[h=1]اطلاعات عمومی آذربایجان[/h] [TABLE="width: 550, align: center"] [TR] [TD="bgcolor: #FFFFCC"][/TD] [TD="bgcolor: #FFFFCC"] [/TD] [TD="bgcolor: #FFFFCC"][/TD] [/TR] [/TABLE] [h=3]جمهوری آذربایجان[/h] جمهوری آذربایجان بزرگترین کشور lمنطقه قفقاز می باشد و پایتخت آن شهر باکو است. این کشور در گذرگاه اروپا و آسیای جنوبغربی و در کنار دریای خزر واقع شده است. کشورهای ارمنستان و ترکیه در سمت غرب، کشور ایران در سمت جنوب، روسیه در سمت شمال و کشور گرجستان در سمت شمالغربی جمهوری آذربایجان قرار دارند. مرز آبی این کشور با کشورهای ترکمنستان و قزاقستان بواسطه دریای خزر می باشد. در سال ۲۰۱۲ میلادی کشور آذربایجان در حدود۹/۱۲۵ میلیون نفر جمعیت داشت. تولید ناخالص داخلی این کشور در همین سال معادل ۷۲ میلیارد دلار (بر اساس ارزش اسمی) و بیش از ۹۷ میلیارد دلار (بر اساس قدرت خرید) بوده است که تولید ناخاصل سرانه اهالی کشور را به ترتیب معادل ۷،۸۵۰ و ۱۰،۵۶۸ دلار میکند. جمهوری آذربایجان اولین کشوری است که با اکثریت مسلمان دارای هنرهای اپرا و تئاتر می باشد و این کشور میراث فرهنگی و تاریخی بسیار زیادی را دارا است. در سال ۱۹۱۸ میلادی جمهوری دمکراتیک آذربایجان تاسیس شد و دو سال بعد از آن به اتحاد جماهیر شوروی پیوست و در سال ۱۹۹۱ میلادی اعلام استقلال نمود. در جریان جنگ قره باغ ، ارمنستان بخش کوهستانی و مناطق پیرامون و درونی کرکی ، یوخاری اسکیپارا، برخودارلی و سفولو را اشغال کرد. جمهوری قره باغ با وجود اینکه هیچ کشوری آن را به رسمیت نشناخته است هنوز هویت خود را حفظ کرده است، با این حال از سوی سایر کشورها بخشی از کشور آذربایجان شمرده می شود. بخش دیگر این کشور ، جمهوری خودمختار نخجوان است که از خاک اصلی جمهوری آذربایجان جدا مانده است. استان خود مختار قره باغ کوهستانی نیز از بخش های فدرال این کشور به حساب می آیند. در جریان جنگ قره باغ ، این ناحیه و هفت بخش پیرامون آن که در جنوبغربی آذربایجان قرار دارند به اشغال نیروهای ارمنستان درآمد. حکومت جمهوری آذربایجان از یک جمهوری پارلمانی و چند حزبی با یک مجلس قانون گذاری تشکیل شده است و از سال ۲۰۰۱ میلادی این جمهوری سکولار به عضویت شورای اروپا درآمده است. [h=3]دین و زبان[/h] اکثریت جمعیت جمهوری آذربایجان را مسلمانان شیعه تشکیل می دهند و زبان رسمی آنها ترکی آذربایجانی می باشد. ترکی آذربایجانی از لحاظ تقسیمات زبانی از دسته ترکی جنوب غربی یا به عبارتی ترکی اوغوز است و در مجموع ترکی استانبولی، ترکمنی و ترکی آذربایجانی در این گروه قرار می گیرند. در کنار ترکی آذربایجانی، زبان های روسی، ارمنی، لزگی، کردی و تالشی و تاتی نیز در جمهوری آذربایجان صحبت می شود. [h=3]وجه تسمیه[/h] در گذشته و تا سال ۱۹۱۸ میلادی مصادف با ۱۲۹۷ شمسی این کشور با نام آلبانیا خوانده می شد. در نوشته ای مربوط به سده دو میلادی به خط و زبان یونانی باستان که از روستای «بویوک دَکَن» در نوخاری قفقاز به دست آمده بود نام «آلبانیا» دیده شده است. پلیبیوس و استرابون نیز که از مورخان باستان و به نامی هستند نیز در نوشته های خود نام «آلبانیا» را آورده اند و در منابع پارتی این اسم به صورت «اردان» آورده شده است و همچنین اران و الران نیز نامهایی است که در منابع عهد اسلامی به چشم می خورد که به احتمال زیاد با نام پارتی اردان مرتبط می باشد. نام های اران و شروان نیز در بعضی مواقع به عنوان نام این کشور برده شده است. لشکر کشی تیمور و داستان ترکمان های آق قویونلو و قره قوینلو موجب شد کم کم نام اران از کتاب ها محو گردد. در سال ۱۹۱۱ میلادی، این سرزمین در جنگ ایران و روسیه به خاک روسیه پیوست و حزب مساوات در اراضی کنونی جمهوری آذربایجان تاسیس شد. قیام مسلحانه ای که مساواتیان در مارس ۱۹۱۸ میلادی در باکو ترتیب دادند، به دیگر نواحی نیز کشیده شد و در نهایت در تاریخ ۲۷ مه سال ۱۹۱۸ میلادی دولتی با نام جمهوری آذربایجان در شهر تفلیس تشکیل گردید که اعلام استقلال نمود. دولت مساواتیان در پایان دهه ی دوم قرن بیستم یعنی پایان سال ۱۹۱۹ میلادیو اوایل سال ۱۹۲۰ میلادی بحران سیاسی و اقتصادی را تجربه کرد و در همان دوران در نواحی مغان و لنکران دولت شوروی تاسیس شد و در ۲۶ آوریل ۱۹۲۰ میلادی کمیته ی موقت انقلاب را نریمان نریمانف ایجاد کرد و دو روز بعد از آن دولت مساواتیان از بین رفت به این ترتیب در باکو قدرت به دست کمیته انقلاب افتاد و به دولت جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان تغییر نام داد. به گفته ی تورج دریایی ، استالین برای مداخله در امور ایران نام این منطقه را از آران به آذربایجان تغییر داد تا خاری در چشم ایران باشد. [h=3]جغرافیا[/h] جمهوری آذربایجان از شمال توسط کوه های قفقاز، از جنوب به وسیله