+ببین چه ترشیِ خوشمزه ای! -اوهوم، چقدر همه چیش میزونه +همکارم برام اورده - دستش درد نکنه .خب بین همکارات، یه دختر خانوم پیدا نمیشه؟ +دارم زندگیمو میکنم (لبخند تلخی زد و آروم تر : کسی نیس با اخلاق من سازگار باشه، خودت که بهتر میشناسی منو! - یه ذره تو کوتاه بیایی، اوکیِ + 30 خرده ای سال اینجوری بودم - حیف این دست پخت و این ترشی که تنهایی بخوری + فعلا که پسرت دو لپی داره میخوره و چیزی برای ما نمی ذاره = بیایید ماکارونی سرد شد - هیچوقت به نتیجه نمی رسیم ولی دختر خوب زیاده ... اووومدیم : ) مرداد 1402، تهران
+مامان! میشه برام بِنِبیسی؟ -چی رو بنویسم؟ +بِنِبیس: آبجی... بِبَشید ... لدفاً با من قهر نباش -خب ، نوشتم + دوتام دَلب بکش . دَلبِ اِرمِز -تموم شد؟ + نه ، بِنِبیس:دوسِت دارم، در اتاقتو باز کن - خب در اتاقش بسته اس، چه جوری میخوای بهش بدی؟ + از زیرِ در ،، بلد نیستیااا - (بماند یادگار ، شهریور 1402)
+ناراحت نباش! اول و آخرشم اون به دردت نمیخورد.. بازم.. من بزرگترتم، میتونی روم حساب کنی آبجی کوچیکه. -... +You are sad.. and make me sad too! -یه بار نشد به چیزی که میخوام برسم +همچنان ناراحت نباش، تو یه چیزی داری که بقیه ندارن -مثلا چی؟ بدبختی؟ + نه! تو منو داری -
_شاید چون مادر نداری اینجوری میکنن + چون مادر ندارم به خودشون اجازه میدن هرکاری بکنن؟ _مادرا پشت بچههاشونن نمیذارن اذیت بشن... نمیفهمم آدما چه لذتی میبرند از دردی که به آدم ها میدن...
_برو بخواب مهر، دیروقته _تو چرا نمیخوابی سار؟ _نمیبره. فردا صبح هم کلاس دارم _ساعت چند؟چطور عادت کردی ب دیر خوابیدن؟ _۱۰، نمیدونم ولی دیگه نمیبره.امروز یه دوست منو بعد مدتها دید، گفت چی میکشی انقد لاغر شدی؟ _بگو درد...درد میکشم،خیلی قویه لامصب! _خخخ... راس گفتی... _ والا
- مامان! مگه ما کلفت ایناییم؟ چرا خرید خونه اینا رو تو میکنی؟ + خب چیکار کنم؟ دخترمه.. ۲ تا دختر از دار دنیا دارم حاضرم خار به چش خودم بره به پای شما دو تا خر نره : ) - ممنونم ولی اینا خونشون مرد نداره؟ شورشو در آوردن دیگه + نگو مــــــــــــرد! اینا که مردِ واقعی نیستن.. - پس چی بگم؟! + بگو مَد، مَد!!!!!
گفتم میشه بمونی؟ گفت نه , نمیشه گفتم دختر خاله اونسری که رفتی همه اذیت شدیم دیگه نرو گفت نمیتونم باید برم گفتم دوباره بر میگردی؟ گفت نمیدونم ،فکر نکنم گفتم پس میشه خیلی زیاد بغلت کنم گفت آره جوجه بیا بغلم کاش این خواب تموم نمیشد بیشتر بغلش میکردم ۷ماهه هنوز منتظر اومدنشم هروقت پست و استوری میذارم میگم میاد برام مینویسه، قربون صدقه میره، حرف میزنیم. ولی به قول مامان آه از رفتگان بی بازگشت
+ مامان! بی نظم ، یعنی کسی که نظم نداره ؟ - بله ، درسته + بی حوصله ، یعنی کسی که حوصله نداره؟ - آفرین + حالا بی سلیقه اگه گفتی چی میشه ؟ - بی سلیقه یعنی کسی که سلیقه نداره! + نه مامان، اشتباهه... بی سلیقه یعنی کسی که سلیقه اش با ما متفاوته ؛؛ تو کتاب اشتباه نوشته - اینم حرفیه !!