در چشمهای تو گویی بهار هست آواز زندگی درپای جویبار هست سِحر دوچشم تو جادوی زندگی است درمن نگاه تو هموزن ساده گی است
چشم من در گیر دنیای تو شد نازنینا هستی ام غرق تو شد دفتر عمرم تا به این دم آن تو هر نفس چون میرود مال تو شد دردهای مانده بر دل شد غمی این دل پر زخم من آنِ تو شد یک دمی با من به آرامش بمان لحظه های بی قرارم از تو شد کاشف دنیای پر رمزم شدی کل دنیای پراز عشقم همه مال تو شد ***افسون در لحظه***