1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

باران در شعر فارسی

شروع موضوع توسط نگآر ‏24/1/15 در انجمن اشعار

  1. سکوت ثانیه بشکست در شب باران
    روم به باغ غزل، مست در شب باران
    شمیم خیس چمن با ستاره ها آمیخت
    خطوط فاصله پیوست در شب باران
    غرال پاک غزلنوش با اشاره یاد
    ز حجم خاطره ها، رست در شب باران
    حضور آینه و آب و نقره گل اشک
    چه باشکوه و جلال است در شب باران
    نسیم شوق به دامان برگها آویخت
    زخاک،برق نگه جست در شب باران
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  2. حالا که آمدی
    حرفِ ما بسيار،
    وقتِ ما اندک،
    آسمان هم که بارانی‌ست ...! به خدا وقت صحبت از رفتنِ دوباره و
    دوری از ديدگانِ دريا نيست!
    سربه‌سرم می‌گذاری ... ها؟
    می‌دانم که می‌مانی
    پس لااقل باران را بهانه کُن
    دارد باران می‌آيد
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  3. در سمت توام
    دلم باران ، دستم باران
    دهانم باران ، چشمم باران
    روزم را با بندگی تو پا گشا می کنم ...
    هر اذانی که می وزد
    پنجره ها باز می شوند
    یاد تو کوران می کند ...
    هر اسم تو را که صدا می زنم
    ماه در دهانم هزار تکه می شود ...
    کاش من همه بودم
    کاش من همه بودم
    با همه دهان ها تو را صدا می زدم ...
    کفش های ماه را به پا کرده ام
    دوباره عازم توام ...
    تا بوی زلف یار در آبادی من است
    هر لب که خنده ای کند از شادی من است
    زندگی با توستزندگی همین حالاست...
    زندگی همین حالاست..
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  4. در زد کسی انگار که مهمان داریم
    در سفره گرسنگی فراوان داریم
    امروز پدر ابر زیادی آورد
    مانند همیشه شام باران داریم
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  5. باز باران بی ترانه
    باز باران با تمام بی کسی‌های شبانه
    می‌خورد بر مرد تنها
    می‌چکد بر فرش خانه
    باز می‌آید صدای چک چک غم
    باز ماتم
    من به پشت شیشه تنهایی افتاده
    نمی‌دانم، نمی‌فهمم
    کجای قطره‌های بی کسی زیباست؟
    نمی‌فهمم، چرا مردم نمی‌فهمند
    که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می‌لرزد
    کجای ذلتش زیباست؟
    نمی‌فهمم
    کجای اشک یک بابا
    که سقفی از گل و آهن به زور چکمه باران
    به روی همسر و پروانه‌های مرده‌اش آرام باریده
    کجایش بوی عشق و عاشقی دارد؟
    نمی‌دانم
    نمی‌دانم چرا مردم نمی‌دانند
    که باران عشق تنها نیست
    صدای ممتدش در امتداد رنج این دل‌هاست
    کجای مرگ ما زیباست؟
    نمی‌فهمم
    یاد آرم روز باران را
    یاد آرم مادرم در کنج باران مُرد
    کودکی ده ساله بودم
    می‌دویدم زیر باران، از برای نان
    مادرم افتاد
    مادرم در کوچه‌های پست شهر آرام جان می‌داد
    فقط من بودم و باران و گل‌های خیابان بود
    نمی‌دانم
    کجای این لجن زیباست؟
    بشنو از من، کودک منپیش چشم مرد فردا
    که باران هست زیبا، از برای مردم زیبای بالادست
    و آن باران که عشق دارد، فقط جاری ست بر عاشقان مست
    و باران من و تو درد و غم دارد.
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  6. چترها را باید بست
    زیر باران باید رفت
    فکر را خاطره را زیر باران باید برد
    با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
    دوست را زیر باران باید برد
    عشق را زیر باران باید جست
    زیر باران باید با زن خوابید
    زیر باران باید بازی کرد
    زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت
    زندگی تر شدن پی در پی زندگی آب تنی کردن در حوضچه "اکنون" است
    رخت ها را بکنیم
    آب در یک قدمی است .
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  7. در اين دنيای دَرَندَشت
    هر چيزی به نحوی بالاخره زندگی می‌کند.
    باران که بيايد
    بيد هم دشمنی‌های خود را با اَرّه
    فراموش خواهد کرد
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  8. آخرین برگ سفرنامه ی باران
    این است
    که زمین چرکین است
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  9. زير باران بيا قدم بزنيم
    حرف نشنيده اي به هم بزنيم
    نو بگوييم و نو بينديشيم
    عادت كهنه را به هم بزنيم
    و زباران كمي بياموزيم
    كه بباريم و حرف كم بزنيم
    كم بباريم اگر، ولي همه جا
    عالمي را به چهره نم بزنيم
    چتر را تا كنيم و خيس شويم
    لحظه اي پشت پا به غم بزنيم
    سخن از عشق خود بخود زيباست
    سخن عاشقانه اي به هم بزنيم
    قلم زندگي به دست دل استزندگي را بيا رقم بزنيم
    «سالكم» قطره ها در انتظار تواند
    زير باران بيا قدم بزنيم
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  10. من نمیگویم درین عالم
    گرم پو، تابنده، هستی بخش
    چون خورشید باش
    تا توانیپاک، روشن
    مثل باران
    مثل مروارید باش
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.