1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

داستان و حکایت | داستان طهمورث دیوبند

شروع موضوع توسط bargezard ‏22/7/14 در انجمن داستان

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏1/12/11
    ارسال ها:
    4,580
    تشکر شده:
    9,041
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    Student
    براساس قصه های شاهنامه، طهمورث دیوبند پسر و جانشین هوشنگ بود. طهمورث وقتی به پادشاهی رسید قول داد که جهان را از بدی ها پاک کند و دست دیوها را از همه جا کوتاه کند.

    [​IMG]
    طهمورث دیوبند و شهرسب



    طهمورث
    لقب دیوبند داشت. او اهریمن را با افسون اسیر کرد و 30 سال سوار او شد و سوار بر اهریمن دور زمین را می گشت. وقتی دیوان این وضعیت را دیدند دیگر به دستوراتش گوش ندادند. دور هم جمع شدند و تصمیم گرفتند که تاج و تخت پادشاهی را از او بگیرند. وقتی طهمورث از نقشه آنها خبردار شد، عصبانی شد و به جنگشان رفت. یکی یکی با آنها جنگید. دیوها که از جنگ خسته شده بودند به او گفتند:"ما را نکش. اگر ما را نکشی به تو هنری یاد می دهیم".
    طهمورث دیوها را آزاد کرد و آنها هم به او نوشتن را آموختند. آن هم نوشتن یک خط نه. بلکه نوشتن سی خط مختلف از رومی و عربی و فارسی گرفته تا چینی و پهلوی و سعدی. بعد از 30 سال عمر طهمورث به پایان رسید.
    طهمورث ریسیدن پشم و بافتن لباس و فرش را به مردم یاد داد. پرندگان و جانوران دیگر را اهلی کرد. با دیوها جنگید و بر آنها پیروز شد. نوشتن را نیز به مردم آموخت.
    بر اساس داستان های کهن شهر کرمانشاه توسط طهمورث ساخته شده است.
    تصویر از: مهران لطفعلی