1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شعر رسوا | کاظم بهمنی

شروع موضوع توسط نگآر ‏3/9/14 در انجمن اشعار

  1. خبر خـیر تو از نقـــل رفیقـــــان سخت است
    حفظ ِحالات من و طعنـه ی آنان سخت است

    لحظه ی بغـض نـشد حفــظ کنم چشــمم را
    در دل ابـــر نگــهـــداری بـــــاران سخت است

    کشتی ِ کوچک من هر چه که محــکم باشد
    جَستن از عرصه ی هول آور طوفان سخت است

    ســاده عاشق شده ام ساده تر از آن رســوا
    شهره ی شهر شدن با تو چه آسان... سخت است

    ای که از کوچه ی ما می گذری ، معشـــوقه!
    بی محلی سر این کوچه دوچندان سخت است

    زیـر بــاران که به من زل بزنی خواهی دید:
    فن تشخیص نم از چهره ی گریان سخت است

    کوچه ی مهـــــر ـــ سـر نبش ، کماکان باران...
    دیــدنِ حـجلــه ی من اول آبــــان سخت است!!
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.