رودخانه ارس و از شرق توسط دریای خزر محصور شده است. سه رشته کوه قفقاز بزرگ در شمال، قفقاز کوچک در غرب و کوههای تالش در جنوب، این کشور را احاطه کرده اند. این کوهها ۴۰ درصد از مساحت جمهوری آذربایجان را در برگرفته است و قله کوه بازاردوزو (Bazardüzü) با ارتفاع ۴۴۶۶ متر بلندترین نقطه آن می باشد. نواحی میانی شامل جلگههای آران مرکزی، مغان و میل و سواحل دریای خزر کم ارتفاع و پست می باشد و ارتفاع در پستترین قسمت ۲۸ متر پایینتر از سطح دریاهای آزاد است. جمهوری آذربایجان یک کشور محاط در خشکی می باشد و این کشور در پیرامون دریای خزر، که یک دریای بسته است، واقع شده است و طول خط ساحلی آن ۸۰۰ کیلومتر می باشد. تنوع زیستی و گیاهی آذربایجان به دلیل تنوع آب و هوا بسیار زیاد است به گونهای که تنها بیش از ۴۵۰۰ گونه گیاه در کوهستانهای آذربایجان مشاهده میشود. از لحاظ آب و هوایی، جمهوری آذربایجان دارای چندین نوع آب و هوا می باشد و به طوریکه از ۱۱ گونه ناحیه آب و هوایی، ۹ گونه ناحیه در کشور آذربایجان وجود دارد. میانگین درجه هوا در مناطق جلگهای شمال و شرق کشور تا ۶ درجه سانتیگراد در زمستان و ۳۶ درجه سانتیگراد در تابستان میرسد، در حالیکه در مناطق کوهستانی غربی زمستانها تا منهای ۹ درجه در زمستان و ۱۲ درجه سانتیگراد در تابستان میرسد. پایینترین دمای مطلق در اردوباد به میزان منهای 23 درجه سانتیگراد و بالاترین دمای مطلق در جلفا به میزان ۴۶ درجه سانتیگراد ثبت شده است. به طور کلی شمال و شرق کشور دارای آب و هوای نسبتاً خشک و کوهستانی است در حالیکه منطقه جنوب شرقی ، آب و هوای مرطوب و ملایم تری را دارا می باشد. مناطق غربی و شمالی و جنوبی شامل قره باغ و شمال شرقی جمهوری خودمختار نخجوان، دامنه کوههای قفقاز و ناحیه لنکران و آستارا و کوههای تالش بسیار مرطوب می باشند. بیشترین میزان بارش سالانه در لنکران و به میزان ۱۶۰۰ تا ۱۸۰۰ میلیمتر و کمترین میزان بارش سالانه به میزان ۲۰۰ تا ۳۵۰ میلیمتر در آبشوران روی میدهد. مناطق مرکزی شامل جلگههای وسیع مستعد کشاورزی است که توسط رود کورا و ارس آبرسانی میگردند. [h=3] تقسیمات کشوری[/h] جمهوری آذربایجان به ۵۹ بخش، ۱۱ شهر و ۱ جمهوری خودمختار تقسیم شده است. جمهوری خودمختار نخجوان دارای ۷ بخش است و بدین ترتیب، این کشور جمعاً به ۶۶ بخش تقسیم شده است. علاوه بر این، جمهوری آذربایجان به ۱۰ ناحیه اقتصادی تقسیم گردیده است و هر ناحیه اقتصادی شامل چند بخش میباشد. نواحی اقتصادی جمهوری آذربایجان عبارتند از: [TABLE="width: 550"] [TR] [TD="align: justify"] آبشوران قوبا-خاچماز داغلیق شیروان شکی-زاکاتالا گنجه-قازاخ [/TD] [TD="align: justify"] یوخاری قاراباغ کلبجر-لاچین کورا کورای مرکزی لنکران-آستارا [/TD] [/TR] [/TABLE] [h=3] شهرهای مهم[/h] [TABLE="width: 1084"] [TR] [TD="bgcolor: #FFCC00, align: center"]ردیف[/TD] [TD="bgcolor: #FFCC00, align: center"]نام شهر[/TD] [TD="bgcolor: #FFCC00, align: center"]جمعیت[/TD] [TD="bgcolor: #FFCC00, align: center"]ردیف[/TD] [TD="bgcolor: #FFCC00, align: center"]نام شهر[/TD] [TD="bgcolor: #FFCC00, align: center"]جمعیت[/TD] [/TR] [TR] [TD="align: justify"]1[/TD] [TD="align: justify"]باکو[/TD] [TD="align: justify"]1،917،000[/TD] [TD="align: justify"]11[/TD] [TD="align: justify"]خان کندی[/TD] [TD="align: justify"][FONT=tahoma, geneva, sans-serif]55،282[/FONT][/TD] [/TR] [TR] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]2[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]گنجه[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]323،760[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]12[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]لنکران[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]50،534[/TD] [/TR] [TR] [TD="align: justify"]3[/TD] [TD="align: justify"]سومقاییت[/TD] [TD="align: justify"]282،280[/TD] [TD="align: justify"]13[/TD] [TD="align: justify"]رسول زاده[/TD] [TD="align: justify"]48،716[/TD] [/TR] [TR] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]۴[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]مینگچویر (Mingəçevir)[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]۱۰۰٬۷۷۸[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]۱۴[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]بیله جری (Biləcəri)[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]۴۵٬۶۷۸[/TD] [/TR] [TR] [TD="align: justify"]۵[/TD] [TD="align: justify"]قاراچوخور(Qaraçuxur)[/TD] [TD="align: