پشت غزل شکست و قلم شد عصای او هرجا که رفت، رفت قلم پا به پای او شاعر «سکوت ـ ضجّه» زد و خُرد شد، ولی نشنیده مانْد مثل همیشه صدای او ای بنای حرم عدل و امان را بانی وی ز رخسار تو آفاقْ همه نورانی که گمان داشت که با آن همه تشریف و جلال یوسف فاطمه یک عمر شود زندانی؟ تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم بارالها!مددی کن که همه پاک شویم دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان درجوارحرم عشق همه خاک شویم شهادت امام موسی کاظم تسلیت