1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

رفتـــ ..

شروع موضوع توسط نگآر ‏9/8/14 در انجمن اشعار

  1. برایش شعر خواندم اشک هایش را درآوردم
    پس از یک عمر خاموشی صدایش را درآوردم

    کلیم قصه هایم دست خالی مانده بود اما
    زدم بر نیل و آخر سر عصایش را درآوردم

    دلم پر بود از دستش ولی با زور خندیدم
    و با دست خودم رخت عزایش را درآوردم

    سپس با بوسه ای زیر زبانش را کشیدم تا _
    _ته و تووی تمام ماجرایش را درآوردم

    میان ماندن و رفتن مردد بود پاهایش
    نشستم، کفشهای تا به تایش را درآوردم

    و او از خانه رفت و من برای رفع دلتنگی
    نشستم رو به آیینه ادایش را درآوردم
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : رفتـــ ..

    شعری که خوندم هم دردوغم بود هم جنبه طنز..خوشم اومد
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏1/12/11
    ارسال ها:
    4,580
    تشکر شده:
    9,041
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    Student
    پاسخ : رفتـــ ..

    زیبا بود مخصوصا بیت اولش برایش شعر خواندم اشک هایش را درآوردم... خوشم اومد

    حس خوبی بهش پیدا کردم مخصوصا به این بیت آخرش :

    و او از خانه رفت و من برای رفع دلتنگی
    نشستم رو به آیینه ادایش را درآوردم
    واقعا حسش کردم عالی بود
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.