1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

بیتابــــ

شروع موضوع توسط نگآر ‏24/7/14 در انجمن اشعار

  1. داغ تو گرفت از تن من تاب و توان را
    ترسم که به پایان نرسانم رمضان را

    آه ای رطب دورترین شاخه! چه می شد؟
    شیرین کنم از شهد لبان تو، دهان را



    باید که به دادم برسد آن که به من داد
    لبریزتر از ظرف دلم این هیجان را



    بگذار بگویند که من کهنه سرایم
    یا هدیه نکردند به من طبع روان را



    تا چند فقط طوطی خاموش تو باشم
    انکار کنم این غم حاجت به بیان را؟



    یک بار به من گوش کن ای سنگ صبورم!
    تا پرکنم از قصه ی خود گوش جهان را



    آن وقت تو مال من و من مال تو باشم
    با جذبه ی یک اخم برانی همه گان را



    امشب شب قدر است عزیزم! "تو"دعا کن
    با اوست برآورده کند حاجت مان را



     
    یک شخص از این تشکر کرد.