داستان دیوانه و عشق از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟ دیوانه خندید و گفت : ”عشقم” را… ! گفتند : عشقت کیست؟ گفت:عشقی ندارم...!!! خندیدند و گفتند : برای عشقت حاضری چه کارهاکنی؟ گفت : مانند عاقلان نمیشوم ، نامردی نمیکنم ، خیانت نمیکنم ، دور نمیزنم ، وعده سرخرمن نمیدهم ، دروغ نمیگویم و دوستش خواهم داشت ، تنهایش نمیگذارم ، میپرستمش ، بی وفایی نمیکنم با او مهربان خواهم بود ، برایش فداکاری خواهم کر د،ناراحت و نگرانش نمیکنم ، غمخوارش میشوم… گفتند: ولی اگر تنهایت گذاشت ، اگر دوستت نداشت ، اگر نامردی کرد ، اگربی وفابود ، اگر ترکت کرد چه…؟ اشک بر چشمانش حلقه زد و گفت : اگر اینگونه نبود که من “دیوانه” نمیشدم… !!!
پاسخ : داستان دیوانه و عشق دیدکاه شخصی من بدون هیچ مورد خلاف قوانین » اگه کسی عشق رو به معنای واقعی درک کنه و بفهمه مطمئنن دیوانه نیست و نمیشه... واسه درکشم باید از همین راه های که اسلام گفته پیش بره و استفاده کنه