justify"]۷۸٬۷۳۰[/TD] [TD="align: justify"]۱۵[/TD] [TD="align: justify"]مشتاغا(Maştağa)[/TD] [TD="align: justify"]۴۲٬۶۳۵[/TD] [/TR] [TR] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]۶[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]شیروان (Şirvan)[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]۷۶٬۶۴۸[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]۱۶[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]آغدام (Ağdam)[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]۴۲٬۵۸۷[/TD] [/TR] [TR] [TD="align: justify"]۷[/TD] [TD="align: justify"]نخجوان (Naxçıvan)[/TD] [TD="align: justify"]۷۵٬۹۷۲[/TD] [TD="align: justify"]۱۷[/TD] [TD="align: justify"]بردع (Bərdə)[/TD] [TD="align: justify"]۴۰٬۷۴۱[/TD] [/TR] [TR] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]۸[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]باکیخانوف(Bakıxanov)[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]۷۱٬۸۳۶[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]۱۸[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]خاچماز (Xaçmaz)[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]۴۰٬۳۹۱[/TD] [/TR] [TR] [TD="align: justify"]۹[/TD] [TD="align: justify"]شکی (Şəki)[/TD] [TD="align: justify"]۶۵٬۶۱۶[/TD] [TD="align: justify"]۱۹[/TD] [TD="align: justify"]جلیلآباد (Cəlilabad)[/TD] [TD="align: justify"]۳۹٬۹۷۴[/TD] [/TR] [TR] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]۱۰[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]یولاخ (Yevlax)[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]۵۷٬۴۴۹[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]۲۰[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]هوسان(Hövsan)[/TD] [TD="bgcolor: #CCCCCC"]۳۸٬۶۷۵[/TD] [/TR] [TR] [TD="colspan: 9, align: justify"] توضیح: جمعیت شهرها بر اساس آمار سال ۲۰۰۹ می باشد[/TD] [/TR] [/TABLE] [h=3]تاریخ[/h] [h=3]دوره پیش از تاریخ[/h] سابقه حضور بشر در جمهوری آذربایجان به هزاران سال قبل باز میگردد و کاوشهای غار آزیخ در بخش فضولی وجود آثار بسیاری از زندگی بشر به قدمت ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار سال را نمایان می سازد. سنگ نگارههای قبوستان نیز تاریخی ۱۲ هزارساله دارند. در قرن نهم قبل از میلاد، آریاییها در این ناحیهای که هم اکنون جمهوری آذربایجان نامیده میشود، سکنی گزیدند و سپس به دنبال آنان مادها و سپس هخامنشیان به رهبری کوروش بر منطقه حاکم گشتند. با حمله اسکندر، دوران حکمرانی حاکمان وابسته به او در این منطقه آغاز گردید اما در دورههایی حاکمان محلی با دادن خراج ، حکومتهای محلی خود را برپا میداشتند. [h=3] دوره باستان[/h] در فاصله قرن اول تا سوم میلادی ، رومیان بر این منطقه مسلط شدند و نام آن را آلبانیا نهادند و در این دوران، پادشاهی مسیحی در آلبانیای قفقاز پدیدار گردید اما در سال ۲۵۲-۲۵۳ پس از میلاد، منطقه به دست شاپور اول ساسانی افتاد و کشمکش برای به دست گرفتن کنترل منطقه بین رومیها، پادشاهان ساسانی و حکام محلی ادامه داشت و قدرت بین آنها دست به دست می گشت. [h=3] دوره اسلام[/h] در زمان ظهور اسلام، سلسله مسیحی مهرانیها در آلبانیای قفقاز حاکم بودند و آنان همواره توسط ترکان خزر از سمت شمال و اعراب از سمت جنوب مورد تهدید واقع میشدند. اعراب مسلمان پس از شکست دادن رومیان و ساسانیان به سوی آذربایجان لشکرکشی کردند و پس از درهم شکستن مقاومت مسیحیان به رهبری جوانشیر در سال ۶۶۷ میلادی بر این ناحیه حاکم شدند. [h=3] شروانشاهان[/h] از اواخر قرن دوم شمسی ،شروانشاهان حکومت منطقه آذربایجان را در دست گرفتند و آنان با آمدن سلجوقیان نیز همچنان بر مسند قدرت باقی ماندند چرا که به آنان خراج میدادند و این سلسله تا زمان انقراضش در سال ۹۱۷ خورشیدی (۹۴۵ قمری) به دست شاه طهماسب یکم صفوی، در قسمتهایی از آذربایجان به ویژه ناحیه شمالشرقی این جمهوری به صورت حکمرانی حاکمان محلی اداره میشد. [h=3] غزنویان و سلجوقیان[/h] در اوایل قرن پنجم شمسی، غزنویان بر این منطقه مسلط شدند و آنان اولین حکومت ترک تبار در منطقه بودند و در تغییر ترکیب جمعیتی و زبانی آذربایجان نقش عمدهای داشتند. بدنبال غزنویان، سلجوقیان که حکومتی ترک تبار بودند نیز بر منطقه حاکم شدند. این دوران، دوران شکوفایی ادبیات فارسی در منطقه نیز میباشد و مشهورترین شاعران این دوران، نظامی گنجوی و خاقانی شروانی میباشند. [h=3] حمله مغول و تیمور[/h] در قرون سیزده و چهارده میلادی با هجوم مغولها و تاتارها (تیمور