1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

خداي پروانه اي

شروع موضوع توسط z!ma ‏1/2/15 در انجمن اشعار

  1. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏29/1/15
    ارسال ها:
    1,757
    تشکر شده:
    12,857
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    مردي با خود زمزمه کرد خدايا با من حرف بزن يک سار شروع به خواندن کرداما مرد نشنيد
    فرياد برآورد خدايا با من حرف بزن آذرخش در آسمان غريد اما مرد گوش نکرد
    مرد به اطراف خود نگاه کرد و گفت خدايا بگذار تو را ببينم ستاره اي درخشيد اما مرد نديد
    مرد فرياد کشيد يک معجزه به من نشان بده نوزادي متولد شد اما مرد توجهي نکرد
    پس مرد در نهايت ياس فرياد زد خدايا مرا لمس کن و بگذار بدانم اينجا حضور داري
    در همين زمان خداوند پايين آمد و مرد را لمس کرد اما مرد پروانه را با دستش پراند و به راهش ادامه داد
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  2. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    ومن اینگونه خواهم گفت
    خدای من، خدای دستهای بسته،خدای دلهای زنجیر در خط مبهم زمان
    خدای ابی پروانه ها
    خدای مهربان همسایه
    خدای بابادبادکهای رنگی کودکان
    خدای چشمهای کمسوی پیرمردها
    خدای شبهایی تنهایی
    خدای روزهای کش دار انتظار
    عجب بت ساخته ایم ازین خدای مساوی با خود
    خود مساوی با خدا
    خدا یک عمر دلمان بود لای کدام برگ تاریخ از یاد بردیمش
    خدا من هستم با تمام منیتم در یک حصار کوچک از جنس خاک،از جنسی که ادم و عالم بران سجده میکنند
    خدا من هستم و بس....
     
    وضعیت سفید و z!ma از این پست تشکر کرده اند.