1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

هفده سالگی من

شروع موضوع توسط minaaa ‏11/2/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113


    هفده سالگی من در گردنه الله و اکبر درگز
    خودش را روزی هزار بار
    از دره پرتاب می کرد
    تا شکل کدبانوگری مادرش شود !
    هفده سالگی من مولانا می رقصید
    و ترا رج به رج می بافت
    با نزار قبانی برای بلقیس می گریست !
    و سبزی پاک می کرد !
    هفده سالگی من با آنا آخماتوا روسی حرف میزد
    و آش پشت پای جوانی اش را می پخت
    و هرصبح با نخ نامرئی لبهایش را زیکزاگ بخیه می زد
    که مبادا مین هایی که تو در قلبش کاشته ای
    به یکباره منفجر شود
    و ترمه های روشن جامه عروسی اش گل گلی شود
    هفده سالگی من کوچک بود
    هفده سالگی من زیبا بود
    هفده سالگی من عاشق بود
    هفده سالگی من احمق بود
    حالا من دیگر هفده ساله نیستم
    از نیمکت نشینی خسته ام
    و تو گل زن خوبی نیستی
    از کارت های زردت خسته ام
    این بار بی اجازه داور
    من کارت قرمزرا به صورتت شلیک می کنم
    از بازی محو شو
    نوبت ... نوبت من است
    می خواهم به دنیا گل بزنم
    نمی خواهم دخترم شکل هفده سالگی من شود !