لنگ) سلسلههای محلی برچیده شدند و در قرن پانزدهم میلادی خان های محلی تحت سلطه آق قویونلوها و تا به سلطنت رسیدن شاه اسماعیل صفوی بر قسمت عمده ای از اران، شروان و قره باغ تسلط داشتند. آران و شروان (جمهوریآذربایجان) جزء اولین مناطقی بودند که شاه اسماعیل یکم صفوی تحت سلطه خود در آورد و بعد از جنگ تاریخی چالدران این منطقه به اشغال ترکان عثمانی درآمد تا دوباره هشتاد سال بعد ایرانیان و بواسطه شاه عباس موفق به باز پس گیری این منطقه گردیدند. [h=3] افشاریه و قاجاریه[/h] در قرون بعدی نیز این منطقه تحت حاکمیت سلسله افشاریه و سپس این سرزمین تحت حاکمیت قاجاریه قرار داشت و در نهایت در سالهای ۱۱۹۳ و ۱۲۰۷ خورشیدی در پی پیمان گلستان و ترکمانچای میان ایران و روسیه، این منطقه از ایران جدا شد و به روسیه تزاری پیوست. [h=3] سلطه تزارها بر آذربایجان[/h] پس از انعقاد پیمان گلستان و ترکمانچای میان کشورهای ایران و روسیه، تزارها کنترل منطقه قفقاز را در دست گرفتند اما همچنان نفوذ فرهنگی و معنوی ایران و عثمانی در این منطقه بیشر از نفوذ روسیه بود. در این دوره روسها سرمایه گذاری بسیار اندکی در این ناحیه کردند اما با استخراج نفت در این منطقه توجه به آذربایجان بیشتر شد و اقتصاد محلی نیز رونق گرفت. در این دوره جمعیت شهر باکو به طور چشمگیری افزایش یافت و مهاجران روس یک سوم جمعیت شهر را تشکیل میدادند و ارامنه نیز در دوایر رسمی مشغول بکار بودند. اینگونه تضادهای اجتماعی باعث وقوع شورشهایی در سال ۱۹۰۵ میلادی گردید. در دایرةالمعارف بزرگ شوروی آمده است که «در اواسط سدهٔ ۱۱م (۵ ه. ق) هجوم اقوام ترک ازجمله غُزان و دیگران که خاندان سلجوقی در رأس آنها قرار داشتند به سرزمین اران و شیروان آغاز گردید» و از این عبارت معلوم میگردد که این منطقه جزئی از ایران بوده است. چند خاننشین، ملکنشینو سلطاننشین کوچک در این منطقه پدید آمد که در نیمهٔ دوم سدهٔ ۱۲ق/نیمه دوم سدهٔ ۱۸م شمار آنها به ۱۵ عدد رسید. عمدهترین آنها عبارت بودند از: خاننشینهای باکو، گنجه، دربند، قُبه (قوبا = کوبا)، قره باغ، نخجوان، طالش، شَکی، شروان، ایروان، کوتکاشِن، قَبَله و شَمشادیل. سلطاننشینهای کوچک نیز بعضی مستقل و بعضی دیگر تابع خانها بودند و به عنوان نمونه سلطاننشینهای آرش، ایلیسو و کوتکاشن از خان شکی و ملکنشینها از خان قره باغ تبعیت میکردند. در تاریخ ۱۴ و ۲۱ مه سال ۱۸۰۵ میلادی در اردوگاه ارتش روسیه واقع در ساحل کورکچای موافقتنامهای به امضا رسید که طبق آن، خان های قره باغ و شکی تابعیّت دولت روسیه را پذیرفتند و پس از پایان جنگهای ایران و روس که بخشی از این سرزمین به اشغال روسیه درآمد و در پی انعقاد معاهدهٔ ترکمانچای، بعضی خان ها ازجمله خان های اردوباد و نخجوان، الحاق خود را به امپراتوری روسیه اعلام نمودند. [h=3] سقوط تزارها و استقلال آذربایجان[/h] در آغاز قرن بیستم میلادی، رشد صنایع و تفکرات اصلاح طلبانه در آذربایجان شکل گرفت و در سال ۱۹۰۳ میلادی حزب چپگرای همت با هدف دفاع از زبان و فرهنگ آذربایجانی تشکیل گردید. در سال ۱۹۱۲ میلادی با انشعاب در حزب همت، حزب مساوات پدید آمد و به دنبال سقوط تزارها نیز حزب بلشویک که متشکل از ارامنه و روسها بود سعی در تشکیل دولتی کمونیستی در این منطقه را داشتند که با مخالفت مردم مسلمان روبرو گردید و با تشکیل ارتش اسلام این حرکت ناکام ماند و سرانجام در روز ۱۸ می سال ۱۹۱۸ میلادی، جمهوری آذربایجان با عنوان جمهوری دمکراتیک آذربایجان توسط محمد امین رسولزاده، رهبر حزب مساوات، استقلال خود را اعلام نمود. کشتار شوشی که به نسل کشی سی هزار ارمنی انجامید نیز از وقایع مهم همین دوره می باشد. این حکومت اولین حکومت جمهوری در میان کشورهای مسلمان بود و تلاش جمهوری دمکراتیکآذربایجان برای آغاز گفتگو با ایران، با هجوم بلشویکها ناکام ماند و این کشور نوبنیاد تنها دوسال پس از کسب استقلال تحت سلطه اتحاد جماهیر شوروی درآمد. [h=3] در اتحاد جماهیر شوروی[/h] از سال ۱۹۲۰ میلادی و با پیروزی بلشویکها، جمهوری آذربایجان به مدت ۷۱ سال و تا سال ۱۹۹۲ میلادی، با نام جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی به عنوان یکی از جمهوریهای تشکیل دهندهٔ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود. از سال ۱۹۲۲ تا سال ۱۹۳۶ میلادی، این کشور بخشی از جمهوری سوسیالیستی منطقه قفقاز شوروی به شمار می رفت و همانند کشورهای گرجستان و ارمنستان، در این برهه از زمان دچار گسترش شهرنشینی گردید و با پیشرفتهای گسترده اقتصادی، به یک منطقه صنعتی مبدل شد. شهرنشینی، آموزش و پرورش و پویایی اجتماعی در جمهوری آذربایجان موجب بروز تضادهای اجتماعی بین کلان شهر باکو، و مناطق سنتی عقب مانده و روستایی گردید. در این جمهوری آموزش به زبان آذربایجانی بود و