خبر خـیر تو از نقـــل رفیقـــــان سخت است حفظ ِحالات من و طعنـه ی آنان سخت است لحظه ی بغـض نـشد حفــظ کنم چشــمم را در دل ابـــر نگــهـــداری بـــــاران سخت است کشتی ِ کوچک من هر چه که محــکم باشد جَستن از عرصه ی هول آور طوفان سخت است ســاده عاشق شده ام ساده تر از آن رســوا شهره ی شهر شدن با تو چه آسان... سخت است ای که از کوچه ی ما می گذری ، معشـــوقه! بی محلی سر این کوچه دوچندان سخت است زیـر بــاران که به من زل بزنی خواهی دید: فن تشخیص نم از چهره ی گریان سخت است کوچه ی مهـــــر ـــ سـر نبش ، کماکان باران... دیــدنِ حـجلــه ی من اول آبــــان سخت است!!