برای کسی که میخواد از گناه غیبت توبه کنه حتماً لازمه که بره و حلالیت بطلبه؟؟ کلا میخواستم بدونم توبه از گناه بزرگ غیبت به چه نحوی هست؟ در مورد حقوق معنوی مثل غیبت، باید از غیبت شونده حلالیت طلبیده شود و رضایت او جلب گردد. و اگر امکان دسترسی به آن نیست یا خود حلالیت طلبیدن منجر به کدورت و ایجاد مفسده دیگری می شود، برای او استغفار و طلب آمرزش نموده و به درگاه الهی دعا کند. توبه بهترين و مطمئن ترين راه براي جبران گذشته و پاك نمودن نامه اعمال است. توبه هيچ شكل خاصي ندارد. تنها بايد از صميم قلب پشيمان بود و تصميم جدي بر ترگ آن گناه داشت. توبهاى که جامع شرايط باشد به اجماع علما مقبول است و خداوند آن را مي پذيرد، و دليل آن گفتار خداى تعالى است كه مىفرمايد: «وَ هُوَ الَّذِى يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَ يَعْفُواْ عَنِ السَّياتِ » او كسى است كه توبه را از بندگانش مىپذيرد و بديها را مىبخشد.(شورى، 25)
پاسخ : توبه و جبران غیبت و تهمت چگونه است؟ درباره توبه از غیبت، روایات مختلفى نقل شدهاست. بعضى از احادیث، استغفار را کافى دانسته و برخى گرفتن رضایت طرف را لازم شمردهاند. در حدیثى رسول اکرم9 فرمود: »هر کس حقى از برادر دینى بر عهده دارد (آبرو یا مال) باید از او رضایت بخواهد پیش از فرارسیدن روزى که درهم و دینار یافت نمىشود و به جاى آن از حسنات و کارهاى نیک او برمىدارند. اگر کار نیکى نداشته باشد، از گناهان طرف برمىدارند و به گناهان او مىافزایند. در روایتى دیگر پیامبر اکرم(ص) گناه غیبت را از گناه زنا شدیدتر مىداند و دلیلش را اینطور ذکر مىکنند که زناکار توبه مىکند و خداوند توبه او را مىپذیرد، ولى توبه غیبت کننده آن گاه پذیرفته مىشود که رضایت طرف را کسب کند. اگر او راضى نشود، توبهاش مقبول نیست. اما در مقابل، روایاتى از معصومان نقل شده که استغفار را کافى دانسته است. امام صادق علیه السلام مىفرماید: »از پیامبر صلی الله علیه و أله و سلم در مورد کفاره غیبت سؤال شد، حضرت فرمود: « تَسْتَغْفِرُ اللهَ لِمَنْ اِغْتَبْتَهُ کُلَّما ذَکَرْتَهُ؛ براى کسى که او را غیبت کردهاى، هرگاه یادت آمد، استغفارکن» . (الكافي، ج2، ص: 358) روایات دیگر نظیر آنچه گذشت، در کتب روایى نقل شدهاست. در جمع این دو دسته روایات نظریاتى مطرح شده است: 1- آنچه وجوب طلب حلالیت را مىفهماند، مربوط به زنده بودن غیبت شدهاست اما اگر آن شخص مرده باشد، استغفار براى او کافى است. این نظریه برپایه روایتى است که امام صادق(ع) از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرد که فرمود: « مَنْ ظَلَمَ أَحَداً فَفاتَه فَلْیَسْتَغْفِرِ الله فَاًِّنَّهُ کَفّارٌَْ لَهُ؛ کسى که به فردى ظلم کند،سپس مظلوم بمیرد، گناهکار از خداوند طلب آمرزش كند که استغفار، کفاره گناه او است» . (الكافي، ج2، ص: 335) 2- مرحوم فیض راه دیگرى را براى جمع بین این دو دسته روایات ذکر کردهاست. او مىگوید: طلب حلالیت در صورتى است که خبر به غیبت شده رسیده باشد. ایشان براى ادعاى خود به روایتى از امام صادق7 استدلال مىکند که فرمود: « هرگاه غیبت کردى، اگر غیبت شده از غیبت تو با خبر شد، باید نزد او بروى و او را از خود راضى کنى، در غیر این صورت براى او استغفار کن» .121 البته این روایت در مصباح الشریعه آمده که امام خمینى(ره) آن را قابل استناد نمىداند و روایت بودن آن را زیر سؤال بردهاست. 3- بعضى گفتهاند: روایاتى که مىگوید تنها استغفار کافى است، مربوط به مواردى است که طلب حلالیت موجب درگیرى و سبب دشمنى مىگردد. روایاتى که حلالیتطلبیدن را لازم مىداند، مربوط به مواردى است که پیامد و عواقب سویى ندارد. البته چون موضوع یک سؤال فقهى است، صرف نظر از جنبه نظرى، باید وظیفه شرعى مکلفان را در این خصوص معیّن کنیم. امام خمینى روایاتى را که بر وجوب استحلال (طلب حلالیت) دلالت مىکرد، از نظر سند و دلالت ضعیف مىداند، از این رو مىفرماید: دلیلى بر وجوب آن نیست. براین اساس در استفتأ گفتهاند: جلب رضایت فرد غیبت شده لازم نیست، ولى باید توبه کند.
پاسخ : توبه و جبران غیبت و تهمت چگونه است؟ شنیدن غیبت نیز حرام است. در مواردی که دیگران غیبت می کنند، شنونده می تواند موضوع صحبت را عوض کند، و یا از مجلس خارج شود، و یا از غیبت شونده دفاع کرده و حفظ آبروی مؤمن نماید. ـ البته امر به معروف و نهی از منکر را نباید فراموش کند؛ اما اگر نهی از منکر اثر ندارد، وظیفه ای بر عهده او نیست. ـ ضمنا برخورد غیر مستقیم اثر بیشتری دارد؛ لذا تغییر موضوع صحبت، خروج از مجلس و ... نیز به نوعی امر به معروف و نهی از منکر است، ولی از نوع عملی و غیر مستقیم.