مقامات مهم اجرایی نیز آذربایجانی بودند اما به ویژه در دوره حکومت استالین (۱۹۲۸-۱۹۵۳م) و رهبری باقروف بر حزب کمونیست آذربایجان، این جمهوری شدیداً تحت سلطه حکومت مسکو بود و پس از مرگ وی استقلال این جمهوری بیشتر شد و فرصتهای بیشتری برای رشد و شکوفایی نخبگان سیاسی و فکری این کشور فراهم گردید. این نخبگان در هنگام بروز نزاع با ارمنیان قره باغ، در فوریه سال ۱۹۸۸ میلادی، در بین رهبران جبههٔ خلقآذربایجان (اپوزیسیون) و هم مخالفان کمونیستشان حضور داشتند. در سالهای ۱۹۸۸ و ۱۹۹۰ میلادی، خشونت بر ضد ارمنیان به ترتیب در سومقائیت، و باکو بروز کرد و در نتیجه در سال ۱۹۹۰ میلادی حکومت مسکو را واداشت تا دست به عملیات نظامی علیه جمهوری آذربایجان بزند. [h=3] استقلال مجدد[/h] در پی کودتای نافرجام علیه گورباچف، رهبر شوروی، در اوت سال ۱۹۹۱ میلادی، جمهوری آذربایجاناعلام استقلال نمود و ایاز مطلب اف، رهبر حزب کمونیست به عنوان نخستین رئیسجمهور انتخاب شد. گروه اپوزیسیون جبههٔ خلق آذربایجان در مهٔ سال ۱۹۹۲ میلادی، مطلب اف را از قدرت برکنار کرد و نامزد آنها ابوالفضل ایلچی بیگ با شعار جدایی از کشورهای مستقل مشترکالمنافع و حفظ سیطره بر قره باغ کوهستانی در انتخاباتی که این جبهه برگزار کرد پیروز شد. [h=3] ریاست جمهوریها[/h] 1. محمدامین رسولزاده: او حزب مساوات را که از سال ۱۳۲۹ خورشیدی تشکیل گردید و از سال ۱۳۳۶ تا سال ۱۳۳۸ در آذربایجان قفقاز در قدرت بود، پایه گذاری کرد و از مبلغان اصلی پانترکیسم (به ترکی: تورکچولوک) به شمار می آمد. 2. ایاز مطلباف از سال ۱۹۹۱ تا سال ۱۹۹۲ میلادی 3. ابوالفضل ایلچیبیگ از سال ۱۹۹۲ تا سال ۱۹۹۳ میلادی 4. حیدر علیاف از سال ۱۹۹۳ تا سال ۱۹۹۸و از سال ۱۹۹۸ تا سال ۲۰۰۳ میلادی 5. الهام علیاف از سال ۲۰۰۳تا سال ۲۰۰۸ و از سال ۲۰۰۸ تا سال ۲۰۱۳ میلادی [h=2] [/h][h=3]جهانگردی[/h] جمهوری اذربایجان در سالهای اخیر تلاشهای زیادی برای رونق صنعت گردشگری خود داشته است و همچنین سال ۲۰۱۱ میلادی در کشور آذربایجان نیز سال گردشگری اذربایجان نامیده شد. کشور آذربایجان در سال ۲۰۱۰ میلادی میزبان بیش از دو و نیم میلیون گردشگر بوده است و در سالهای اخیر نیز سهم گردشگری آذربایجان، بیشتر کشورهای اوکراین، قزاقستان، ایران، گرجستان، اردن، بحرین، آلمان، استرالیا، بلغارستان و فنلاند بوده است. میراث فرهنگی و معماری ملی و اسلامی از مهمترین عاملهای ثبات در جمهوری آذربایجان محسوب میشود. این کشور بهعنوان دومین کشور شیعه در جهان، با میراثهای معماری، آداب و رسوم، تنوع فرهنگی، انواع پوشاک، صنایع دستی، غذاهای سنتی و چشماندازهای جغرافیایی و طبیعی از نظر جهانگردی قابل توجه بوده است و همه ساله هزاران گردشگر خارجی را به سمت جمهوری آذربایجان جذب می نماید که از نظر اقتصادی نیز تأثیر به سزایی در رشد اقتصادی این کشور دارد. [h=3] اقتصاد[/h] جمهوری آذربایجان در مقایسه با جمهوری های تازه استقلال یافته مجاور خود و با توجه به بهره برداری از منابع نفتی خود که طبق آمار سال ۲۰۰۸ میلادی برابر ۷ میلیارد بشکه بوده است که حدود یک درصد از ذخایر اثبات شده در جهان می باشد و همچنین در حال حاضر در منطقه ، یک صادرکننده محصولات گازی نیز محسوب میشود و همچنین سرمایه گذاری هایی که پس از استقلال در این کشور صورت گرفت، توسعه بیشتری پیدا کرد و با وجود این موضوع، بعد از استقلال این کشور، تورم فزاینده ناشی از آثار جنگ قرهباغ همراه با سیاستهای آزادسازی قیمتها و خصوصی سازی اقتصاد موجب شد که مردم جمهوری آذربایجان تحت فشارهای شدید اقتصادی قرار گیرند و قدرت خرید آنها به سرعت کاهش یابد ولی از سال۱۹۹۶ میلادی، افزایش درآمدهای حاصل از قراردادهای نفتی بینالمللی، روند رو به رشد سرمایه گذاری خارجی، اعتبارات صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی و مساعدت کشورهای اروپایی موجب گردید تا اقتصاد نابسامان این کشور کمی رو به بهبود برود. در سال ۲۰۰۷ میلادی از تعداد کل شاغلان در بخش اقتصادی ۷۰ درصد در بخش خصوصی مشغول به کار بودند و تعداد بیکاران ۲۸۱ هزار نفر بوده است. جمهوری آذربایجان برای ثبات بخشیدن به اوضاع اقتصادی و با کمک صندوق بینالمللی پول، دو برنامهٔ اقتصادی را به اجرا درآورد و توانسته است میزان تورم را کاهش دهد. میزان تورم در این کشور از ۴۱۱ درصد در سال ۱۹۹۵ میلادی به ۲۰ درصد در سال ۱۹۹۶ میلادی و ۷/۳ درصد در سال ۱۹۹۷ میلادی و صفر درصد در سال ۱۹۹۸ میلادی و منهای پنج درصد در نیمه نخست سال ۲۰۰۰ میلادی کاهش یافته است. در سال ۲۰۰۸ میلادی جمهوری آذربایجان بنا به گزارش بانک جهانی به عنوان برترین کشور از نظر اجرای برنامههای اصلاحات اقتصادی از بین ۱۰ کشور انتخاب شده است و جزء ده کشوری که جزئیات اطلاعات اقتصادی خود را در اختیار بانک جهانی