود.
اهالی زمین از ابتدای خلقت در پی یافتن راهی برای کسب آرامش و بهتر زیستن بودهاند، از ساخت ابزارهایی برای طبخ غذا گرفته تا یافتن راهی برای تهیه تنپوشهایی که در دنیای امروز در انواع مختلف یافت میشوند. برای مثال، دیگر کمتر خانهای را میتوان یافت که ساکنان آن بدون زیرانداز زندگی کنند. اما انتخاب نوع این وسایل اهمیت زیادی دارد. به کار گرفتن لوازم دنیای مدرن با کلی مصنوعات به کار رفته در تولید آن، نهتنها انسان را به آرامش نمیرساند بلکه وی را دچار اضطراب نیز میکند. درباره نوعی از کفپوش خانهها یعنی فرش که صنعت تولید آن بهنوعی میراث اهالی ایرانزمین محسوب میشود، با «نجیمه نکویی»، یکی از هنرمندان تحصیلکرده در این رشته گفتوگویی انجام دادیم که ماحصل آن در پی میآید. درباره خواص درمانی گلیم بفرمایید. از مهمترین خاصیتهای درمانی گلیم این است که به دلیل استفاده از پشم در آن، برخلاف فرشهای ماشینی امروزی که سرشار از مواد آکریلیک و پلاستیکاند و ایجاد الکتریسیته میکنند، موجب خروج الکتریسیته ساکن از بدن انسان میشود. خاصیت دیگر آن تاثیری است که در لطافت و نرمی پوست بدن انسان دارد، بهگونهای که راه رفتن روی آن بدون استفاده از هیچ پوششی نهتنها در پاشنه پا ترک ایجاد نمیکند بلکه ترکهای ایجاد شده را نیز از بین میبرد. چند درصد گلیمهای تولیدشده 100درصد خالصاند؟ متاسفانه درصد پایینی از این تولیدات به صورت خالص از پشم تولید میشوند و تولیدات خالص به دلیل قیمت تمامشده بالا خریداران چندانی ندارند، در صورتی که خرید یک گلیم و قالیچه دستبافت خالص پشم از هر لحاظ بهصرفهتر از خرید فرش ماشینی است که با وجود جلوه ظاهری، فاقد خاصیت آرامشبخشی است. گلیمهای امروزی با گلیمهایی که در گذشته تولید میشدند، چه تفاوتهایی دارند؟ در گلیمهایی که در گذشته تولید میشدند، در تمام مراحل تولید و حتی تهیه نخ و رنگرزی از عناصر طبیعی استفاده میشد؛ بهگونهای که برای رنگرزی نخ از رنگهای طبیعی مثل جاشیر، لاله واژگون، روناس، دانههای درختچههای کوهی و بسیاری رنگهای گیاهی استفاده میشد که غنای گلیم را تضمین میکرد. تفاوت رنگهای مصنوعی با طبیعی در چیست؟ رنگهای مصنوعی با این که جذابیت بیشتری دارند، به هیچ عنوان به لحاظ استقامت با رنگهای طبیعی برابری نمیکنند و رنگهای طبیعی تا اتمام دوره استفاده از گلیم بدون تغییر باقی میمانند. تغییر کاربری چه تاثیری در رشد استقبال از این کالا دارد؟ بالطبع استفاده فراگیر از این کالا در لوازم روزانه میتواند تاثیر بسزایی در رشد آن داشته باشد و همینطور ابتکار و بهروز رسانی در تولید آن نیز بیتاثیر نیست. برای مثال، جایگزین کردن گلیم با پارچههای کشور ترکیه برای روکش مبل ایده بسیار خوبی است که موجب جلوگیری از بسیاری دردهای مفصلی میشود. همچنین انواع گلیم که در شهرهای مختلف تولید میشود میتواند به تنوع کاربری آن کمک کند. گلیم استانهای مختلف چه ویژگیهایی دارند؟ هر استانی گلیم را به شیوه سنتی خودش تولید میکند. برای مثال، یاسوج دارای چند نوع گلیم مثل سفری، دو رو، برجسته یا گچمه است که کاربرد آن با گلیم ظریف مرینوس فارس متفاوت است و به همین شکل گلیم کرمانشاه که دارای گرههای شل و منعطف است، متفاوت با گلیمهای دو روی استان بوشهر است. موارد استفاده گلیم استانهای مختلف چیست؟ از گلیم هر منطقهای با توجه به ضخامت، شیوه بافت و قیمت آن میتوان در تولیدات مختلف بهره برد. برای مثال، از گلیمهای ظریفبافت میتوان به عنوان کت استفاده کرد که قیمت آن با کتهای برندهای خارجی برابری میکند، اما به مراتب دوام بیشتری از جنسهای وارداتی دارد. در کشورهایی مثل سوئد و سوئیس که سرمای طولانی حاکم است، از گلیمهای ایرانی به عنوان کت، کلاه و شال استفاده میشود؛ در مواردی هم میتوان برای طراحی مانتوهای ایرانی به جای تکهدوزیهای نامتناسب خارجی از تکهگلیمهایی با گرههای شل استفاده کرد که بهنوعی هنر و اصالت ایرانی را نیز به نمایش میگذارند. بازار فروش صنایع دستی ایران در خارج از کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟ با توجه به تجربیات خودم، گبه یاسوج بیشترین طرفدار را در کشور آلمان دارد و به دلیل این که آثار ایرانی در دنیا طرفداران زیادی دارند، بسیاری از محصولات چین و هند، در کشورهای اروپایی با اسم محصولات ایرانی به فروش میرسند. بنابراین، نام محصولات ایرانی در خارج از کشور تضمیمی برای فروش بالاتر محسوب میشود. آینده این صنعت را در داخل و خارج از ایران چگونه میبینید؟ برای ساختن آیندهای روشن در زمینه صادرات، ابتدا باید ارزیابی کارشناسانه صورت بگیرد و تولیدکننده با سلیقه و بازار فروش در کشور مقصد آشنایی کامل پیدا کند. از طرفی، تعریف برند برای محصولات از اهمیت ویژهای برخوردار است. این اتفاق از سوء استفاده از اسم ایران برای فروش محصولات کشورهای دیگر جلوگیری میکند. همچنین اگر به وضعیت بیمه صنعتگران رسیدگی شود و یا در زمینه ارائه تسهیلات از تولیدکنندگان حمایت بیشتری شود، گرایش به سمت تولید افزایش مییابد و در نتیجه هنرهای دستی رونق خود را حفظ میکنند. در صورت اعمال اصول قید شده، صنایع دستی ایران آینده روشنی را پیش رو خواهد داشت.