یادت بماند ناگهانی را که من بودم طوفان بی نام و نشانی را که من بودم یادت بماند رنج هایی را که در من بود خودسوزی آتشفشانی را که من بودم دنیا ندید و در شلوغی های خود گم کرد تنهایی بی خانمانی را که من بودم شاید زمانی عصر تنهایی بنامندش این بی سر و بی ته زمانی را که من بودم شاید زمانی یکنفر از نو روایت کرد اوج و فرود داستانی را که من بودم این من، منِ شاید هزاران تن شبیهم را شاید ترا یا این و آنی را که من بودم