قرار دادند، بودهاست و در رتبه نخست قرار گرفت. [h=3] نظامی[/h] تاریخ ارتش آذربایجان به زمان جمهوری دموکراتیک آذربایجان در سال ۱۹۱۸ میلادی که ارتش ملی تازه شکل گرفته بود، باز میگردد. زمانیکه جمهوری آذربایجان استقلال خود را پس از فروپاشی شوروی سویالیستی بدست آورد، بر پایه قانون در سال ۱۹۹۱ میلادی ارتش جمهوری آذربایجان تاسیس گردید و از سال ۲۰۰۲ میلادی ارتش آذربایجان دارای ۹۵،۰۰۰ پرسنل نظامی فعال و همچنین دارای ۱۷،۰۰۰ نیروی شبه نظامی می باشد. نیروهای نظامی دارای سه شاخه نیروهای دریایی، هوایی و زمینی هستند و افزون بر این شاخههای اصلی، نیروی نظامی آذربایجان دارای زیر شاخههایی نیز می باشد که در موقع لزوم میتوانند در دفاع از کشور کمک نمایند که این نیروها شامل گارد ساحلی، مرزبانان و نیروهای انتظامی داخلی هستند. گارد ملی آذربایجان یک نیروی بیشتر شبه نظامی است که یک نهاد نیمه مستقل ویژه از سرویس حفاظت دولتی می باشد که زیر نظر مستقیم رئیس جمهور اداره میشود. آذربایجان پیمان نیروهای مسلح متعارف در اروپا )سی اف ای( را نیز امضا کردهاست و این کشور همکاری نزدیکی با ناتو در پروژهای حفاظت از صلح دارد. آذربایجان ۱۵۱ نیروی حافظ صلح در عراق و ۱۸۴ نیرو در افغانستان دارد. بودجه نظامی آذربایجان برای سال ۲۰۱۱ میلادی معادل ۴٫۴۶ میلیارد دلار بوده است. آذربایجان دارای صنایع دفاعی تولید اسلحه سبک، سیستمهای کوچک توپخانه و برخی وسایل نقلیه نظامی است. ارتش آذربایجان همکاریهای تمرینی با گارد ملی اوکلاهاما نیز داشته است. [h=3] سیاست[/h] به دنبال استقلال جمهوری آذربایجان، فعالیتهای سیاسی در این جمهوری به شدت افزایش یافت و یکی از بزرگترین سازمانهای سیاسی اپوزیسیون جبههٔ خلق آذربایجان حول ملی گرایی و دفاع در مقابل حملات ارمنستان تشکیل گردید و همچنین این سازمان در مراحل بعدی فراکسیونهایی با اندیشههای پان ترکیستی نیز تشکیل داد. در اولین دوره انتخابات ریاستجمهوری، ابوالفضل ایلچیبیگ با اندیشههای قومگرایانه به این مقام دست یافت و بعد از انتخاب ایلچیبیگ، وی به همراه وزیر کشور خود اسکندر حمیدف در چندین نوبت خواستار تشکیل ترکیه بزرگ که تمام نواحی شمالی ایران را در بر می گرفت، نیز شدند. پس از شکستهای پیاپی در جنگ با ارمنستان و شکست تقریباً تمامی سیاستهای وی و همچنین چندین قیام خونین در چندین شهر از جمله گنجه، حیدر علیاف رئیس وقت پارلمان طی یک کودتای بدون خونریزی قدرت را در دست گرفت و ایلچیبیگ به تبعید فرستاده شد. در زمان ریاست جمهوری وی و پسرش روابط با ایران بهتدریج گرمتر شد تا جاییکه روسای جمهور هر دو کشور در چندین نوبت به کشور یکدیگر سفر کردهاند و جمهوری آذربایجان کنسولگری خود را در شهر تبریز نیز افتتاح کرد و حتی علیاف پسر، به شهر تبریز نیز سفر کرده است و با تجار آنجا دیدار نمود و موافقتنامههای زیادی نیز در زمینههای تجاری، ورزشی، فرهنگی و مرزی بین دو کشور بسته شده است. متاسفانه در سالهای اخیر جریانات ضد ایرانی تحت حاکمیت الهام علی اف دوباره شدت گرفته است. [h=3] مسایل مورد مناقشه[/h] در پی گسسته شدن اتحاد جماهیر شوروی و آغاز درگیریهای قومی، تعداد کثیری از ساکنان ارمنی منطقه قرهباغ با مداخله ارتش جمهوری ارمنستان موفق به کنترل این ناحیه و شش ناحیه غیر ارمنی نشین شدند و جمهوری قرهباغ که کنترل بیست درصد از اراضی جمهوری آذربایجان را دارد تا کنون توسط هیچ کشوری به رسمیت شناخته نشده است و از هر لحاظ تحت نفوذ و حاکمیت ارمنستان میباشد. در اثر این جنگها در حدود یک میلیون از اهالی آذری، ارمنی و کرد جنگزده و بی خانمان گشته اند و تعداد کثیری هم هنوز در پناهگاههای موقتی و نیمه موقتی بسر میبرند. [h=3] مردم[/h] قوم آذربایجانی که اکثریت مردم این کشور را تشکیل میدهند، مردمی عمدتاً شیعه مذهب، ترکزبان و با فرهنگ ایرانی می باشند و به نوشته دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، در این قوم، عنصر غالبِ ترک می باشد که پیامد مهاجرت اقوام ترک، بهویژه سلجوقیانِ اُغوز در سدهٔ ۱۱ م/۵ ق، به این سرزمین بوده است و با ساکنان کهن این سرزمین یعنی ایرانیان و دیگر مردمانی که از روزگار باستان در ماوراء قفقاز میزیستهاند، ترکیب شده است. مطالعات ژنتیکی جدید نشان داده است که آنها هم از نظر میتوکندری دیانای، که نسب مادری را نشان میدهد و هم از نظر کروموزوم ایگرگ، که نسب پدری را مشخص می نماید، به همسایگان جغرافیایی خود یعنی اقوام قفقازی، گویشوران به زبانهای قفقازی، شبیهترند تا به خویشان زبانی خود یعنی اقوام ترک تبار در نقاط دیگر دنیا. خصوصیات ژنتیکی قفقازیها نیز در مجموع چیزی بین اروپاییها و ساکنان خاورمیانه می باشد که در ریشه مادری شباهت بیشتری را به اروپاییها و درریشه پدری شباهت بیشتری را به خاورمیانهایها نشان میدهد. این نتایج ایده جابجایی زبانی آذربایجانیها را تقویت میکند و نشان میدهد که گروههای مهاجرآن قدر کوچک بودهاند که سهم ژنتیکی آنها در جمعیت فعلی قابل مشاهده نیست. براساس سرشماری سال ۱۹۹۹ میلادی، ۹۰٫۶ درصد از جمعیت جمهوری آذربایجان را آذربایجانی، ۲٫۲ درصد را لزگی ، ۱٫۸ درصد را روس و ۱٫۵ درصد را ارمنی تشکیل میدهند، البته تقریباً تمامی ارمنیها در منطقهٔ خود مختار قرهباغ کوهستانی زندگی میکنند. براساس سرشماری سال ۱۹۸۹ میلادی شوروی، حدود ۲۶۲٬۰۰۰ نفر غیر آذربایجانی از ۹ قومیت مختلف در این کشور زندگی میکردند که از این میان، ۱۷۱٬۰۰۰ نفر لزگی و ۲۱٬۰۰۰ نفر تالشی بودهاند، اما تالشی ها جمعیت خود را حدود ۲۰۰٬۰۰۰ تا ۳۰۰٬۰۰۰ نفر برآورد میکنند. از جمعیت ۸٬۲۳۸٬۶۷۲ نفری جمهوری آذربایجان، ۵۱ درصد شهرنشین و ۴۹ درصد در روستاها زندگی میکنند و نرخ رشد جمعیت در این کشور ۰٫۷۶۲ درصد می باشد. ۹۳٫۴ درصد از مردم جمهوری آذربایجان، مسلمان و ۲٫۳ درصد ارمنی هستند البته درصد اعتقاد به ادیان در این کشور صوری است چراکه عدهٔ بسیار کمی از مردم عبادت می کنند و واقعاً به دین خود وابستگی دارند. جمهوری آذربایجان به همراه ایران، عراق و بحرین چهار کشوری هستند که در آن شیعیان اکثریت جمعیت را تشکیل میدهند و پس از استقلال از شوروی تعصب اسلامی در این کشور رشد داشته است. اما آمارهای رسمی این کشور در مورد اقلیتهای قومی مورد چالش پژوهشگران قرار گرفته است و در محافل خصوصی نیز خود آذربایجانیها قبول دارند که تعداد لزگیها، تالشها و کردها بسیار بیشتر می باشد. هم اکنون دولت جمهوری آذربایجان سیاست سخت آسیمیله کردن اقلیتهای قومی را پیگیری میکند و باعث گردیده است که بسیاری از لزگیها، تالشها و کردها در این صد سال اخیر در قوم آذربایجانی ادغام شوند و این در حالیست که بر اساس قانون اساسی جمهوری آذربایجان تمام اقوام ساکن این کشور از حق آموزش به زبان مادری و حفظ فرهنگ بومی برخوردارند اما این اصل قانون اساسی کشور به درستی توسط دولت به اجرا در نیامده است و شورای اروپا نیز در گزارش سال ۲۰۰۹ میلادی خود تلاش دولت این کشور را برای حفظ تنوع فرهنگی و فرهنگهای قومی کم دانسته است. [h=3] لزگیها[/h] لزگیها جزو اقوام بومی قفقازی هستند که به یکی از زبانهای خانواده قفقازی صحبت میکنند و برای نمونه پروفسور سوانته کرنل میگوید: این آمارها نشانگر نظرات رسمی دولت می باشد ولی در واقعیت شمار لزگیها روشن نیست. هرچند مقامات رسمی آن را صد و هشتاد هزار نفر ذکر میکنند اما منابع دیگری، تعداد لزگیها را بسیار بیشتر دانسته و آن را در حدود هفتصد هزار نفر میدانند و همچنین در آمار اتنولوگ، حدود لزگیها در جمهوری آذربایجان ۳۶۴٫۰۰۰ نفر ذکر شده است. برپایه آمار رسمی جمهوری آذربایجان، جمعیت لزگیها ۱۷۸،۰۲۱ هزار نفر اعلام شده است. به قول پروفسور کرنول، نریمان رمضانُف یکی از رهبران سیاسی لزگی میگوید که هر چند بسیاری از تالشها، تاتها و کردها، زبانشان را به خاطر سیاستهای آسیمیلاسیون از دست داده اند ولی لزگیها به خاطر روابط با داغستان که سیاست آسیمیله شدن دولت جمهوری آذربایجان در آن وجود ندارد، توانستهاند زبان و فرهنگ خود را بهتر حفظ نمایند. [h=3] کردها[/h] کردها یکی از اقوام ایرانی هستند که تحت فشار سخت آسیمیله، شمار آنها در دوران شوروی و پس از آن کاهش یافته است، به گونهای که اگر یک فرد کرد به جای اینکه خود را یک آذربایجانی معرفی کند بر هویت قومی خویش پافشاری میکرد، قادر به پیداکردن شغل نبود. پروفسور کرنل در رابطه با جمعیت کردها میگوید: «آمار کردها بسیار است، برخی آن را حدود ده درصد از جمعیت کشور برشمردهاند و برخی از منابع کردبه تعداد ۲۰۰٬۰۰۰ نفر کرد در جمهوری آذربایجان اشاره می نمایند اما در آمار رسمی گفته شده است که تنها ۱۲٬۰۰۰ نفر کرد در این کشور زندگی میکنندو دلیل این امر آن است که پس از سال ۱۹۳۰ میلادی به تدریج منابع دولتی قومیت اکثر کردها را به طور عمدی آذربایجانی عنوان کردهاند. [h=3] تالشها[/h] طبق دانشنامهٔ ایران، بیشترین تراکم جمعیت روستاییان در این کشور در نواحی واقع در جنوب شرقی آن است که اکثریت این جمعیت را هم تالشها که آنها نیز ایرانیتبارند، تشکیل میدهند و بسیاری از آداب رسوم کهن خود را نیز حفظ کردهاند. آمار سال ۱۹۲۶ میلادی شوروی، تعداد تالشها را ۷۷٫۰۳۹ نفر ذکر کرده است و آمار سال ۱۹۵۹ میلادی تعداد تالشها را ذکر نکرده است و آنها را جزء آذربایجانیها شمرده است و سپس در سال ۱۹۹۹ میلادی، آمار رسمی جمهوری آذربایجان، تعداد تالشها را ۷۶٫۸۰۰ نفر شمرده شده است یعنی کمتر از سال ۱۹۲۶ میلادی. امروزه نیز مقامات جمهوری آذربایجان تعداد تالشها را همان ۷۶٫۸۰۰ نفر برمیشمرند اما از دیدگاه بسیاری از پژوهشگران تعداد تالشها بسیار بیشتر از این میباشد و این ارقام تنها ناشی از کمشماری اقلیتهای قومی توسط دولت است. پروفسور وارتان گریگوریان این آمارسازی مقامات جمهوری آذربایجان را یک تحریف میداند. همچنین پروفسور کرنول میگوید که حداقل ۲۰۰٫۰۰۰ تا ۴۰۰٫۰۰۰ تالشی در جمهوری آذربایجان وجود دارند و بر اساس آمار اتنولوگ در سال ۱۹۹۶ میلادی تعداد تالشها در این کشور حدود ۸۰۰ هزار نفر، لزگیها ۳۶۴ هزار نفر و کردها ۲۰ هزار نفر بودهاست. در باره آسیمیله کردن تالش ها توسط شوروی و سران جمهوری آذربایجان پروفسور وارتان گریگوریان، استاد دانشگاه و رئیس چند دانشگاه آمریکا،مقاله سنگینی نوشته است. در کل دو علت برای کم شمردن تالشها ذکر شدهاست: 1) فشار بر هویت تالش در دوران شوروی 2) حساسیت برانگیختن از اینکه کسی خود را غیر آذربایجانی معرفی نماید [h=3] تاتها[/h] زبان تاتهای قفقاز، فارسی می باشد و آنکه در ایران تاتی نامیده میشود، نیست. دولت جمهوری آذربایجان در سال ۱۹۹۹ میلادی، جمعیت تاتهای آذربایجان را تنها ۱۰٬۹۲۲ نفر اعلام کرده است و این در حالی است که تا قرن بیستم میلادی تعداد تات زبانها بسیار بیشتر بوده است. برای نمونه در آمار سال ۱۸۸۶ میلادی، شمار تاتها ۱۲۰٫۰۰۰ نفر ذکر شده است و اما پس از حکومت شوروی و در سال ۱۹۲۶ میلادی، تعداد تاتها به ۲۸٫۵۰۰ تقلیل یافته است. بنابر نظر این منبع، تعداد تاتها به خاطر سیاست آسیمیله کاهش یافته است. عباس قلیخان باکیخانوف (قرن نوزدهم) نیز زبان مملکت باکو به علاوه چند نقطه دیگر را نیز تاتی ذکر کرده است و در صفحه ۱۸ کتاب مذکور آمدهاست: هشت قریه در طبرسران که جلقان و روکال و مقاطیر و کماخ و زیدیان و حمیدی و مطاعی و بیلحدی باشند، در حوالی شهری که انوشیروان در محل متصل به دربند تعمیر کرده بود و آثار آن هنوز معلوم است، زبان تات دارند و همچنین در صفحه ۱۹ کتاب یاد شده نیز آمده است: محالات واقع در میان بلوکین شماخی و قدیال که حالا شهر قبه است، مثل حوض و لاهج و قشونلو در شیروان و برمک و شش پاره و پایین بدوق در قبه و تمام مملکت باکو سوای شش قریهٔ تراکمه، همین زبان تات را دارند... قسم قربی مملکت قبه سوای قریهٔ خنالق که ربانی علیحده دارد و ناحیهٔ سموریه و کوره دو محال طبرسران که دره و احمدلو میباشندبه اصطلاحات منطقه، زبان مخصوص دارند و اهالی ترک زبان را مغول مینامند. [h=3] فرهنگ[/h] فرهنگ مردم جمهوری آذربایجان بنا بر موقعیت جغرافیایی و میراث تاریخی متأثر از فرهنگهای مختلف منطقه قفقاز و خاورمیانه از جمله فرهنگهای ایرانی، ترکی، روسی و اسلامی می باشد. در سال ۲۰۰۹ میلادی باکو از طرف سازمانهای یونسکو به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام معرفی گردید و امروزه فرهنگ غربی با شدت بسیار رایج میباشد. به غیر از اکثریت آذربایجانی، اقوام متفاوتی همچون ارمنیها، کردها و تالشیها در جنوب و شرق و لزگیها و یهودی ها و تاتها در شمال به رنگارنگی زبانها و فرهنگ رایج افزودهاند. نرخ باسوادی در این کشور ۹۸٪ ذکر شده است. برگزاری جشن نوروز و موسیقی از نشانههای نزدیکی و تأثیر ماندگار و تاریخی به فرهنگ ایرانی می باشند. از لحاظ ادبیات نیز شاعرانی مانند خاقانی شروانی و نظامی گنجوی از خاک جمهوری آذربایجان فعلی بر خواستهاند و تأثیرهای اساسی نیز در ادبیات فارسی داشتهاند. [h=3]سینما[/h] جمهوری آذربایجان اولین کشور مسلمانی است که در آن فیلم ساخته شده است و بنابراین سینما در این کشور از نظر تاریخی نیز حائز اهمیت است. سه سال پس از اینکه اولین فیلم در فرانسه نمایش داده شد، در جمهوری آذربایجان فیلمی ساخته شد. [h=3] موسیقی[/h] موسیقی های مختلفی در جمهوری آذربایجان به گوش می خورد و این کشور از لحاظ موسیقی بسیار غنی می باشد و از موسیقی های رایج در این کشور می توان به سبک های زیر اشاره نمود: موسیقی جاز موسیقی خلق موسیقی کلاسیک موسیقی معاصر موسیقی مقام موسیقی میخانهای موسیقی آشیق عاشیق موسیقی سینمای آذربایجان موسیقی تالشی مسابقه آواز یورویژن در سال 2012 میلادی که پنجاه و هفتمین دوره سالانه مسابقه یوروویژن بود و با توجه به برنده شدن آذربایجان در سال 2011 میلادی و با ترانه "Running Scared" یا "دوران ترسیده" با اجرای دو هنرمند آذربایجانی اِلدار و نگار، این سری مسابقات در جمهوری آذربایجان و در شهر باکو و در تالار نوساز " کریستال " این شهر برگزار گردید و با توجه به تصمیم ،EBU پایان این مسابقه در 26 ماه مه 2012 میلادی برابر با شنبه 6 خرداد سال 1391 هجری شمسی برگزار گردید. ۴۲ کشور در این سری از مسابقات شرکت کردند و ترانه "سرخوشی" از لورین که نماینده سوئد بود برنده مسابقات شد و روسیه با گروه "مادر بزرگها" مقام دوم و صربستان هم مقام سوم را از آن خود کرد و آذربایجان هم چهارم شد. منبع: cisroad.com/countries/Azerbaijan/Total-info/lang/Fa